سرو از چمن و غنچه ز گلزار ببردند

شاخ و ثمر و ریشۀ اشجار ببردند
دزدان مقدس به ترازوی شریعت
از کوه و کمر معدن و احجار ببردند

از مرده کفن کنده و بردند فراوان
از رهگذران کرته و پیزار ببردند
سیم و زر و اموال همه مردم ما را
پنهان و هویدا کم و بسیار ببردند
با نعرۀ تکبیر به هر جا که رسیدند
از پیکر مردم سر و دستار ببردند
این کوردلان از سر پستی و وقاحت
کلکین و در و پایۀ دیوار ببردند