برادری؛ فلم جدید روسی درمورد خروج نیروهای شوروی از افغانستان+عکس، ویدیو

په زړه پورې مطالب
Typography
  • Smaller Small Medium Big Bigger
  • Default Helvetica Segoe Georgia Times

در روسیه فلم راجع به خروج نیروهای شوروی از افغانستان به نمایش گذاشته میشود.
به زودی در روسیه فلم سینمایی «برادری» که به کمپاین افغانی سال های 1979-1989 ، بصورت مشخص به یکی از صحنه های آن — خروج فرقه 108 موتریزه از افغانستان، وقف شده، به نمایش گذاشته خواهد شد. این فلم را یکی از کارگردانان مشهور روسی، پرودیوسر ود خروج نیروهای شوروی از افغانستان وقف شده و به قول سازنده فلم، امکان نظراندازی و غور مجدد بر حوادث آن سال ها را فراهم می سازد.
مفکوره ساختن چنین فلم نزد کارگردان بعد از آنکه افسر اداره فدرالی امنیت روسیه، شرکت کننده مستقیم حوادث، به او راجع به این صحنه های جنگ معلومات داد، به وجود آمد. خاطرات و قصه های نظامیان نوشته شدند و همچنان کار بس بزرگ در باره جمع آوری معلومات آرشیفی و مواد تصویری انجام شد. پسر کارگردان الکساندر لونگین، سناریو نویس روسی، سفر دو هفته یی به افغانستان به جاهای محاربه به همراهی شرکت کنندگان جنگ در افغانستان که در روسیه بنام «افغانان» یاد میشوند، انجام داد. پاول لونگین کارگردان فلم در مصاحبه اختصاصی با اسپوتنیک راجع به جزئیات فلمبرداری این فلم چنین معلومات داد.
فلم راجع به جانبازی و فداکاری برادرانه
کارگردان فلم خود را بنام «برادری» مسمی نموده و تلاش بعمل آورده درآمیختن زندگی و سرنوشت های مختلف بشری را نشان دهد که در داستان پیچیده، از هم جدا میگردند، بازهم با همدیگر وصل میشوند. به گفته سازنده، فلم به ویژگی های معنوی-اخلاقی سرباز شوروی وقف شده است. کارگردان راجع به فلم خود میگوید:« برادری — این هنگامی که سرنوشت تو با زندگی مردم نزدیک به تو درآمیخته میشود. فلم راجع به جانبازی های برادرانه، راجع به فداکاری ها، یعنی راجع به آنچه که همیشه اردوی ما را متمایز می ساخت، حکایت میکند. برادری در این نشان داده شده که مردم چگونه یکدیگر را نجات میدهند، مردم چگونه داوطلبانه به مثابه گروگان نزد مجاهدین برای آن میروند، تا قطار را، با مخاطره انداختن جان خود، عبور دهند».
«برادری» — این فلم راجع به «قهرمانی غیرنمایشی » است
در فلم شجاعت قهرمانانه ، مردانگی، آرزوی درونی سرباز شوروی در باره کمک نمودن و نجات دادن رفیق هم رزم منعکس گردیده است. قهرمانان فلم این را به خاطر منفعت شخصی، مدال ها و تقدیر نه و نه هم به این خاطر که این کار را ایدیولوژی مطالبه میکند، بلکه فقط به خاطر آن که «آنها طوری دیگر برخورد کرده نمی توانند»، انجام میدهند.
بهتر اینست که نه جنگید و انسان خوب بود
به گفته سازنده فلم، مفکوره اساسی این فلم اینست که نباید رفقای خود را در مصیبت رها کرد و بهتر است نه جنگید، اگر میتوان کار را بدون جنگ پیش برد، زیرا هر جنگ «بی مفهوم و بی رحمانه است» و هیچ چیزی، بدون نفاق، مرگ، زندگی و سرنوشت های درهم شکسته از خود بجا نمی گذارد.
کارگردان میگوید:« میخواستم راجع به جنگ قهرمانانه، راجع به مرگ های بی مفهوم مردم جوان و راجع به این صحبت نمایم که آغاز نمودن جنگ آسان است و خاتمه بخشیدن آن همیشه بسیار پیچیده، زجردهنده و دردناک است، ولی انجام دادن این ضروری است. در این برای بشریت چه پیام وجود داشته میتواند؟ — انسان بودن، نظر به امکانات انسان خوب، به خاطریکه صحبت راجع به این مطرح بحث می باشد که تو به مفهوم واقعی کلمه انسان هستی یا نه».

ما در داغستان خود لحظه برادری را پشت سر گذاشتیم
برای گروپ فلمبرداری یافتن محل مناسب برای فلمبرداری فلم سینمایی کار ساده نبود. بعد از سفرهای طولانی در مورد فلمبرداری در داغستان فیصله اتخاذ شد، چون در آنجا تمام شرایط لازم وجود داشت.
کارگردان معلومات داد:« ما مدت زمان طولانی می پالیدیم. به ازبکستان، به تاجکستان، به کریمیا رفتیم. در تاجکستان اصلاً جنگلات وجود ندارند، فلمبرداری برخی صحنه ها ممکن نبود. ما تمام فلم را در داغستان در سه محل: در گونیب، در دیربینت و در اطراف بوینک بخش نظامی را فلمبرداری کردیم، به جای که نظامیان ما را با بزرگواری اجازه دادند. باشندگان داغستان از ما با مهمانوازی زیاد استقبال نمودند. ما با بسیاری مردم دوست شدیم، آنها در برخی صحنه ها شرکت ورزیدند. ما خود لحظه برادری را پشت سر گذاشتیم. در آنجا محله مسکونی قدیمی کاراگای وجود دارد، جای که به ما اجازه منفجرساختن وسایل آتشی و بازی نمودن جنگ سینمایی دادند».
این فلم مردانه و این جهان مردانه است
به عقیده کارگردان، این فلم بسیار ویژه است، چون در آن هیچ کدام نقش زنانه وجود ندارد. « این فلم راجع به زندگی در زمان جنگ است. واضحاً، فلم خاص است، در آنجا اصلاً نقش زنانه وجود ندارد. مردان، این جهان مردان، جهان سربازان، افسران، جنرالان و مجاهدین است. در آنجا نقش زن گنجایش نداشت. این پروسه خروج و بیرون بردن نیروها است».

در نقش افغانان تاجکان بازی میکردند
سازنده فلم برای همه نقش های افغانان هنرمندان تاجک را انتخاب کرد که به زبان دری صحبت میکردند:« همه آنها در افغانستان زندگی کرده، کسانی حتی در آنجا جنگیده اند. این به فلم موثقیت مطلق داد — روسان به زبان روسی صحبت میکنند، تاجکان — به تاجکی. سعی نمودیم این فلم را بصورت اعظمی به واقعیت نزدیک سازیم».
هلیکوپترها، زرهپوش ها و سربازان
وزارت دفاع فدراسیون روسیه از گروپ فلمبرداری حمایت نمود و تخنیک جنگی را در اختیار قرار داد و همچنان سربازان را به داغستان جهت فلمبرداری خدمتی روان کرد.
حال آن افغانهای قابل تاسف بود که در آنجا ماندند
کارگردان در فلم خود افغانان مختلف را نشان داده — هم مجاهدین، هم افغانان عادی و هم آنهایی که در پهلوی اتحاد شوروی کار میکردند. به گفته او، افغانان اردوی روسیه را با گرمی یاداوری میکنند و امریکایان را زیاد دوست ندارند. لونگین میگوید:« چنین احساس وجود دارد که روسان به آنها بسیار نزدیکتر بودند».
جنگ زندگی مردم را می شکناند، آن را تغییر میدهد و آن را میگیرد. به گفته سازنده فلم، مردم را به زور به بسیار مشکل میتوان تربیه کرد و زندگی آنها را تغییر داد، به خاطریکه عدم تفاهم و فاصله بوجود می آید که به بسیار مشکل میتوان آن را تحمل کرد. کارگردان گفت:« میخواهم بگویم که حال آن افغانهای قابل تاسف بود که ما در آنجا تنها گذاشتیم، آنهایی که با ما کار میکردند، آنهایی که سعی مینمودند سوسیالیزم اعمار کنند. اینکه سرنوشت بعدی آنها چه شد، ما نمی دانیم: آیا آنها زنده ماندند، آیا آنها پنهان شدند، آیا از آنها انتقام گرفتند یا خیر — ما نمی دانیم».