عبدالملک پرهیز
در تاریخ ملتها، لحظاتی وجود دارد که هستی و فلسفه وجودی آن ملت به آزمون گرفته میشود. تجاوز، اشغال و دخالت خارجی از جمله همان آزمونهایی است که نه تنها خاک، بلکه وجدان جمعی یک ملت را هدف قرار میدهد. در سالهای اخیر، با گسترش سیاستهای تجاوزگرانه پاکستان علیه افغانستان، شماری از چهرهها و جریانها به جای دفاع از خاک، تمامیت ارضی و استقلال کشور، در صف متجاوز ایستاده شدند و موجودیت افغانستان را بیمعنا خواندهاند.
پرسش اصلی این است: آیا فلسفه وجودی افغانستان واقعاً پایان یافته است؟ و آیا ایستادن در کنار تجاوزگران خیانت به وطن نیست؟
پاسخ روشن است: خیر، فلسفه وجودی افغانستان نه تنها پایان نیافته، بلکه امروز بیش از هر زمان دیگر معنا پیدا کرده است.
باید از خود پرسید، فلسفه وجودی افغانستان چیست؟
۱. باید ګفت، فلسفه وجودی هر ملت بر سه پایه و اصل استوار است:
۱. خاک و تمامیت ارضی
۲. مردم و تنوع قومی و فرهنگی
۳. استقلال و اراده آزاد در تعیین سرنوشت
افغانستان از زمان تأسیس، بر محور آزادی از سلطه بیگانه بنا شده است. این کشور نه با بخشش قدرتهای بزرگ شکل گرفت و نه محصول اشغال بود؛ بلکه نتیجه مقاومت، همبستگی و اراده مردمش است.
پس، هرکس که بگوید فلسفه وجودی افغانستان پایان یافته، در واقع میخواهد هویت مستقل و تاریخی این ملت را انکار کند.
۲. تجاوز پاکستان؛ آزمونی برای استقلال ملی
پاکستان از بدو تأسیس، افغانستان را نه بهعنوان یک همسایه، بلکه تهدیدی برای موجودیت سیاسی خود دانسته است. از مسئله خط دیورند تا حمایت از گروههای مسلح و بیثبات سازی داخلی، سیاست اسلامآباد همواره بر تضعیف استقلال افغانستان استوار بوده است.
این سیاستها ریشه قومی یا مذهبی ندارند؛ بلکه ذاتاً استعماری و ژئوپولیتیکی اند. هدف نهایی، حذف استقلال افغانستان و تبدیل آن به عمق استراتژیک پاکستان است.
در چنین شرایطی، هر فرد یا گروهی که تجاوز پاکستان را توجیه کند یا در برابر آن سکوت نماید، در عمل در صف دشمن وطن قرار گرفته است.
۳. منطق اخلاقی و ملی در برابر تجاوز
وفاداری به وطن بر دو اصل استوار است:
۱. دفاع از منافع ملی در برابر تجاوز خارجی.
۲. حفظ وحدت ملی فراتر از قوم، زبان یا مذهب.
هرکس که با تکیه بر قومیت یا منافع زبانی، تجاوز بیگانه را توجیه کند، عملاً به وحدت ملی و استقلال کشور آسیب میزند.
وقتی عدهای میگویند: «جنگ پاکستان جنگ غیرپشتونها نیست»، در واقع منطق دشمن را بازتاب میدهند. تجاوز به خاک وطن جنگ هیچ قوم خاصی نیست؛ این جنگ علیه تمام ملت افغانستان است.
۴. آیا فلسفه وجودی افغانستان بیمعنی شده است
خیر. فلسفه وجودی افغانستان، در هر زمان که مورد تجاوز قرار گیرد، تازه احیا میشود. از احمدشاه درانی تا امروز، بنیاد اندیشه ملی ما آزادی در برابر سلطه بوده است.
ممکن است نظامها تغییر کنند، دولتها سقوط کنند، اما ایده افغانستان – خانه مشترک اقوام و نماد استقلال – هرگز نمیمیرد.
۵. خیانت ملی؛ چهره پنهان همسویی با تجاوز
خیانت به وطن تنها فروش خاک یا همکاری نظامی با دشمن نیست؛ گاه یک موضع سیاسی یا یک جمله میتواند به اندازه یک گلوله خطرناک باشد.
وقتی کسی تجاوز پاکستان را موجه جلوه میدهند، در واقع به تجاوز مشروعیت اخلاقی میبخشند. این خطرناکتر از جنگ است، زیرا وجدان ملی را از درون تضعیف میکند.
از دید منطق ملی و فلسفه اخلاق، ایستادن در کنار متجاوز، خیانت آشکار است، نه فقط به خاک، بلکه به روح تاریخ افغانستان.
افغانستان تنها یک جغرافیا نیست؛ یک اندیشه است، اندیشه آزادی و استقلال. فلسفه وجودی آن در هر زمان که به چالش گرفته شود، معنا و قدرت تازهای میگیرد.
توجیه تجاوز پاکستان، همسویی با استعمار نوین است. امروز وظیفه هر افغان، فارغ از قوم و زبان، این است که از هویت ملی و استقلال کشور خود دفاع کند.
زیرا اگر ما از فلسفه وجودی افغانستان پاسداری نکنیم، دیگران برای ما فلسفه نابودی خواهند نوشت.
فلسفه وجودی افغانستان و موضعگیری در برابر تجاوز پاکستان
Typography
- Smaller Small Medium Big Bigger
- Default Helvetica Segoe Georgia Times
- Reading Mode