تو جھ بر کتاب ارزشمند »سرنوشت خانواده ھا در جوامع غربی« اثر میرعنایت ﷲ سادات ‏

تو جھ بر کتاب ارزشمند »سرنوشت خانواده ھا در جوامع غربی« اثر میرعنایت ﷲ سادات ‏

 را در ضمیمه مطالعه نمایید pdf‎  ‎
نویسنده : ماریا  دارو  ‏
تو جھ بر کتاب ارزشمند »سرنوشت خانواده ھا در جوامع غربی« اثر میرعنایت ﷲ ‏سادات ‏
کتابھای  بسیار درباره  مسائل  اجتماعی  و فرھنگی  و اقتصادی از قلم نویسندگان بھ  چاپ رسیده  و مطالعھ نموده  ام  ُبدیھی است  با ‏مطالعھ  ھر کتاب یک کمبود در بعضی  بخشھای اجتماعی  و اقتصادی و فرھنگی در ذھن خواننده  خطور می نماید اما جناب  محترم  ‏سادات  در این  زمینھ  آنقدر بدقت  تحقیق و پژوھش نموده  اند کھ  ھیچ گونھ  خلا در مسائل  مربوط  بھ  خانواده  تاثیرات اجتماع ُ ‏فرھنگ ُ اقتصاد و اقتصاد . سیاسی بر خانواده در اثر شان بنظر نمی رسد ‏


محترم  سادات  دو قاره  امریکا و اروپا را از  مبدای  زندگی  انسان  در کره  خاکی  و از مبتدی  ترین اقتصاد اولیھ  خانواده تا رشد ‏اقتصاد . امروز  قدم بقدم با رشد و نموی فکری  انسانھا و انعکاس  سوء آن در رشتھ  تحریر  درآورده  است   ‏
این  اثر گرانبھا در یکصد و سی وسھ  صفحھ  و چھارده  عنوان  درشت و درخشنده  کھ  خواننده  را بھ  عمق  مطالعھ  دعوت  می ‏نماید  ُ . مرتب  شده  است. بگونھ  مثال  نکات  عمده  این  آن را خیلی  فشرده  بھ شما  بازگو می دارم ‏
کانون خانواده  یکی از استوار ترین و دیرینھ ترین واحد اجتماعی می باشد کھ تداوم فرھنگ و اقتصاد با رشد فکری  ایشان تسلسل ‏داشتھ است . بھ گواھی تاریخ  در شرق  نخستین گھواره تمدن و فرھنگ آغاز گردید و تاسیس خانواده از  منزلت  وارج فراوانی ‏برخوردار بوده  ‏
‏. است. ادیان سماوی، پیامبران ، نظریھ پردازان و مصلحین اجتماعی  واحد خانواده را اساس  زندگانی  جمعی قلمداد نمودند ‏
درباره انواع خانواده سخن بسیار تذکر رفتھ است و سیر تحول آن در پویھ تاریخ یکی از مباحث دلچسب جامعھ شناسی می باشد. کانون ‏خانواده کماکان در خاورزمین از مقام و اعتبار فراوانی برخوردار است  ولی در سرزمین غرب در برخورد با مظاھر دنیای مدرن از جملھ ‏تقسیم کار،  فردگرایی  و آزادی ھای مدنی و استقلال اقتصادی جنس زن، واحد خانواده دستخوش دگرگونی ھایی شد کھ از دید ما شرقی ھا ‏زیان پذیر می .باشد ‏
تحقیقات  بسیار پرمایھ بقلم نویسنده و  پژوھشگر  توانا »سادات« کھ تمام جوانب موضوع را بھ بررسی گرفتھ است ُ گواھی  ‏دیگریست بر . تاریخ  تمدن شرق و افول  تمدن غرب ‏
‏ در این کتاب درباره پیدایش و ساختار خانواده  ھا در یونان قدیم، امپراتوری روم و قبایل جرمن سخن رفتھ است. و ھمچنین مولف ‏صاحب نظر چگونگی خانواده را در قرون وسطی کھ سلطھ  فئودالھا و پاپھ داری آنھا را بھ بررسی گرفتھ واز گذار” خانھ” بھ فامیل  و ‏شکل گیری .گزینش ھمسر بحث کرده است ‏
بھ دنبال آن جھش ، در مورد چند و چون خانواده در دوره  رنسانس و تاثیرات دوران  رمانتیک و انقلاب صنعتی  بر فامیل ھای غربی ُ ‏بھ  سنجش  پرداختھ است. ھمچنان از فروپاشی دودمان ھای باختری و تاثیر مسائل اقتصادی  بر ثبات وبی ثباتی  خانواده ھای اروپایی ‏مطالبی .زیاد را با نقل  قول  از نویسندگان  بزرگی عنوان کرده است ‏
‎ ‎
متعاقباٌ از دستیابی زنان بھ حقوق مدنی و اوج گیری جنبش ھای فمینیستی  در زمان معاصر اضمحلال خانواده، افول تمدن غرب تاثیر ‏انحرافی وسایل اطلاعات جمعی، ضعف سیستم تعلیم و تربیھ ، مضیقھ ھای مالی ، برچیده شدن سفره غذا از داخل فامیل، ترویج  زندگی ‏تنھایی، گریز از وظایف مادری و پدری، خدشھ دار شدن مفھوم بزرگ ” مادر بودن” و انتقال  کلان سالان از کاکون گرم  خانواده بھ  ‏اماکن  بزرگسال و .سرانجام سرنوشت فامیل  معاصر بھ تحلیل گرفتھ شده است ‏
ناگفتھ پیداست کھ تمام مسایل مطروحھ  از اھم  قضایای  زندگی ما افغانھا می باشد و چھ بھتر خواھد بود کھ خوانندگان ھموطن ما این  ‏کتاب ‏
‏.ارزشمند را مطالعھ و از محتویات  پربھای  آن فیض برده  و منحیث یک  رھنمود بزرگ  برای  نسل ھای  جوان ما پیشکش بدارند  ‏جناب  محترم  سادات این اثرش را برای  ھموطنان کھ بنا بر اجبار ھای  متنوع  از سرزمین  خویش  دوری  گزیدند ُ اما در تار و پود  ‏وجود شان بھ  فرھنگ  بالنده  ای  خویش  عشق  میورزند و أن ھایی  کھ  حتی  در دیار غربت  بازھم  برای خود و فرزندان شان ُ یک  ‏محیط  .دلپذیر  فرھنگی ایجاد  کرده  اندُ  بحث  نموده اند ‏
جناب  سادات  رابطھ انسان  با اقتصاد و مسایل  اجتماعی  را با مطالعھ  و مشاھده  دو قاره (آمریکا – اروپا) کھ  خود  پیشرفتھ  ترین  ‏قاره  ھای جھانی میباشند ُ بھ  تحریر درآورده  است.  ھمانطور کھ  با رشد و نموی  ذھنی  انسانھا تمام  مسائل  مربوط  بھ  زندگی  ‏نیز  ارتقا می نماید و سطح  زندگی  انسانھا را نیز بھ حرکت  درمی آورد . در شرایط  کنونی  کھ علم  و تکنالوژی  بھ  سرعت  صوت  ‏سریع  شده  است  .شیرازه  خانواده  ھا از ھم پاشیده است ‏
در زمانھای  قدیم  شرق  نخستین  گھواره  تمدن  و فرھنگ  بوده و با ازدواج  ھای  مشروع  و تاسیس خانوده  و تولید نسل بھ  غنای  ‏فرھنگ  .افزوده  میگردد و خانواده از منزلت  فراوانی  برخوردار بوده  اند  ‏
در این کانون  کوچک  خانوادگی  کھ  پدر رئیس خانواده  و مادر مرکزیت  و شمع  درخشان آن  بوده  و تمام فرزندان از روشنایی  ‏افکار مدبرانھ  پدر و مادر بھره  می بردند.  مادر در پرورش و تربیت  سالم  فرزندان و پدر در تھیھ  و برآورده  ساختن  معیشت  ‏زندگی  خانواده .مکلف  بودند  ‏
کانون  کوچک خانواده  نمونھ  از اجتماعی  بزرگ  محسوب  می گردد.  بنا یک خانواده  سالم  عبارت از یک زن  و مرد  مزدوج  بود ‏کھ با فرزندان  شان  مشترکاٌ با محبت  زندگی خانوادگی  را سپری  می کردند کھ در آن  مناسبات  جسمی  ُ روانی  ُ اقتصادی  و اخلاقی  ‏با ھم  گره  میخورد. بھ ھمین  ترتیب  خانواده  بین  والدین  و فرزندان  و با نسل ھای  بعدی  پیوند  خونی  و خانوادگی  برقرار می ‏کردند و از اھمیت  .زیادی  در اجتماع  برخوردار بوده  و جایگاه  ویژه  در جامعھ  داشتند   ‏
‎  ‎
توجیھ نادرست  از رشد اقتصادی  جامعھ ُ » تشکیل  اقتصادی فامیل « ُ حقوق مدنی زنان ُ جنبش  زنان در کشاکش مباحثات تئوریک ُ ‏انحرافات  جنسی ُ آزادی  و یا اسارت جدید زنان  ُ انحرافات وسایل  اطلاعات جمعی  ُ ضعف سیستم  تعلیم وتربیھ  ُ مضیقھ ھای  مالی  ُ ‏تجرید کلان سالان از کانون خانواده  در خانھ  ھای  مخصوص  کلان سالان ُ ترویج سریع زندگی  تنھایی ُ تخدیش مفھوم بزرگ  » مادر ‏بودن«ُ  ھمھ  . و ھمھ از یک طرف  خانواده  را در معرض  خطر قرار میدھد و از  طرف دیگر سرنوشت زندگی  معاصر  غرب را بھ ‏کجا خواھد  کشانید با مطالعھ  ھر برگھ  این  کتاب با واقعیت ھای زندگی  روزمره  خویش  ُ محیط  و ما حولیکھ  زندگی  داریم  برخورد  ‏می نماییم و می بنییم  .در پرتو این  وضع  جای  نظم  جمعی  و گروھی  را یک نوع فرھنگ  منفرد سازی  اشغال  نموده  است ‏
مخصوصاٌ خانواده  ھای  زیاد از  شرق در اثر عوامل  مختلف  راه  خویش را بسوی  جوامع  غربی  گشوده  اند و بھ خاطر ادامھ  زندگی  ‏و بنای  اقتصادی  از دست رفتھ  شان  مصروف  وظایف شاقھ  طبق  پروگرامھای  وضع  شده  ممالک  میزبان  گردیده اند و روابط و ‏ضوابط و .ارزشھای  خانوادگی  شان در معرض  انحطاط  قرار گرفتھ و » فقر  معنویت « آنھا را تھدید  می نماید ‏
جناب  سادات می نویسد ُ  اندیشھ  پردازان  غربی  تحقیقات وسیع  در زمینھ و دوام  مسایل  فرھنگی و تمدن شرق  انجام داده اند و ‏عوامل  بازدارنده  ای  رشد اجتماعی  را برجستھ  نموده و بھ  پیروی  از راه  ورسم  زندگی  غرب  تشویق  می نمایند ُ بدون  اینکھ ‏پرده  از حقایق  .دردناک  زندگی  اجتماعی  جوامع  غربی  خویش  بردارند ‏
بھ  گواھی  تاریخ  باید اظھار  کرد کھ  اگر مدنیت ھای  شرقی  مورد تھاجم  قرار نمی گرفت  ُ یقیناٌ امروز  درخشش آن  تمدنھا  ‏جھانی  .میگردید و نمی گذاشت  انسانھا چنین  کجراھھ  ھارا طی  طریق  نمایند ‏
در چنین  روند اجتماعی  والدین  مکلف اند کھ  اطفال  شان را بھ  داشتھ  ھای  فرھنگی  و مزایای فرھنگی خویش  آشنا بسازند و در ‏پرتو  .یک  توازن فرھنگی  میان  ھردو فرھنگ  تربیت  بنمایند تا از مصایب  روحی  در امان بمانند ‏
درک  واقعیت  ھای  تاریخی  و خود آگاھی  و شناخت  دقیق از موازین  و ارزشھای  متفاوت  شرق و غرب » خود  ُ خانواده و ‏فرزندان « .شان را از سقوط  در پرتگاه  انحرافات  غربی  نجات بخشند ‏
زیرا سقوط  در پرتگاه  انحرافات جوامع  غربی  موجب  گسستن  شیرازه  خانوادگی  میگردد. از آگاھی  تاریخ  یک  واقعیت  مسلم در ‏رابطھ  بھ  رشد تمدن ھای  مادی  و معنوی  جوامع  بشری  نتیجھ  بدست  میآید کھ  ھمھ یکسان  رشد نکرده  و نمی نمایند اما در اثر ‏پیشرفت  و انکشاف  سریع  تکنولوژی  مدرن امروز این  کمبود  رفع شد . اما رفع  این کمبود یک  خلای  بزرگ  دیگری  را بوجود ‏آورد کھ  موجب  انحطاط  تمدن غرب  گردیده و این انحطاط ارزش ھای  پسندیده  فرھنگی و فی المجموع  بشری  و باعث  پاشیدن  ‏شیرازه  خانواده  گردیده  . است . چون  خانواده  ھا  جامعھ را تشکیل  میدھد باید از گزند انحطاط در امان  بماند ‏
تحقیقات بزرگ در مورد  فامیلھای  غربی  چندان  قدامت  تاریخی  نداشتھ  و اکثراٌ پس از طی  سالھای  اول  جنگ  جھانی  دوم ُ  طی  ‏نشرات  پراکند انتشار یافتھ  است.  بعدا تحقیقات  شیوه  ھای  مشخص  را تعقیب  نموده  و آنھم  بیانگر طرز دید گروھھای  معین  ‏اجتماعی  را در بر داشت.  شماری از محققان  معتقدند کھ انسان  از آخرین   وابستگی  ازاد  میشود.  نظریھ  پردازان  غربی  ھرکدام  ‏شیوه  ھای  معین  را  تحقیق  می نمایند و در  اثر آن  موفق  بھ  تحلیل  بخشی  از  واقعیتھا  و یا پیشبنی  از پدیده  ھای  در زمینھ  فامیل ‏ھا گردیده اند.  بگونھ  مثال  یک  دانشمند آمریکایی  در سال  (‏‎٢٠٠٠‎‏) تاثیر عمده  مدرنیزیشن را در بمیان  آمدن  » فامیلھای  حجروی ‏معاصر« میداند . از این  نقطھ  نظر فامیلھا  کوچک  حجروی  بخاطر اجرای  وظایف  شان  برای  سیستم  سرمایھ داری  مساعد  بودند ‏چونکھ  در ھرکجا زمینھ  بھ جلب قوای  کارشان  مساعد بود و در حالیکھ  جوامع » عنعنوی« در وجود  تعلقات  قوی تر و بزرگتر  ‏خانوادگی  ُ خود بمثابھ  ای  مانع  بودند و از استقلالیت  فردی  جلوگیری  می نمودند.  این  تئوری  منفرد سازی  و تغییر  در فامیلھا و ‏فاصلھ  گیری از عنعنھ  و انتقال  نفوذ بھ  .مراکز  صنعتی  و شھر باعث  انشقاق  فامیلھا شده و بھ سرعت  انفرادی  سازی  جامعھ  ‏افزایش  پیدا کرد ‏
تاریخ  تمدن بشری  کھ اولین  گام در جھت  پیدایش  و تکامل  جامعھ  را آغاز  نمودُ مفھوم  آن خانواده  و تشکیل  آن  بود . از  ھمین  ‏جھت  خانواده  اولین  تشکیل  اجتماعی  و پایھ  و تھداب  ھمھ ای  تمدن ھا در طول  تاریخ  بشر محسوب  میشود  و بھ  عبارت دیگر » ‏خانواده« .یعنی بھ  اصطلاح امروز » فامیل  «حجروی  اولین  زیربنای جامعھ  میباشد ‏
جناب  سادات  تحقیقات  خود را از  جوامع مترقی اروپا  با پیدایش  تمدنھا  و پیشرفت  ھای  اجتماعی  اقتصادی  و انقلاب  صنعتی  و ‏سایر مزایا و اھمیت  بشر و نواقص  و اسارت  ھای  ظالمانھ  بشر در طول  تاریخ  در کشورھای  فرانسھ  ُ جرمنی و تمدن روم  و ‏یونان  با نقل  قول  از محققین  بزرگ  و  دانشمندان  معروف  بررسی و جمع  آوری  نموده  و با مثال  ھای  خیلی  دلچسب  تاریخی  ‏از نقطھ  نظر حقوقی  اجتماعی  ُ اقتصادی  ُ روابط  و پیوند ھای  اخلاقی  مانند ازدواج  و تشکیل  خانواده ُ  رسم  و رواج ھا و مذاھب  ‏و تاثیر  عقاید مذھبی  بالای  روابط  انسانھا  وضع  قوانین  اجتماعی  و مذھبی  و اثرات  انقلاب  صنعتی  کھ باعث  از بین  بردن  ‏زندگی  در» خانھ«  و غیره  شد ُ . تحریر کرده است  ‏
در صفحھ  (‏‎۴۶‎‏) این  کتاب  زیبا از قول  یک  دانشمند  فرانسوی  بنام » ایمل دورکھیم « (‏‎٨۵١٨‎‏-‏‎١٩١٧‎‏) انقباض  خانواده بشکل  ‏فامیل} ھای  معاصر و تغییر موقف  فامیلھا در جامعھ چنین آمده  است  کھ  دینامیزم  »تحرک« اقتصادی  ناشی از  انقلاب  صنعتی  ‏باعث تقسیمات فامیل  ھای  حجروی  گردید. از این رو بر اساس  جامعھ شناسی ُ اصطلاحات فامیل ھای  بورژوازی  یا شھری ُ ‏فامیلھای  کارگری  و فامیلھای دھقانی  پدید آمد. ھمچنین در دو قشر  بورژوازی  و کارگری تغییرات  غیر قابل  تصور  رونما گردید.  ‏زنان مربوط  بھ  فامیلھای  بورژوازی  در ابتدا از جریان  تولید  دور مانده بودند و وظایفشان  پخت  وپز و تربیھ  اطفال  بود اما زنان  ‏مربوط بھ  فامیلھای  کارگری  عمیقاٌ در جریان  تولید  کشانده  شدند و این پروسھ  موجب  شد  تا فرصت  کمتر  برای  زندگی  شخصی  ‏و فامیلی  خود  داشتھ باشند. آنھا  وابستھ بھ  تولید شدند  زیرا  تنھا معاش  شوھران  شان  برای  نیاز ھای  زندگی  مکفی  نبود.  بھ  ‏این  ترتیب  بھ  شمار  زنانی کھ  در کار ھای تولید  سھیم بودند  افزایش  بعمل آمد.  درحالیکھ تا قبل  از جنگ اول  جھانی  یکبر سھ  ‏حصھ  زنان مربوط  فامیلھای کارگر در کار  و تولید  برون  از منزل  استخدام  میشدند. این  معضلھ  ناآرامی  ھای  اجتماعی  را تشدید ‏میکرد. فامیلھای  بورژوازی کھ زنان  صرفاٌ وظایفشان در داخل  منزل  خلاصھ  میشد ُ دیر دوام نکرد . عواید مرد در این  قشر ھم  ‏ناکافی  گردید و مدل  دلخواه  فامیلھای  بورژوازی  نیز برھم  خورد و کار زنان  در خارج از منزل بھ  یک  واقعیت  عینی جامعھ  ای  ‏صنعتی  مبدل  گردید. اشغال  زنان  در کار ھای  برون خانھ کھ  ثمره  انقلاب  صنعتی  بود  زنان را از  نظام  کھنھ  ازاد ساخت  و  ‏نظام  بورژوازی  نتوانست  آنھا را داخل  پروسھ  فامیل جدید  بسازد تا در  پرتو آن  مصالح  علیای  خانواده نیز برآورده  شده  بتواند.  ‏در آن  شرایط نوین  اجتماعی  و اختناق و تسلط  ذھنیت  پدر شاھی  در جامعھ چندان  مخالفت شدید  بروز نمی کرد. در قرن  ھجدھم  ‏کھ  نظام  فیودالیزم افول  کرد و پیامد آن  پیدایش شھرھا  و سلطھ ای  قشر شھری ( بورژوازی ) شد .  شھر ھا بھ  محور اقتصاد و بھ  ‏مرکز  صنعت و تجارت مبدل  گشت. جای  تولید خانگی بھ  صنعت  کارخانھ یی  .و تجارت تبدیل  شد و مردان معاش  بگیر نیز وابستھ  ‏ای  ھمین  اجتماع  گردیدند ‏
در اثر تغییرات فوق الذکر و زندگی  شھری  خانواده نقش  خصوصی  خود را ازدست  داد و عرصھ ھای  اجتماعی و خصوصی از ھم  ‏جدا شدند و در حیطھ ای  صلاحیت ھای  دولت  ھا قرار گرفتند. مصروفیت  وظیفوی  والدین در جھت  تربیھ لازم و مطلوب  اطفال از ‏میان  رفت .و  وظایف  تعلیمی  کھ از جانب  فامیل  پیش برده  میشد در پرتو قوانین  اجباری  ُ بھ سیستم مکاتب  محول شده و از فامیلھا  ‏منفصل  گردید متاسفانھ  روی  نتایج و دلایل  فوق الذکر بخش  بزرگی  از جوانان  امروز کھ علاقمند  ازدواج  می باشند بھ تداوم  ازدواج ‏با ھمسر آینده شان  مطمئن  نیستند. نقطھ  مشترک  فرھنگی  میان  جوانان امروز و حتیَ در بین جوانان ھم  کیش نیز کمتر دیده  میشود. ‏اما این  مشکل  در جوانان  شرقی بخصوص  آسیا میانھ  کمتر بوده و ھنوز عنعنھ  در تربیت  آنھا  موثر بوده  و احترام  بھ مقام  شوھران ‏از طرف  خانمھا ارج .گذاری  میشود ‏
تحقیقات  دانشمندان  آمریکایی  نشان  میدھد کھ انگیزه  اقتصادی  در ازدواج ھا برای  کسانی کھ  عواید بیشتر دارند موثر و میسر بوده  و ‏در حد وسط و یا بالا قرار دارد و کسانی کھ عاید کمتر دارند  علاقھ بھ  ازدواج  کمتر و ضعیف تر می باشد. بعضی  از دانشمندان  و ‏جامعھ شناسان  تغییرات  در موازین  خانوادگی را زیر اصطلاح » تکامل  تدریجی « بررسی  می دارند اگر این  اصطلاح تکامل بمقصد ‏انکشاف  قواعد ازدواج بھ سطح  متعادل میان  زن و شوھر در درون  خانواده  باشد  درست  است . اما در حال  حاضر و در شرایط ‏موجود استعمال  اصطلاح  تکامل  صدق  نمی کند ُ خانواده  ھا در حالت از ھم پاشیدن  است  زیرا تشکیل  خانواده ھای  عنعنوی  بنابر ‏ظھور عوامل  اقتصادی  و اجتماعی  جدید از ھم  پاشیده  و جای  آنرا ساختار  فامیل ھای عصری  گرفت.  تشکیل  اقتصادی  فامیلی  و ‏فردی  ضعیف  گردید و شمار  ولادات اطفال  و  ازدواجھا  و طلاق  از تعداد خانواده  ھای  آمریکایی  میکاھد.  کثرت طلاقھا  خانواده ھا ‏را تجزیھ  نموده  و یک  فامیل .مکمل  بھ دو فامیل  نامکمل  تقسیم  میشود ‏
‏ بنابر از ھم پاشیدن  فامیلھا و ضعف اقتصادی  ُ اطفال  درسن  خیلی  جوان و پیش از وقت در صفوف  قوای  کارگمارده  میشوند و اکثر ‏دختران  وپسران الی  سن  قانونی  ھجده سالگی  در یک ساختار غیر فامیلی در اماکن  اختصاصی  ُ موسسات  تربیھ مجدد ُ لیلیھ ھا و ‏کالج ھا .و ھمچنان  کلان سالان  نیز در اماکن  تحت  نظارت  موسسات  اختصاصی زندگی  می نمایند ‏
در سال نزده شصت و شش یک  نویسنده  آمریکایی بنام  »بیتی فریدن« با  سھم گیری  مونث  گراھا  یک سازمان ملی  مدافع زنان را در ‏امریکا تاسیس کرد و متعاقباٌ در اروپا  نیز بنا بر ھمین  خواستھ ھای  مشابھ تاسیس شد کھ ھدف  اصلی  آنھا مبارزه بخاطر حقوق  مساوی  ‏زنان در  داخل  خانھ و  محل کار و الغای  تبعیض در برابر زنان ُ تثبیت سطح  مزد زنان ُ تنظیم  امور عواید و بالاخره   لغو قیودات  بر ‏روابط  جنسی  و رفع  ممانعت  بر سقط  جنین  شد.  بھ عبارت  دیگر  فمینیست ھا( مونث گرا ھا )می خواستند زن بھ  »آزادی  بزرگ« ‏نایل  آید و نقش  آنھا در اقتصاد وسایر عرصھ  ھا بلند برود. جنبش زنان  در نیمھ  دوم  قرن بیست رونق  تازه  یافت  و روحیھ  اعتراض  ‏جوانان  اروپا  و امریکا  گسترش پیدا کرد و سرانجام  جنبش مذکور  بنام( جنبش ضد اتوریتھ ) شھرت  یافت. عمدتاٌ نسل  جوان  شامل  ‏محصلان  دانشگاه  ھا و مکاتب  بودند کھ در برابر موازین  اجتماعی  نضج  یافتھ نیاکان شان  قیام  کردند. حرکت  آنھا از مقابلھ  علیھ ‏جنگ آمریکا در ویتنام آغاز  شد و از ھمین  جنبش  جریانات  ضد جنگ  تقویت یافت . در نھایت  جنبش  صلح ُ   بعد اٌ علیھ  مسابقات  ‏تسلیحاتی و سپس جنبش . » سبزھا « در برابر استفاده  بی بند و بار از طبیعت بمیان  آمد ‏
در پھلوی  این  دو جریان  برخی  میلانھای  انحرافی  نفع بردند کھ  علاقمندی  و آزادی  بنام » ھم جنس بازی «و قانونی شدن  سقط  ‏جنین  .را میخواستند ‏
مقامات  مسئول این  دو قاره  »امریکا و اروپا« نتوانستند  شرایط  مساعد  اقتصادی  و اجتماعی  را بحیث  متعادل  ساختن موقف  زن و ‏مرد . در جامعھ  ایجاد بدارند بلکھ  با اشتھارات  ترغیب  انسانھا موجب  ناآرامی ھا  در خانواده  ھا گردیدند      ‏
خانواده ھا در معرض انحرافات جنسی قرار گرفتند و ذھنیت  انحرافی در جوامع  غربی  سبب ترویج  ھمجنس بازی  و انحراف از ‏جاده  .موازین  فرھنگی و اجتماعی  گردید و حتی کلیسا ھا از حضور  جوانان  تھی  شد  ‏
در چنین  حالت با نفوذ آزادانھ ھمجنس بازی در جامعھ ُ  و آزادی  عمل ھم  جنسبازی  رسماٌ در بسیار از کشور ھای  غربی  شناختھ شد. ‏
قانونی  ساختن  ھمجنس بازی اخلاق ُ تربیھ  و تولید  نسل  را برھم  میزند. و ازدواج  ھای  رسمی میان  دو  جنس مخالف  ( زن ‏ومرد)  .مفھوم خود را از دست  میدھد ‏
‏.با قانونی  ساختن  این عمل  بھ ھمجنس  بازان جرات  میدھد تا رسما ٌاطفال  را بھ  فرزندی  گرفتھ  تربیت  نمایند  ‏
‏ فضای  سالم  تربیت اطفال  و محبت  خانواده را برھم  میزند و بقای  نسل را بھ مخاطره  می اندازد. در  پرتو این  قوانین  انفرادی  ‏ساختن  زندگی  جوانان  ُ و کوچک  شدن  خانواده  ھا و سقوط اخلاق در جامعھ  آنقدر مسلط  گردیده  است  کھ بسیاری  از جوانان  ‏بدون  ازدواج  .رسمی  با ھم  زندگی  و بھ تولید نسل می پردازند. این  قوانین ھمچنین  جنبش  ھای  زنان و حرمت  زنان را  در ‏جامعھ پایین  آورده است  آزادی  کلمھ ای  مبارک  و مقبولی است اما بی  حیایی  و بی شرمی  را بجای  آزادی  ھای  اجتماعی  و ‏فرھنگی  مطرح  ساختن  گناھی  بزرگ  و جبران  ناپذیر می باشد کھ  تمام بشریت را بھ  خطر  مواجھ  می سازد .  ھمانطور کھ  ‏شیوه  پدرسالاری  در جامعھ  تطابق  نیافت این آزادی  لجام گسیختھ ُ آزاد منشی  زنان و مردان با وقار را با قید و بندھای  ناشی  از ‏سیستم  موجود اقتصادی غرب در اسارت  قرار .میدھد ‏
نقش  خانواده  کھ  در پیدایش  تمدنھای  بزرگ  جھانی  چشمگیر بوده است  از دست  میرود و تربیت  ناسالم  اطفال  در محیط  ھمجنس  ‏بازان  جامعھ  را متشنج  می سازد . طفلی کھ  در چنین  محیط  بزرگ  میشود نیاز بھ  فھمیدن  پدر و مادر  بیولوژیک  خودش می باشد ‏در حالی کھ  او با  دو فرد ھم جنس  عمر میگذراند ُ در  باره  ھویت  خویش  نیز  در تشنج  روحی  قرار میگیرد  و در اجتماع بزرگ  ‏جای  اصلی   ھویتی  خویش را پیدا کرده  نمیتواند. ھکذا  تبلیغات  اطلاعات جمعی منحیث  ماشین ُ  ذھن  جوانان را برمھ  می کند و ‏اندیشھ ھای منفی  ناشی . از آن  موجب  پرابلم ھای مادی  پرستی و فساد در زندگی  روزمره ایشان  می گردد ‏
سیستم  اقتصادی  غربی  باعث  ضیق ساختن  تربیت  سالم  اطفال  در خانواده و از بین  بردن  روحیھ  احترام و اعتماد بر  اعضای  ‏خانواده  شده  و روی  ھمین  دلایل اکثر جوانان از وظایف  پدری  و مادری  گریز میدارند  ُ نقش  پدر کلان و مادر کلان کھ  در تربیت ‏فرزندان  .خانواده  موثر بود  کاملا  از بین  رفتھ  و آنھا  اجباراٌ  در خانھ  ھای  کھن  سالان  بھ زندگی  می پردازند ‏
‏ اطفال کھ تحت نظر ھم  جنس بازان بزرگ  میشوند در مقایسھ با اطفال کھ  تحت نظر پدر و مادر  تربیت  می شوند از نظر روانی  -  ‏اخلاقی  و  روابط  اجتماعی  و فرھنگی  خیلی  متفاوت  اند . طفلی  کھ در  خانواده  مزدوج  از یک  پدر  و مادر  بدنیا  میآید و از ‏محبت  پرورش سالم  والدین  یگانھ  برخوردار میباشدُ از نظر اخلاق  تربیت  و شناخت  روابط  خونی ُ  فامیلی  و قومی  سالم  تر بوده  ‏در اجتماع بزرگ  جای  خویش را بھ  آسانی  پیدا می نماید ُ اما برخلاق  طفل  متقابل با یک ذھنیت مخشوش کھ  روابط  خونی ُ پدر و ‏مادر ُ قوم و خویش  را .نمی  شناسد در جامعھ با پرابلم  ھای  روانی  مبتلا گردیده  اند ‏
در چنین  حالت  رسالت  کھ  پدران  و مادران در برابر فرزندان  شان دارند و ھمچنان فرزندان  رسالتیکھ  در برابر  والدین  خویش ‏دارند .فراموش  کرده  دچار سردرگمی  شده و  در غرقاب  فساد سقوط  می نمایند ‏
بھ ھر اندازه  کھ پروسھ  ای اضمحلال  خانواده  در جوامع  غربی  تندتر بھ پیش  برودُ بھ  ھمان  پیمانھ  تمدن غرب  و بلخصوص  ‏جھات .معنوی  آن  شتابزده  در پرتگاه  سقوط  قرار میگیرد ‏
‏. انحراف و سقوط  در جھات  معنوی  تمدن استقامت ھای  مادی  و تکنولوژیک  را نیز با خود بھ  بیراھھ  می کشاند ‏
ھنوز در پرتو  قانون  آزادی  بیان کھ توان  شنیدن انتقاد میسر است  و آزادی  بیان  جرات  انتقاد را از مردم  نگرفتھ  است ُ فرصت  ‏موجود . میباشد تا جلو  تمام  انحرافات  متذکره را گرفت  ‏
در  اخیر باید یاد آور شد کھ ھدف جناب  محترم  سادات از تھیھ این  اثر بزرگ  و ارزشمند ُ در قدم  نخست توجھ  افغانان  مھاجر شده  ‏در جوامع غربی را معطوف می دارد  زیرا این  انحرافات  کھ  پیوستھ  عمیق تر شده  میرود ُ بھ  راھنمایی نسل ھای خود  ُ ارزشھای  ‏معنوی  و .اصول  فرھنگی  خود را در تلفیق با دست  آورد ھای  علمی و فنی  غرب ُ مشعل  راه  شان  قرار  دھند ‏
‏ با سپاس  فراوان  از جناب  محترم  سادات  کھ با حوصلھ  مندی  چنین  اثر بزرگ را بھ  اختیار مطالعین  محترم  قرار داده  اند ُ از تمام  ‏افغانان  بھ خصوص  » والدین محترم« تقاضا میشود  تا این  اثر را مطالعھ  نموده  با بھرمند شدن  از مزایای آن  در راھنمایی  فرزندان  ‏شان  .کوشا گردند ‏
‏. مرجع  بدست  آوردن کتاب  شخص  مولف ‏
‏ نوشتھ: مـــاریــا دارو ‏

لوستل شوی 104 ځله Last modified on یکشنبه, 14 ثور 1399 21:36

خپل نظر وليکئ

ټولې کړکۍ چې د ستوري (*)نښه لري ډکول يې ضروري دي