آتش بس مبرمترين خواست و نياز مردم مظلوم افغانستان

آتش بس مبرمترين خواست و نياز مردم مظلوم افغانستان

 

در حاليكه مقدرات تاريخى افغانستان كماكان در كشمكش هاى كلان جيوپولوتيك بين المللى و منطقوى رقم ميخورد ، براى پايان يافتن به تراژيدى خونبار كشور كه محصول و معلول مداخله خارجى است ، بايد هردو طرف اصلى جنگ جارى و خانمانسوز كه در مذاكرات بين الافغانى دوحه اشتراك دارند ، با لبيك گفتن بخواست اصلى مردم مظلوم و قربانيان جنگ بخاطر ختم جنگ و استقرار اتش بس دايمى ، اراده شانرا در راستاى صلح واقعى كه نياز مردم و شرط بقاى جامعه است ، به اثبات برسانند .

مردم به عزا نشسته ما حق دارند و مستحق مى باشند كه بعد از حدود نيم قرن تحمل مصايب هولناك جنگ تحميلى به صلح پايدار نايل گردند و افغانستان از حق گذار بشاهراه صلح و ترقى برخوردار گردد .

خواست مردم مظلوم ما و قربانيان جنگ بسيار ساده و نهايت انسانى است كه در مطابقت با ارشادات دين مقدس اسلام و تمام معيار هاى مدنى و حقوقى بين المللى مندرج در اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاقهاى ناشى از ان قرار دارد كه ، حق حيات را بالاترين و مكرمترين حقوق تعريف نموده اند و پيغمبر بزرگ اسلام حرمت خون انسان را بالاتر از حرمت كعبه مكرمه خوانده است .

خواست اتش بس به هيچوجه كدام تقاضاى انتزاعى و بدور از حقايق خونين و هولناك جارى نمى باشد. از شش ماه باينطرف اتش بس كامل تحريك طالبان با قواى نظامى امريكا ، متكى بر اين استدلال برقرار است ، كه گويا اشغال پايان يافته و تداوم " جهاد " و كشتار " كفار " مجوز شرعى ندارد .

و اما :

هيچكس توضيح نداده است كه كشتار افغانان مظلوم در كدام دين و ايين مجوز دارد ! ! !

بدين ترتيب هر دو طرف اصلى جنگ اعم از دولت و تحريك اسلامى طالبان در برابر يك آزمون تاريخى قراردارند كه چگونگى تصميم شان در مورد آتش بس ، معيار شناخت و قضاوت مردم در مورد شان قرار ميگيرد .

هرگونه بهانه تراشى و عدم تمكين بخواست مردم مظلوم بخاطر آتش بس صاف و ساده ، مبين اين برنامه است كه طرف مخاف استقرار آن ، ميخواهد اهداف سياسى ، تصاحب قدرت و نظام دلخواه سياسى خود را از طريق خشونت و خونريزى و يا سازش و كرنش با اجنبى بر مظلومترين خلق خدا تحميل نمايد .

در احواليكه افغانستان با مصايب هولناك جنگ ، فقر ، بحران اقتصادى ، تهديد كاهش كمك هاى جهانى و افت كرونا و بليات طبيعى مواجه مى باشد ، عدم اعتنا بخواست مردم مبنى بر آتش بس به معنى آن است كه مدعيان قدرت ميخواهند بر نعش آغشته بخون مردم و بر سر قبور حكومت نمايند . مذاكره طرفين اصلى جنگ در بهترين هوتل هاى پنج ستاره و برقرارى حمام خون در كشور و كشتار اهالى ملكى ، بغير از تجارت بر خون افغان ، این مظلومترين خلق خدا ، توجيه ديگر نخواهد داشت .

در تداوم جنگ و خونريزى هيچ ارزش دينى و دنيوى محفوظ نمى ماند و بى مبالاتى به مصالح علياى كشور ، جنگ فرسايشى زمينه سوريه شدن افغانستان را ممكن ميگردد .

اتش بس دايمى ممد پروسه سرد سازى در جامعه جنگ زده ، پر التهاب و منقطب گرديده و فرصت ها را براى صحبت پيرامون مفاهيم همديگر پذيرى ، اشتى ، تساهل و تسامح مساعد مينمايد كه در فقدان ان رفتن به صلح دايمى ممكن نخواهد گرديد .

بدينرو :

انجمن حقوقدانان افغان در اروپا به تعقيب فراخوان قبلى در مورد ضرورت انفاذ آتش بس ، يكبار ديگر از هر دو طرف اصلى جنگ أكيدا تقاضا مينمايد ، تا :

بخواست برحق مردم مظلوم و قربانيان جنگ كه خوشبختانه با خواست جهانى و تاكيد مقام عالى سر منشى سازمان ملل متحد ، اتحاد اورپا و تعداد از كشور هاى اسلامى و منطقه و صلحخواهان جهان مطابقت دارد ، لبيك گفته و بخاطر استقرار آتش بس دايمى تصميم اتخاذ نمايند .

درين راستا جانب ايالات متحده امريكا بايد به اراده مردم ما كه در تمام جريان دو سال اخير به حاشيه كشانيده شدند ، بخاطر آتش بس توجه و منافع افغانستان را كه با ان تعهد حقوقى و همچنان در قبال تراژيدى آن مسووليت اخلاقى ( moral obligation ) دارد ، فداى تعجيل اهداف داخلى خود نسازد .

البته انفاذ و تداوم اتش بس مستلزم رعايت دقيق طرزالعمل آن مى باشد كه كمال مطلوب خواهد بود تا از طرف سازمان ملل متحد نظارت گردد تا متخلف و همچنان مخرب ثالث مشخص و جلو آن گرفته شود .

در صورت تعهد و التزام تحريك اسلامى طالبان به آتش بس ، دولت افغانستان ميتواند زمينه باز شدن دفاتر شان در كابل و ساير ولايات و همچنان رهايى محبوسان را مورد بررسى قرار دهد .

انجمن از تمام نهاد هاى مدنى ، مدافعان صلح و حقوق مردم ، سازمانهاى سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى ، پارلمان و فعالان مطبوعات و رسانه ها ، محترمانه تقاضا مينمايد تا بخاطر تحقق آتش بس صداى شانرا تقرب و در جبهه وسيع طرفداران صلح پايدار ، از آرمان تاريخى مردم تشنه به صلح در وجود ارزشهاى متعالى استقلال ، تماميت ارضى و اصل تجزيه ناپذيرى كشور ، راه را بخاطر اعمال حق حاكميت ملى كه بر طبق معيار هاى قبول شده حقوقى ،بطور انحصارى و فقط به جمهور مردم تعلق دارد ، مساعد و آزادى ، برابرى و حقوق شهروندى را در پرتو حاكميت قانون پاسدارى نماييم ، تاسه اكثريت بزرگ افغانستان :

زنان

جوانان

فقيران و قربانيان جنگ

در شرايط اتش بس اراده شانرا براى چگونگى اينده كشور و نظام دلخواه شان مطرح نمايند .

با حرمت

شوراى رهبرى انجمن

مير عبدالواحد سادات رئيس انجمن

 

لوستل شوی 31 ځله