چگونه يک ‏تاجر ‏پاکستاني، ‏نخبگان ‏اقتصادي ‏جهان را فريب ‏داد ؟‎

چگونه يک ‏تاجر ‏پاکستاني، ‏نخبگان ‏اقتصادي ‏جهان را فريب ‏داد ؟‎

نويسنده‎

Ibrahim WARDE

 ‎ ‎برگردان‎:
Havva BAKHTIARI ‎حوا بختياري

آقاي عارف ‏نقوي کارآفرين ‏پاکستاني در ‏سال ٢٠٠٢ ‏شرکت ‏ابراج‎(Abraaj) ‎را در دبي ‏تاسيس کرد تا ‏‏١١٦ ميليون ‏دلار متعلق به ‏سرمايه ‏گذاران آسياي ‏جنوب غربي را ‏مديريت کند. ‏شانزده سال ‏بعد، با ‏سرمايه در ‏گردشي ‏نزديک به ١٤ ‏ميليارد دلار، ‏گروه ابراج به ‏جايگاه ‏پراهميت ترين ‏شرکت ‏دارايي، ‏سرمايه ‏گذاري ‏تخصصي در ‏بازارهاي ‏نوظهور رسيد. ‏بعد افت بود و ‏سقوط
‎....‎ ‎ ‎

شيوه کار اين مدل سرمايه گذاري که در ايالات متحده متولد شده اين است که با خريد ‏شرکت هاي خارج از بورس براي فروش مجدد آنها پس از چند سال ، اميد ذخيره و جمع آوري ‏عوايد سرمايه اي قابل توجه را ايجاد مي کند. موضوعي که به نظر مي رسيد در کشورهاي ‏در حال رشد، کمتر جا افتاده باشد. اين کشورها تحت تسلط اقتصاد غيررسمي، نفوذ دولت و ‏حضور فراگير گروه هاي خويشاوندي که تمايلي به راهيابي سهام داران خارج از اين حيطه ‏ندارند ، قرار گرفته اند . اين کشورها به ويژه دچار کمبود چيزي که حرفه اي ها آن را ‏‏«اکوسيستم» مي نامند، هستند که مجموعه اي از قوانين، نهادها و شيوه هاي ضروري ‏تجاري براي تخصصي سازي اين نوع فعاليت هاست. ضعف و نقصان ديگر اينکه: در کشورهاي ‏حاشيه خليج فارس و در کل دنياي اسلام توسل بيش از حد به قرض گرفتن توصيه و تشويق ‏نمي شود ،و به اين گونه فعاليت ها که تحت عنوان‎ LBO ‎تملک اهرمي يا خريد استقراضي ‏شناخته شده، مشکوک هستند و از آن پرهيز مي کنند‎.‎
بدين ترتيب شرط بندي آقاي نقوي پرخطر بود، اما کار بزرگ و عمليات چشمگيرش بازارها را ‏مجاب کرد. بدين ترتيب، فروش دوباره، ٢٥% از بانک سرمايه گذاري‎ EFG ‎هرمس مستقر در ‏مصر در سال ٢٠٠٧ ، امکان دو برابر کردن پول گذاشته شده را طي شانزده ماه فراهم کرد، ‏در صورتي که فروش شرکت‎ Egyptian Fertilizers ‎در همان سال ، ارزش افزوده اي بالغ بر ‏‏٣٩% در طول هشت ماه را در پي داشت. در شرايط خصوصي سازي و بالا رفتن بي سابقه ‏قيمت نفت و بخش زيادي هم به واسطه آقاي نقوي که «پادشاه خريد مجدد شرکت» (١) ‏شناخته شده بود، خريد- فروش مجدد شرکت ها در منطقه با توسعه و رشد قابل توجهي ‏روبرو شد‎.‎
شرکت ابراج که نامش به عربي به معني «برج ها» يا آسمان خراش ها مي باشد نخست در ‏کشورهاي آسياي غربي، سپس در منطقه خاور ميانه- شمال آفريقا- جنوب آسيا مستقر ‏شده بود، به زودي در همه قاره ها شناخته شد و جلوه کرد . با حدود بيست دفتر محلي، ‏گروه ابراج کنترل تعداد زيادي شرکت در همه ي بخش ها را در دست گرفت. به نظر مي ‏رسيد اين پيوند با بخش هاي مختلف پا گرفته وعمليات مؤثر واقع شده است . اصول عملکرد ‏که در ايالات متحده به وجود آمده بود با موفقيت منطبق شده و جا افتاد . سازماندهي ‏سرمايه ها برحسب منطقه جغرافيائي و بخش اقتصادي دسته بندي و تنظيم شدند . اصل ‏برد- برد‎(win-win)‎، وعده مي داد که رضايت همه دست اندرکاران را جلب کند : شرکت ‏هايي که مجدداً خريداري مي شدند از تخصصي سازي مديريتي برخوردار شده که باعث ‏بهبود نتايج و براي مجموع اقتصاد سودمند بود ؛ شرکت ابراج دو سطح پرداخت دستمزد ‏داشت، هزينه مديريت که ٥/١% از مجموع دارايي هاي سرمايه گذاري شده به اضافه ‏برخورداري از سود سهم بالغ بر ٢٠% ارزش افزوده که از بابت فروش مجدد به دست مي آيد. ‏سرمايه گذارن، مي توانستند انتظار دريافت سود خالص ساليانه بالغ بر ١٧% را داشته ‏باشند؛ منوط بر اين که اطلاعات منتشر شده توسط شرکت را باورکرده و بپذيريم‎ .‎
ارتباط هاي نزديک با بيل گيتس
علاوه بر عملکردهاي مالي چشمگير، اين منابع و صندوق مالي به واسطه تعهدش به اصول ‏محيط زيستي، اجتماعي و تصدي گري و حکمراني اقتصادي‎ (ESG) ‎متمايز شده. آقاي نقوي ‏که به شهرت جهاني دست يافته به يک رهبر و راهنماي تاثيرگذار تبديل شده که گفتماني ‏هماهنگ با تم هاي بزرگ هزاره جديد را داراست. تصوير کارفرماي خيال پردازي که در ‏جستجوي راهي براي «تغيير جهان» مي باشد، مجذوب کننده است. او در واقع مدام تاکيد ‏دارد که کسب و کار خوب مي تواند با احساسات خوب همخواني داشته باشد‎.‎
شعاري هم که به نمايش مي گذارد‎: “Doing well By doing good” ‎وضع خوب (پول دار ‏شدن)- با انجام کار نيک (٢). او از شرکت کنندگان هميشگي در اجلاس مجمع جهاني اقتصاد ‏در داووس و ملاقات ها در جريان نشست ابتکار جهاني کلينتون، ‏Clinton Global Initiation ‎و ‏ساير محافل جهاني سازي بوده ، همه جا ايده آليسم خود را مطرح کرده و به طور خستگي ‏ناپذيري در مدح حکمراني صحيح، شفافيت و درستکاري صحبت مي کرد. او که به تمجيد ‏توسعه پايدار مي پرداخت، دست به سرمايه گذاري هايي زد که انتظار مي رفت مدل هاي ‏توليد و مصرف را تغيير دهند، به ويژه در فقيرترين مناطق دنيا ، او به نظرات مرسوم و عرفي ‏در مورد بازارهايي که ابراج براي سرمايه گذاري انتخاب کرده بود، تاخت و کم اهميتي غول ‏هاي سرمايه گذاري خصوصي در مورد سرمايه گذاري هايي که به نظرش نه مخاطره انگيزتر و ‏نه بي ثبات تر از بقيه بود را تاسف بارمي خواند . براي او، «صحبت از بازارهاي نوظهور» از ‏تکبر و کندي فکري نشأت مي گيرد. مي بايست در مورد اين واژه ترجيحاً از ‏‎«‎بازارهاي با رشد ‏کلي» صحبت کرد (٣)‏‎.‎
آقاي نقوي، مردي قدرتمند و بهره مند از شبکه هاي ارتباطي است. او توانست بخش ‏خصوصي و صاحبان اقتصادي نتيجه محور، را مجذوب کند. جايي که سايرين به دادن و عده ها ‏بسنده مي کردند، رئيس گروه ابراج به استفاده از شيوه هاي علمي ارزش يابي و دست ‏يابي به نتايج عيني و ملموس علاقمند بود . مطابق منطق «سرمايه گذاري تاثيرگذار‎» ‎‎(impact investing)‎، او معتقد است پيامدهاي اجتماعي، انساني يا زيست محيطي مي ‏توانند و مي بايست به همان اندازه که نتايج مالي مورد بررسي و سنجش قرار مي گيرند در ‏نظر گرفته شده و سنجيده شوند . آوازه آقاي نقوي هنگامي که در سال ٢٠١٥، شرکت ابراج ‏در تحقيقي که توسط گروهي از دانشکده معتبر‎ Stanford graduate school of Busines ‎صورت گرفت و در دنيا به وسيله دانشکده پرافتخار‎ Harvard Busines School ‎منتشر شد، ‏گسترش يافت و بيش از پيش به شهرتش افزود. مدرکي که رشد و ارتقاء خارق العاده اين ‏شرکت را شرح داده و با تحسين از «بهترين عملکردها» آن را تشريح کرده و هم چنين از ‏شيوه هاي آن در «خلق ارزش» و به ويژه در مورد فعاليت هاي شرکت در زمينه ارائه خدمات ‏سلامت و بهداشت علاقه و توجه نشان داد(٤)‏‎.‎
در واقع در اين بخش است که ابتکارهاي شرکت ابراج با بزرگترين موفقيت ها روبرو شده ‏است. آقاي نقوي از نبود بخش خصوصي در اين حوزه که به بخش دولتي و سازمان هاي ‏نيکوکاري واگذار شده را اسف بار مي خواند . بنياد ابراج‎ A braaj Growth Markets Health ‎Fund ‎با اختصاص يک ميليارد دلار، قول تحرک و پويايي در اين بخش را از طريق ترکيب بزرگي ‏که در برگيرنده ي بخش خصوصي، دولتي، سازمان هاي بين المللي سازمان هاي غيردولتي ‏و بشردوستانه و خيريه باشد، را مي دهد. آقاي نقوي در چهار راه تمام اين عرصه ها قرار ‏گرفته تا تصور شبکه اي از مراکز درماني برتر منطقه اي که از آخرين تکنولوژي هاي پزشکي ‏برخوردار باشند و براي رفع کمبودهاي تامين لوازم در کشورهاي فقيرتر تلاش کنند را فراهم و ‏مهيا سا خت‎ .‎
او همچنين پيش قراول جنبشي در جهت توسعه پايدار شد . در سال ٢٠١٢، او يکي از امضاء ‏کنندگان پيمان جهاني‎ (Global Compact) ‎سازمان ملل متحد، بود. در همان سال از جانب ‏دبيرکل سازمان ملل متحد، آقاي بان کي مون به عضويت شوراي اجرايي اين پيمان منتخب ‏شد؛ او تنها نماينده بخش دارايي- سرمايه گذاري مي باشد که به اين شورا راه يافته. گروه ‏ابراج در حقيقت از نزديک از هفده هدف توسعه پايدار‎ (ODD) ‎حمايت کرد که در سال ٢٠١٥ ‏به تصويب رسيد ، که سومين هدف آن (فراهم کردن امکان برخورداري از سلامت همگاني و ‏ارتقاء آسايش براي همه در تمام سنين) تائيد کننده داشتن نگرشي از جامعه است که ‏سلامت در آن فقط مسئوليت بازيگران و دست اندرکاران امور پزشکي نيست. (٥)‏
در اين شرايط بهتر مي توان فهميد که ابراج توانسته تمام افراد شاخص توسعه اقتصادي را ‏مجاب کند. شرکت مالي بين المللي- شرکت تابعه بانک جهاني براي سرمايه گذاري در ‏بخش خصوصي-، بانک اروپايي براي بازسازي و توسعه‎ (BERD) ‎بانک اسلامي توسعه‎ ‎overseas private ,,Investment corporation ‎آمريکايي ، ‏Protanco – ‎که جزء آژانس ‏فرانسوي رشد و توسعه است‎ (AFD)-‎، ‏CDC ‎گروه بريتانيايي، شرکت آلماني سرمايه گذاري ‏و توسعه‎ (DEG) ‎و ساير شرکت هاست، بدون از قلم انداختن بنياد بيل و مليندا گيتس که در ‏گروه مالي ابراج به طور وسيع سرمايه گذاري کرده اند. ارتباطات نزديک ميان آقاي نقوي و ‏آقاي گيتس، يکي از ثروتمندترين افراد جهان، سهم بسزايي در تحکيم اعتبار وي چه در دنياي ‏کسب و کار و چه در امور نيکوکاري داشته است. بعد از خلق غول ميکروسافت، آقاي گيتس، ‏تمام وقت خود را صرف امور بشردوستانه کرد و قدرت مالي اش را براي توسعه واکسن هاي ‏جديد و پائين آوردن هزينه داروها به کار بست. او همچنين در سال ٢٠١٠ به اتفاق همسرش ‏مليندا و سرمايه گذاري به نام آقاي وارن بوفت‎ warren Buffet ‎، کارزار‎ The Giving Pledge ‎‏(«وعده اهداء») را به راه انداخت که بيش از دويست نفر از افراد فوق- ثروتمند را جمع کرد، از ‏جمله آقاي نقوي، اين افراد متعهد شده بودند در موقع حياتشان بيش از نيمي از ثروت خود را ‏وقف امور بشردوستانه کنند‎.‎
برنده جايزه بانک‎ BNP Paribas
در اين زمينه و همين طور در مورد حمايت مالي، آقاي نقوي توانايي و امکانات خود را به ‏نمايش گذاشت. بنياد فاميلي او به نام‎ Aman ‎که در پاکستان مستقر است، مبلغ ١٥٠ ميليون ‏دلار را به «تغيير زندگي شهروندان و قشر آسيب پذير» اين کشور، اختصاص داد. (٦) در زمينه ‏آموزش و پرورش، آقاي نقوي مبلغ ٢/٦ ميليون لير استرلينگ (نزديک ٧ ميليون يورو) اهدا کرده ‏که امکان تاسيس نخستن دوره تحصيلات عاليه در دنيا در حوزه مالي و دارايي – سرمايه ‏گذاري را فراهم مي کرد و «کرسي استادي گروه ابراج در زمينه امور مالي و دارايي» را - به ‏واسطه سرمايه گذاري در‎ London School of economics – ‎پايه گذاري کرد ، مؤسسه اي ‏که خود و همين طور همسر و هشت عضو از خانواده اش در آن تحصيل کرده بودند‎.‎
در حوزه ي هنر او از موقعيت و جايگاه يک کلکسيونر بزرگ برخوردار است؛ او جايزه‎ ABraaj ‎Capital ‎را به وجود آورد که سخاوتمندانه مقرر شده و در جهت تشويق براي خلق آثار هنري ‏فعاليت مي کند. اما پايه گذار گروه ابراج تنها به توزيع افتخارات بسنده نمي کند بلکه به ‏مناسبت هايي جوايزي دريافت هم مي کند.بدين ترتيب، در سال ٢٠١٥ او و همسرش برندة ‏جايزه‎ BNP Paribas ‎نوع دوستي فردي شدند (٧)‏‎.‎
در سپتامبر ٢٠١٧، به نظر مي رسيد که گروه ابراج در اوج افتخار و شکوه قرار دارد. آقاي ‏نقوي که تازه از سنگاپور و از «اجلاس آسيايي» بنياد‎ Milken ‎برگشته بود، بنيادي که نام ‏سرمايه گذار مخلوع آن را بر خود دارد که زماني پادشاه‎ junks bonds ‎اوراق قرضه آلوده و ‏پرريسک‎ (junk bonds) ‎بود، و پس از آنکه به زندان افتاد مسيرش را در جهت اقدام براي ‏فعاليت بشردوستانه و آينده نگرانه تغيير داد(٨) . او در اين زمينه توضيح داد که چگونه بايد در ‏دراز مدت سرمايه گذاري کرد (٩). گروه او آماده و مهياي دريافت سرمايه اي قابل توجه و ‏بلندپروازانه در تاريخش شد: ٦ ميليارد دلار (ميليارد ٣٥/٥ اورو) براي بهبود شرايط اجتماعي ‏آموزشي کشور در حال رشد (١٠ ) . زبردستي و مردم داريش مداوم مورد تائيد قرار مي ‏گرفت : در جريان آخرين کنفرانس سرمايه گذاران، مهمان افتخاري کسي نبود جز آقاي جان ‏کري وزير امور خارجه سابق آمريکا. ابراج به دنبال تحکيم و تقويت گروه سرپرستي بود که با ‏استخدام آقاي‎ Kito de Boer ‎محقق شد، او که کارفرماي شرکت معتبر مشاوره اي‎ Mc ‎kinsey ‎براي خاور ميانه بود و بعد جانشين توني بلر، به عنوان يکي از چهار نماينده خاور ‏نزديک انتخاب شد. اين انتصاب آخري، غرورش را به اوج رساند از بابت کار کردن براي شرکتي ‏که توانسته بود «اکثر سرمايه گذاران اصلي جهان» را جلب کند و منابع مالي تخصيص يافته ‏اش در بخش بهداشت وسلامت نشانگر کاپيتاليسمي از نوع روشن بينانه ترين آن (١١)است‏‎.‎
اما اتفاقي به ظاهر جزئي و کم اهميت نشان و خبر از آغاز سقوط داد . روز ٢٧ سپتامبر ‏‏٢٠١٧، پست الکترونيکي که توسط افشاگري بي نام به مدير دارايي‎ Hamilton Lane ‎‏(و بدون ‏شک به ساير سرمايه گذاران ) ارسال شد، خبر مي داد که بايد به انباشت مالي که در ‏جريان است شک کرد. در پيغام عمدتاً آمده بود که سيستم مديريت گروه ابراج آن چيزي ‏نيست که ادعا مي کنند، و کارمندان و حقوق بگيران از صحبت کردن و ابراز نظر وحشت دارند ‏و سرمايه گذاران مي بايست هشياري بيشتري از خود نشان دهند. آقاي نقوي که با اين ‏اتهامات مواجه شده بود، کلاً همه چيز را انکار کرد. او قسم خورد که اين يک مانور سياسي ‏است و سعي مي کنند او را «قرباني کنند». ابراج يک گزارش «مستقل» از حسابرسي‎ ‎KPMG ‎تهيه کرد که او را از اتهامات مبرا مي کرد. بعدها فهميدند که اين گزارش از سر لطف و ‏خوش خدمتي بوده و‎ KPMG ‎روابط نزديکي با ابراج داشته (١٢). شرکت‏‎ Hamilton Lane ‎که ‏به نظر مي آمد خاطر جمع شده، تائيد کرد که ١٠٠ ميليون دلار را در سرمايه گذاري آتي ابراج ‏هزينه خواهد کرد. خلاصه به نظر مي رسيد همه چيز به حالت عادي بازگشته‎ .‎
در ژانويه ٢٠١٨، آقاي نقوي ، طبق عادتش در چهارچوب گروه کاري مربوط به بهداشت ‏عمومي که در داووس برگزار مي شد در کنار آقاي گيتس و دو نفر متخصص امور ‏پزشکي،ديده شد، او پرتکلف، با شور و هيجان و رضايت شخصي صحبت کرد و گفت : «مانند ‏بيل، من هم آدم خوشبيني هستم. فکر مي کنم که نصف ليوان پر است از اين بابت اطمينان ‏دارم. معتقد نيستم که نصفش خالي است.» (١٣) چيزي که حضار از آن بي اطلاع بودند، اين ‏بود که بنياد بيل و مليندا گيتس، و همين طور سه سرمايه گذار ديگر، شرکت مالي بين ‏المللي، گروه‎ CDC ‎و‎ Proparco ‎خواستار يک ارزيابي کارشناسانه براي اطلاع از اينکه چه ‏اتفاقي براي سهامشان افتاده، شده بودند. سايرشرکت ها هم اقدامات مشابهي کردند. در ‏هفته هاي بعد، سيلي از گزارش هاي کارشناسان، چيزي را که کم کم همه به آن مشکوک ‏شده بودند، تائيد کرد و بر آن صحه گذاشت . آقاي نقوي حدود ٢٣٠ ميليون دلار پولي را که ‏مي بايست صرف ساخت بيمارستان هايي در نيجريه، پاکستان، کنيا، هند، شود را اختلاس ‏کرده بود‎.‎
بايد بدانيم که کهکشان نقوي تنها به دارايي هاي گروه ابراج و سازمان هاي بشردوستانه ‏محدود نمي شود، پايه گذار اين امپراطوري هم چنين کنترل شرکت هايي که خود مالک ‏آنهاست و همين طور شرکت هايي که به نام اعضاي خانواده اش يا برخي از نزديکانش ثبت ‏شده، را در اختيار دارد. رويه ي زندگي مجللش شامل داشتن کشتي تفريحي و هواپيماي ‏خصوصي مي شد‎.‎
آقاي نقوي که طرفدار سرهم کردن هاي غيرشفاف مالي و آئين نامه ها و مقررات سازگاربا ‏موقعيتش بود تصميم گرفته بود ابراج و قسمتي از دارايي هايش را در جزاير کايمان‎ Caiman ‎ثبت کند در حالي که ساير موجودي هاي گروه زير نظر قوانين دبي، جزيره موريس، لندن يا ‏نيويورک بودند. در مجموع، هيچ ارگان تنظيم کننده اي نمي تواند به تنهايي ديد کلي و جامعي ‏از فعاليت هاي اين گروه (١٤) داشته باشد. همانند کلاه برداري هاي (١٥) بي شمار ديگري، ‏کمال مطلوبي که توسط ابراج مجسم و ارائه مي شد آسان تر قابل صحنه سازي بود تا اجرا ‏و عمل‎ .‎
آقاي نقوي، مجيز مي گفت و چاپلوسي قدرتمندان را مي کرد و آنها هم به خوبي جوابش را ‏مي دادند و به طور ضمني فعاليت هايش را تائيد مي کردند. اطمينان و اعتمادي که اين چنين ‏گرد آمده و اندوخته شده به او امکان دور زدن ا لزامات «پيگيري منطقي» (نظارت ها) و فريب ‏بزرگ ترين سرمايه گذاران دنيا را داده بود‎ .‎
يک رهبر مافيايي و بي شرم
افشاگري ها يکي پشت سر هم رو شده و سازه ي سست ريا کاري هر روز بيشتر فرو مي ‏ريخت. پرده اي از ابهام که به او اجازه داده بود بدهي هاي بيش از يک ميليارد دلاري را ‏مخفي کند و سودهاي غيرواقعي و خيالي قريب ٥٠٠ ميليون دلاري ايجاد کند، از بين مي ‏رفت . با ورود دادگستري امريکا به ما جرا، منظور آقاي‎ Geoffrey Berman ‎، دادستان ناحيه ‏جنوب نيويورک که متخصص تبهکاري و جرم يقه سفيدهاست‎ La securities and exchange ‎commission (SEC) ‎وکنترل و نظارت بازارهاي مالي را به عهده دارد، امکان گردآوري شواهدي ‏دال بر مجرميت را از طريق ايميل ها و ضبط اطلاعات داخلي فراهم آورد. اين چنين، پي مي ‏بريم که حداقل از پنج سال پيش، ابراج با مشکل روبرو بوده و شخص آقاي نقوي رهبري ‏سيستم تقلب و کلاه برداري برنامه ريزي شده را به عهده داشته. اين امر با اظهارات آرامش ‏بخش و آرمان گرايي که به دنبال تغيير دنيا بود، خيلي فاصله دارد. آقاي نقوي، مانند يک رئيس ‏مافيايي، بي شرم و بي رحمي ظاهر مي شود که برايش کارهاي غيرقانوني تنها «بازي ‏پوکري» (١٦) محسوب مي شده. هنگامي که در سال ٢٠١٦ صحبت از بهترين راه ‏‏«ساماندهي» پرداخت رشوه ي ٢٠ ميليون دلاري به نخست وزير وقت پاکستان، آقاي نواز ‏شريف و برادرش شهباز (قسمتي براي صندوق انتخاباتي و بخش ديگر براي سازمان هاي ‏خيرخواهانه») مي کند، اطلاع مي دهد که اين مدرک «انفجاري» و پرسر و صدا است و بايد ‏به اين بسنده کرد که از آن « در عبارات کلي» صحبت کرد. سال بعد در حالي که رئيس مالي ‏ابراج او را براي فراهم کردن مبالغ لازم براي پرداخت حقوق کارمندان تحت فشار مي گذارد، ‏به درخواستش اعتنايي نکرده و از اومي خواهد فوراً، مبلغ٣٠٠ هزار دلار (٢٦٧٩٠٠ يورو) را به ‏ترتيب به پسرش و به مشاور قبلي اش‎ Ghizlan Guenez ‎که اداره‎ The Modist ‎يک بوتيک ‏اينترنتي فروش لباس را به عهده دارد و مالک آن نيز هست، پرداخت کند. در ايميلي تحت ‏عنوان «نفس عميق بکشيد، خداوند را شکر کنيد و ادامه دهيد» بنيان گذار ابراج تاکيد مي ‏کند: «هر دو آنها آه در بساط ندارند و براي فردايشان به پول احتياج دارند».(١٧)‏
در ماه آوريل ٢٠١٨، دادگستري امارات حکم جلبي براي او به دليل کشيدن چک هاي بي ‏محل به مبلغ ٤٨ ميليون دلار (٩/٤٢ ميليون يورو) - امري که در امارات متحده عربي، مي ‏توانست برايش سه سال زندان به دنبال داشته باشد، که پس از حل و فصل توافقي طرفين ‏امکان رفع پيگردها را ميسر کرد. اما چند روز بعد نوبت دادگستري امريکا بود که عليه آقاي ‏نقوي و پنج تن از همکارانش حکم جلب صادر کند. اين سرمايه گذار که در فرودگاه لندن ‏دستگير شد، چند هفته را در زندان گذراند تا بتواند وثيقه ١٩ ميليون دلاري، بالاترين مبلغي که ‏تابه حال در تاريخ قضايي بريتانيا مطالبه شده است را گرد آورد. امروز او در آپارتمان لندن خود ‏در حصر خانگي به سر مي برد و در انتظار استرداد احتمالي اش به ايالات متحده است جايي ‏که مابقي عمرش را بايد پشت ميله هاي زندان سپري کند، است‎ .‎
بازارهاي نوظهور و امور مالي جنوب غرب آسيا از بابت اين رسوايي بي اعتبار شدند. طبق ‏نظر برخي از کارشناسان، دارايي هاي حاصل از بازخريدهاي متمرکز در منطقه در سال ‏‏٢٠١٨، توانسته تنها يک سوم ميانگين سالانه پنج سال گذشته را گردآورد. (١٨) مرکز مالي ‏بين المللي دبي، که ابراج شرکت عمده و پراهميت آن محسوب مي شد،در تلاش براي ‏اطمينان دهي به سرمايه گذاران است. قانوني در سال ٢٠١٦ در مورد ورشکستگي ، آخر ‏سپتامبر امسال حک و اصلاح شد. پاکستان هم به شدت تحت تاثيراين مسئله قرار گرفت. ‏سرمايه گذاران اين کشور هم بانک اعتباري و تجارت بين المللي‎ Bank of credit and ‎commerce international (BCCI) ‎را به خاطر مي آورند، اين بانک هم توسط يک پاکستاني ‏‏«خيال باف» به نام آقاي حسن عابدي، با سرمايه هاي عرب تاسيس شده بود. از جمله در ‏سرمايه گذاري در کارتل هاي کلمبيايي مواد مخدر دست داشت و در سال ١٩٩١ (١٩) با ‏ورشکستگي جنجال برانگيزي روبرو شد‎.‎
اما در مورد ابراج ؟ ١٨ ژوئن ٢٠١٨ دادگاهي در جزاير کايمن‎ Caimans ‎اين گروه را در وضعيت ‏ورشکستگي قرار داده است . اما آنچه از لاشه اش باقي مانده اشتهاي سرمايه گذاران را ‏برانگيخته است. تعدادي از شرکت هاي دارايي- سرمايه گذاري اش در خاور نزديک به فروش ‏گذاشته شدند ، ولي سرمايه گذاران شرکت هايي را که منشأشان «بازارهاي توسعه» ‏نبودند را به آنها ترجيح دادند. گروه‎ Mmerican colony capital ‎که متعلق به آقاي توماس باراک ‏از نزديکان دونالد ترامپ است و همين طورBritannique Acti ‎شرکت بريتانيايي که در زمينه ‏بازارهاي نوظهور تخصص دارد از مهم ترين استفاده کنندگان از بازخريد دارايي ها محسوب مي ‏شوند. در ماه اوت گذشته، دادگاه امارات متحده عربي آقاي نقوي را به طور غيابي به سه ‏سال زندان در قضيه ي ضرر شرکت هواپيمايي ارزان قيمت‎ Air Arabia ‎محکوم کرده در حالي ‏که سرويس هاي مالي در دبي جريمه ي هنگفتي بالغ بر ٣١٥ ميليون دلاري براي ابراج به ‏دليل گمراه کردن سرمايه گذاران و اختلاس در نظر گرفته اند‎.‎
با گذشت زمان، خوش باوري و سادگي سرمايه گذاران و تنظيم کنندگان سوال برانگيز است . ‏شاخصه هاي متعددي مي بايست سوء ظن و شک آنها را بر مي انگيخت. آنها مي بايست ‏نگران هزينه هاي هنگفت، عدم شفافيت، تعارض منافع، روابط تنگاتنگ با نظام سياسي، مي ‏شدند. روي کاغذ، سيستم ابراج ، براي اينکه باورکردني باشد زيادي بي عيب و نقص بود. ‏بخصوص، پرهيزکاري متظاهرانه آقاي نقوي، نظارت و کنترل سخت گيرانه تري را مي طلبيد ‏شايد مي بايست دستور عمل و عبارت فيلسوف امريکايي آقاي رالف والدو امرسون (١٨٨٢-‏‏١٨٠٣) را به خاطر سپرد که اين چنين نقل مي کند، روزي رياکاري سرميزمان نشست : « ‏هرچقدر او رسا تر و محکم تر از شرف و حيثيتش مي گفت ما سريع تر نقره جاتمان را مي ‏شمرديم‎» .‎
‏١‏‎- David Lanchner, « The Gulf’s buyout king », Institutional Investor, New York, 16 ‎juillet 2008.‎
‏٢‏‎- Anand Giridharadas, Winners Take All : The Elite Charade of Changing the ‎World, Random House, New York, 2018.‎
‏٣‏‎- Preeti Dawra, « Asian conversation. Redefining emerging markets : Arif Naqvi of ‎the Abraaj group », Live Mint, 7 octobre 2017.‎
‏٤‏‎- William F. Meehan et Ali Gara, « The Abraaj group : Making of a global private ‎equity firm », Stanford Graduate School of Business, 2015.‎
‏٥‏‎- Organisation des Nations unies, 2017.‎
‏٦‏‎- Aman Foundation, www.theamanfoundation.or
‏٧‏‎- « BNP Paribas prize for individual philanthropy 2015 grand prize — Naqvi family ‎‎(Aman Foundation) », The Economist, Londres, 17 mai 2015.‎
‏٨‏‎- Lire « Michael Milken, ange et martyr », Le Monde diplomatique, août 1993.‎
‏٩‏‎- « Framework for investing for the long term », Milken Institute, Santa Monica, ‎septembre 2017, www.milkeninstitute.org
‏١٠‏‎- Landon Thomas Jr, « Leading private equity firm accused of misusing funds », ‎The New York Times, 3 février 2019.‎
‏١١‏‎- Simon Clark, Nicolas Parasie et William Louch, « Private-equity firm Abraaj ‎raised billions pledging to do good — then it fell apart », The Wall Street Journal, ‎New York, 16 octobre 2018.‎
‏١٢‏‎- Javier Espinoza, « Abraaj scandal a “wake-up call” for advisory industry », ‎Financial Times, Londres, 26 juin 2019.‎
‏١٣‏‎- Tracy Alloway, Dinesh Nair et Matthew Martin, « The downfall of Dubai’s star ‎investor », Bloomberg Businessweek, New York, 14 juin 2018.‎
‏١٤‏‎- Simon Clark, « How Abraaj slipped between global regulators », The Wall Street ‎Journal, 1er avril 2019.‎
‏١٥‏‎- ‎مقاله های «چارلز پونزی که بود ؟ » و « مدوف، داغ رسوائی بر چهره دیده بانان ‏شفافیت معاملات مالی»، لوموند دیپلماتیک ، اوت ٢٠٠٩‏
https://ir.mondediplo.com/article14...‎
https://ir.mondediplo.com/article14...‎
‏١٦‏‎- Massoud A. Derhally, « Abraaj executives fleeced firm in deception founder said ‎was “like playing poker” », The National, Abou Dhabi, 19 juin 2019.‎
‏١٧‏‎- Simon Clark, Nicolas Parasie et William Louch, « Private-equity firm Abraaj ‎raised billions pledging to do good — then it fell apart », op. cit.‎
‏١٨‏‎- « The biggest collapse in private-equity history will have a lasting impact », The ‎Economist, 18 mai 2019.‎
‏١٩‏‎- Farooq Tirmizi, « The heir to Agha Hasan Abedi », Profit, 5 novembre 2018.‎
 
 
لوستل شوی 55 ځله Last modified on پنجشنبه, 07 قوس 1398 19:38

خپل نظر وليکئ

ټولې کړکۍ چې د ستوري (*)نښه لري ډکول يې ضروري دي