خرافات و مزخرفات

علمي ، فلسفي
Typography
  • Smaller Small Medium Big Bigger
  • Default Helvetica Segoe Georgia Times

نویسنده: عبدالملک پرهیز

برگردان: عزیزی غزنوی

خرافات باورها و قصه هایی است که بجای ثبوت علمی به رواج ها و روایات قدیمی  استوار است اینگونه باور ها از نسلی به نسلی انتقال می یابد و برای حوادث طبیعی توضیحات خیالی و غیر علمی پیشکش می کنند. در زمان های قدیم که انسانها در رابطه به رویداد های طبیعی چون: بیماری ها، رعد و برق، زمین لرزه و دیگر حوادث و رویداد ها دانش علمی نداشتند برایش علت های غیر واقعی می گفتند، همین نادانی، ترس و خواهشات کنترول زندگی عوامل تهداب به میان آمدن خرافات است، به طور مثال برای زمین لرزه دلایلی ذکر می کردند که نه بنیاد علمی داشت و نه هم منطقی از دید نظریات خرافاتی زمین لرزه بخاطری رخ می دهد که زمین بر شاخ گاو قرار دارد هنگامی که یک شاخ گاو خسته می شود زمین را به شخ دیگرش انتقال می دهد که علت آویزان ماندن زمین می شود، در بسیاری جوامع خرافات گوناگون است مثل این باور که گربهٔ سیاه بد بختی می آورد، جاروب در شب رزق را کم می سازد، جفت شدن بوتها نشانهٔ سفر است،  یا از زیر رنگین کمان گذشتن جنسیت را تغیر می دهد، و همچنان بعضی مردم باور دارند که اگر آب با صدا بریزد مهمان می آید، یا نشان های مشخص بوت ها سبب پولدار شدن است، این همه باور ها از نظر تحقیقات هیچ گونه ثبوت علمی ندارد و تنها نتیجهٔ از رواج ها، تصادف و کلتور است. مردم به خرافات زود باور می کنند زیرا که ذهن کوشش می کند که ارتباط بین حوادث را پیدا کند حتی اگر این ارتباط وجود نداشته باشد. هنگامی که دو حادثه همزمان یا در فاصلهٔ زمانی نزدیک بوقوع بپیوندد ذهن در بین آنها ارتباط نسبت می دهد و از آن قانون ناقص جور می کند، از سوی دیگر قصه های ساده و دلچسپ زود ذهن نشین می شود و بخاطر شنیدن از زبان بزرگسالان منحیث حقیقت پذیرفته می شود، ترس و امید هم فکتور های مهمی هستند که درین راستا رول مهم را بازی می کنند زیرا که مردم می خواهند از اتفاقات بد در امان باشند و یا چییز های خوب بدست آرند، هنگامی که علت علمی  یک حادثه معلوم نباشد پس مردم به سادگی توضیحات و باور های خیالی را می پذیرند، فشار اجتماعی نیز تأثیر دارد زیرا اگر همه مردم باور یکسان داشته باشند فرد بدون پرسان آن را می پذیرد برعلاوهٔ آن ذهن آن مثال ها را خوب می پذیرد که باور او را تایید کند.  و مثال های مخالف را از ذهن خود پاک می کند.

برای آزمون خرافات باید هر باورمندی زیر سوال برده شود و برای آن ثبوت خواسته شود، هر حقیقتی علمی باید بر شواهد استوار باشد نه بر رواج ها، باز باید دیده شود که این باور به تجربهٔ تکراری ثابت می شود یانه زیرا که حوادث تصادفی ثبوت قانون عمومی شده نه می تواند، پیگیری علت های طبیعی هم مهم است زیرا که بسیاری وقایع توضیحات علمی و فیزیکی دارند همچنان باید به  تمایل تایید ذهن توجه شود زیرا که انسان تنها آن چیز ها را زیاد می آموزد که باورش آن را می پذیرد نه که آن را رد می کند. خرافات آن باور های غلطی است که مردم به آن باور دارند اما مزخرفات آن پدیده های بی معنا و غیر منطقی است که نه منطق دارد و نه ضروری است که مردم به آن باور دارند.

در سیاست هم باور های خرافی وجود دارد که مردم بدون تحلیل علمی می پذیرند و بجای حقیقت از احساسات، شعارها و تصورات ساده باور می کنند، بعضی مردم فکر می کنند که یک شخص واحد سیاسی یا گروه می تواند تمام مشکلات جامعه را به تنهایی حل کند حال آنکه سیاست مجموعهٔ  پیچیده از عوامل اقتصادی، اجتماعی و جهانی است. عدهٔ باور دارند که تبدیل نظام یا پرچم به تنهایی زندگی مردم را درست می کند و رونق می دهد حال آنکه تغیر در جامعه یک کار دراز مدت است که به قانون، اقتصاد، تعلیم  و ادارات ضرورت دارد. در بعضی جوامع این باور هم هست که اگر یک کشور خارجی از یک گروه حمایت کند پس آن گروه حتماً کامیاب و مشکل مردم را حل می کند. اما تاریخ نشان می دهد که کمک و پشتوانی خارجی همیشه متضمن ثبات و پیشرفت نیست.

همچنین عدهٔ فکر می کنند که اگر کشوری با کشور دیگر روابط خود را قطع کند تمام مشکلات حل می شود حال آنکه سیاست و اقتصاد جهانی این قدر ساده نیست و کشورها با هم روابط عمیق سیاسی و اقتصادی دارند.

گاهگاهی این گونه باور پیدا می شود که هر مشکل نتیجهٔ یک توطئهٔ پنهان است و هیچ گونه فریب و کمزوری داخلی وجود ندارد اینگونه فکر کردن انسان را از پذیرفتن حقایق و حل اصلی مشکلات دور می کند، بعضی خرافات سیاسی با احساسات برتری جویی ملت ها هم ارتباط دارد مثل این تصور که یک قوم یا ملت بطور طبیعی از دگران برتر است اینگونه باور ها با اصول تاریخ جامعه شناسی و برابری انسانی تطابق نه دارد و اکثراً سبب تعصب و خشونت می گردد.

گاهگاهی مردم به این باور هستند که فقط  شدت زور و ترس جامعه را اصلاح کرده می تواند حال آنکه تاریخ نشان می دهد که ثبات دوامدار از راه عدالت، قانون و رضایت مردم بدست می آید. عموماً خرافات محصول  نادانی انسانها، ترس و رواج های فرهنگی است، انسانها بخاطری زود باور می کنند که ذهن شان در جستجوی ارتباطات است و تصادف را معنا می دهد. ولی ما می توانیم از راه تفکر علمی منطق و تجربه حقیقت را از خرافه جدا کنیم، اصل مهم این است که باور باید همیشه برثبوت، تجربه و خرد استوار باشد نه تنها بر رواج، احساسات و روایات.

عزیزی غزنوی

تورنتو/کانادا