مراسم ګریز عسکری

محمدآصف خواتی

درست دوروز قبل ازتجلیل ۱۶ مین سالروزبقدرت رسیدن تنظیم های جهادی مطلب کوتاه ( نوربه لاڅه ووینو) اینجانب دربرخې ازتارنماها که حکایت ازوضع نابسامان وناګوارکشورما که ناشی ازضعف وناکارایی،دودسته ګی وصف آرایی داخلی حاکمیت کنونی میباشد منتشرګردیدودرآن تاکیدګردیده بوده که اګرچنین حاکمیتې به حکمروایی خویش ادامه میدهد امکان وقوع حوادث ناګوارووخیمترشدن هرچه بیشتر وضعیت درکشورحتمی بنظر میرسد که نه تنها بارسنګین آنرا ملت مظلوم افغان حمل خواهدنمودبلکه به پرستیزافغانها وتاریخ کهن ماصدمات جبران ناپذیری وارد خواهدنمود ۰ آنچه من نګرانی خودرا ازآینده وطنم ابرازداشته بودم بعدازدوروزشاهد حادثه ویا افتضاحې در پایتخت افغانستان بودیم که درتاریخ جهان نظیر آن دیده نشده است ۰ این افتضاح برهم خوردن مراسم رسم ګذشت عسکری بودکه به مراسم ګریزعسکری مبدل ګردید ۰ آنچه در منطقه جشن صورت ګرفت بآن کدام کارې ندارم ولې کنه وکیف مساله دراینست ګه چګونه درمنطقه برګزاری جشن ،درمحلیکه تدابیرشدید امنیتی اتخاذګردیده بود مخالفین مسلح نفوذنموده میتواند وعجیب اینکه ازهمه اولتروسریعتر قطعات شامل رسم ګذشت بدون امروقومانده ازمنطقه فرارمیکندکه سخت تکان دهنده است ازینکه این قطعات که بخشې از اردوی ملی است بدون امروقومانده چون ملیشه هاییکه ازنظم ونسق عسکری برخوردارنیست عمل میکندقابل تامل بوده وآیامیتوان به چنین قطعات ، قطعات اردوی ملی ګفت که ابدا نې۰ عجیب اینکه نه تنها قطعات شامل رژه عسکری باصقین ګونه ګریزنمودندبکه مسؤلین عالی رتبه ارګانهای امنیتی کشورکه ستاره ها برشانه های شان ګرنګی میکندچون وزرا،معاونین ،روسا،قوماندانان ویګانه مارشال کشورنیزچون زیردستان شان ګریزجانانه ومظفرانه مینمایند۰ وقتې هیات رهبری دولت ،رهبران وفرماندهان جهادی ،دپلمات ها،مهمانان وسایر تماشاچیان ګریز کتلوی قطعات شامل رسم ګذشت را مشاهده نمودند ملتفت میګردندکه خطربزرګې آنهارا تهدیدمینمایندوآنها نیزچون نظامیان اردوی اسلامی افغانستان عمل میکنند تا به سرعت خودرا به محلات محفوظ برسانند بدینګونه منطقه برق آسا تخلیه میشودوساحه رسم ګذشت به ساحه مرده ایکه درآن ازانسان وزنده جان اثرې نبودمبدل میګردد۰ بدینګونه درتاریخ جهان با چندفیرې درساحه برګزاری رژه عسکری وجشن بزرګ ملی همه فراررا به قرارترجیح میدهندومراسم تجلیل ( جشن ملی ) برهم میخورد۰ بعدازرسیدن رییس دولت به مقرشان ارګ درتلویزیون ظاهرمیشودوضمن بیانیه درمورد میګویند: ((۰۰۰ دشمنان افغانستان کوشش کردند رسم ګذشت را تخریب کنندخوش بختانه نیروهای نظامی افغانستان آنانرا زودترمحاصره کردندوبعضې ازمظنونان رادستګیر کردند )) (بی بی سی ۲۸ اپریل) ۰ عجیب اینکه رییس دولت این حادثه را تخریب رسم ګذشت مینامندنه برهم خوردن آن وخوشبختې رادراین میبیندکه (( اشخاص مظنون )) دستګیرشده است نه عاملین اصلی آن ۰ چنین یک واقعه یادقیقتر رسوایی درکشورې با موجودیت ده ها هزار نظامی ۳۷ دولت قدرتمندجهان که با تکنالوژی معاصراطلاعاتی واستخباراتی تجهیزګردیده اند صورت میګیرد که نه تنها ضعف نظام حاکم را نمایان میسازدبلکه ناکارایی حامیان جهانی آنرانیز بنمایش ګذاشت ۰
مطلب منتشره بنده به مزاج هموطنې بنام ( حقیقت جو) برابرنبودوبګونه آمرانه مضمونې ( دشمنی با نیروهای مقاومت ،دشمنی با مردم است ) را درسایت جام غورمنتشرنمود که محتوی آن به این مساله می چرخد که نبایدبه آدرس مجاهدین بویژه (( نیروهای مقاومت )) آنچه نګاشته شودکه در آن ازضعف ها ،کاستی هاواشتباهات ایشان حرفې وجودداشته باشد، باین معنی که نباید قصور به معامله ګذاشتن سرنوشت وطن ، ویرانی آن،متلاشی شدن قوای مسلح ،ازبین رفتن کلیه نهادهاې سیاسی ،اقتصادی وفرهنګی کشور ،تخریب وحدت ملی وفراهم نمودن زمینه مداخلات وتجاوزات آشکارومخفی بیګانګان رابه آنها نسبت داد ودرمورداینکه ایشان هم چون سایر دولتمداران سه دهه اخیر درایجاد ،تعمیق بحران ووضعیت اسفناک کنونی کشورنقش داشتند نباید چیزې نګاشت ویاتصورآنرا نمود، بلکه دروصف آنها سرود،نګاشت وازآنها به نیکویی یادنمود درعکس حال اګرهموطنې به نقایص وکمبودی های این فرشته های روی زمین اشاره مینماید اوبه جرم دشمنی با مردم خویش به محاکمه کشانیده شود،چې قضاوت عادلانه وچې فتواواحکام عالمانه ؟ بنظرمن عدم موجودیت وحدت نظردرمورد قضایای بغرنج اجتماعی – سیاسی جوامع بویژه قضایای سه دهه اخیرافغانستان یک امرطبیعی ومعمولی است اما بچنین لحنې ومنطق طفلانهٌ دګراندیشان رابه دشمنی با مردم متهم کردن کاروشیوه نکته فهم هاوحقیقت جویان نیست ۰ سوال برانګیز اینست که چرا آقای حقیقت جوازافشا ی هویت اصلی اش هراس دارند که نباید چنین مینمودازینکه بازهم عفت کلام رارعایت نموده قابل تحسین ودرخورستایش است ۰
من مایل نیستم تا درمورد محتویات مقاله حقیقت جو که بادلایل نهایت ضعیف متضادبا واقعیت هاې جامعه مامطلب منتشره مراموردنقدقرارداده اندبحث نمایم ولې توجه محترم حقیقت جورا به موارد آتی مبذول میدارم :
نخست – وقتې یک هموطن ما ازعملکردضعیف ارګان های ثلاثه دولت کنونی ،ازحلقات ترکیبی آن منجمله ولسی جرګه که بخش عظیم آنرا مجاهدین تشکیل مینماید ودرهیات رهبرې ولسی جرګه اعم ازریس وکمیسیون های آن شخصیت هاې شهیرنیروهای مقاومت قراردارند چیزې بنویسد آنرا دشمنی با مردم قلمدادنمودن با هیچ منطق وواقعیت های افغانستان مطابقت ندارد۰ زیرا آنچه سران تنظیم هاوقوماندانان آن درزمان جهادمردم مامینمودندوکی ها آنانرارهبری واداره مینمودوچقدر ثروت ها اندوختندبهیچوجه با جانبازی های مردم مجاهدووطندوست افغان وجه مشترک ندارد،اګر انګشت انتقادې به عملکردمنفی سرکرده تنظیمې ویا فرمانده ګذاشته میشودویاازضعف حاکمیت کنونی که سران وفرماندهان تنظیم ها درمقامات کلیدی آن قراردارند چه ربطی با مردم ما داردوچګونه آنرا دشمنی با مردم تلقی مینماید که نهایت مضحک وخنده آوراست زیرامردم مجاهد افغانستان بنام آزادی وطن ازاشغالګران شوروی حماسه های آفریدند تا توانستنداشغالګران را وادارسازندتا دربرابراراده افغانهاتسلیم ،تعهدات ژنیورا امضاومطابق آن افغانستان این سرزمین حماسه آفرینان را ترګ ګویند ،مردم مجاهدما هم سلاح برزمین ګذاشتند،به خانه وکاشانه شان برګشتندوچون شهروندان معمولی به زنده ګی عادی ادامه دادندولې سران تنظیم ها وفرماندهان با نیروهای مسلح آن با دولت وقت خلاف مندرجات تعهدات ژنیوبه جنګ وخشونت ادامه دادند ۰بخشې ازآنهادرتبانی بابخشې ازفرکسیون حاکم ح، د،خ،ا دردولت دکتورنجیب اله وملیشه هاییکه تشکیل آن درکشوربه اساس خواست واراده کرملن صورت ګرفته بود وبا کی جی بی روابط تنګاتنګ داشتند پروګرام پنج فقره صلح ملل که بخشې از تعهدات ژنیورا تشکیل میداد وروزنه امیدبه صلح پایداردرکشورمحسوب میګردید خنثی ، نجیب اله راخلع قدرت وبا کودتاې که درهماهنګی با مسکووتهران سازماندهی شده بودبتاریخ هشتم ثور۱۳۷۱( ۲۷ اپریل ۱۹۹۲ ) قدرت به مجاهدین ودقیقتربه شورای نظارجمعیت اسلامی افغانستان که مهره مرکزی ایتلاف شمال راتشکیل میدادانتقال یافت وافغانستان رابیک جنګ تباه کن وویران کننده تنظیمی کشانید که عواقب ناګوارومیراث شوم آن تا الحال برشانه های هرافغان وطندوست وبا احساس ما سنګینی میکندوازآن رنج میبرد۰ وقتې بچنین مساله ومسایل مشابه آن انګشت انتقادګذاشته میشودویا وقتې باین حقیقت تلخ اشاره میشود که درشرایط فعلی مردم ما توان خریدن نان خشک را ندارندوعلف وګیاه میخورند، مواداولیه ضروری در بخشې ازکشورما یافت نمیشودوحاکمان ما بآن توجه نمیکنند،استعداد حل معضلات دامنګیرمردم را ندارند،ازعهده مسؤلیت های خویش برآمده نمیتوانند،ویاوقتې صحبت ازاعمال خلاف قانون زورمندان تنظیمی بمیان میآیدچې ربطې با جهادمقدس مردم ما ودشمنی باآن دارد که آقای حقیقت جوآنرا چنین میپندارد۰
نګارنده درمقاله شان ازپشتیبانی مردم ازنیروهای مقاومت( ایتلاف شمال ) یادآوری نموده اندکه ممکن بخودنګارنده هم خنده آورباشدزیراهیچګاهې چنین پشتیبای ازایتلاف شمال وجودنداشته ویقین کامل دارم که هیچګاهی چنین نخواهدشد۰ هموطنان ما مشاهده نمودندوقتیکه درنیمه سالهای نودمساله حفظ وحصول قدرت دولتی دربرخوردهای مسلح نیروهای مقاومت وطالبان مطرح بودونیروهای مقاومت توان ایستادګې دربرابرطالبان را نداشتند و چنان سراسیمه شده بودندکه با دیدن موترهای داتسن طالبان این ببرهای کاغذی چنان ګریزوفرارمینمودندو ناپدید میګردیدندکه ګویادرزمین فرورفته باشند،عجیب اینکه مداحان ومبلغین ایتلاف شمال این ګریزرا ًعقب نشینی مظفرانهٍ تبلیغ مینمودند ومینمایندآنچه که در اصطلاحات عسکری کشف تازه بود ۰ ویا وقتې طالبې شب هنګام چندبندل نوت های کلداروبعضا دالررا به فرمانده تنظیم ها میدادفردای آن درآنجا ازجولا خبرې نبودوطالبې جاې آنرا اشغال نموده بودبدینګونه پیوسته شهرهادرتصرف طالبان قرارمیګرفت ونیروهای مقاومت به مغاره ها ویا باداران خارجی شان پناه می بردند ، اګرآنزمان پشتیبانی مردم از ایتلاف شمال وجودمیداشت ابدا آنها به چنین (( عقب نشینی مظفرانه)) تن نمیدادندوازقدرت لعنتی کنارنمیرفتند۰ کجاست پشتیبانی مردم ازنیروهای مقاومت که آقاې حقیقت جوازآن حکایه دارد؟
ثانیا – آقای حقیقت جودرمقاله انتقادی شان بموضوع جالبې اشاره نموده اند اوازشخصیت های به اصطلاح جنبش چپ منجمله ح،د،خ،ا آقایون( علومی ، ګلاب زوی )که نګارنده آنرا کمونست ها خطاب میکندکه هیچګاهې هیچیک ازاحزاب چپ کشورما ادعای کمونست بودن را ننموده اند نام برده اندکه ګویاآنها به اشتباهات خویش درموردحقانیت موضعګیری وجهادنیروهای مقاومت پی بردندوعضویت جبهه ملی را کسب نمودند ویا اینکه آقایون غلام دستګیرپنجشیری ،بشیربغلانی وامثال آن(( درمقالات تحلیلی خویش ازنیروهای مقاومت وازنقش مثبت آن درتحولات سال های اخیر با عالم واقعبینی یادآوری میکنند بخصوص به مبارزات قهرمانانه شهیدمسعودقهرمان وجنرال دوستم ارج میګذارندکه میباید دیګران هم چون ایشان به واقعیت ها مینګریستند )) ۰ من بخاطر جلوګیرې از طویل شدن مطلب لازم نمیبینم تا درمورد موضعګیری هاوعملکرد های دیروزوامروزشخصیت های فوق الذکر وګذشته ایشان چیزی بګویم با وجودایکه بحث درزمینه نادرستی اظهارات آقای حقیقت جورا در زمینه پیوستن آقایون علومی وګلابزوی به جبهه ملی وتاییدواقعبینانه حقانیت مبارزه نیروهای مقاومت ازجانب آقایون پنجشیری وبغلانی راقسما پاسخ میدهد ۰ ولی میخواهم توجه نګارنده مقاله وخواننده ګرامی را بدین مساله جلب نمایم که من نه تنها با موضعګیری هاې امروز اشخاص نامبرده موافق نیستم بلکه موضعګیری ها وعملکرد دیروز شان ( زمان حاکمیت ح،د،خ ،ا )نیزموردتاییدمن نبوده است ۰ ازینکه ایشان ازایتلاف شمال ،جبهه ملی وفرماندهان شناخته شده آن دفاع میکنند،بآن خوشبینی دارند، دروصف آنها مینویسند ومیسرایند کارآنهاست اما آن معنی اینرا ندارندکه آنها حق بجانب اندویا اینکه پروسه سازماندهی ،اساس ګذاری ومبارزه ایتلاف شمال وعملکرد رهبران وفرماندهان این ایتلاف نامیمون یک امرضروروخواست زمان بودکه ابداچنین نبودبلکه درتضادآشکاربا منافع ملی ما قرارداشت ۰ ازینکه نګارنده مقاله چنین چرخش اشخاص نامبرده را ګزینی راه درست وعمل واقعبینانه شمرده اند نظرایشان بوده ولی ازینکه ازدیګران نیزچنین یک چرخش را میطلبد زیاده روی مینماید وآنچه او بآن معتقداست وآنرا یګانه راه درست میداندنه اینکه صحت ندارد بلکه درتضادبا واقعیت های کشورمامیباشد۰ درزمینه باید اضافه نمود آنهاییکه هنوزهم نیازتحقق عدالت اجتماعی ، تساوی حقوق همه شهروندان افغانستان وامکان اشتراک یکسان شان دراداره کشور،اصلاحات عمیق اجتماعی بنفع توده هاې زحمتکش میلیونی کشور،رفع نابرابری های اجتماعی ،مبارزه با خرافات وعقبګرایی ،حل عادلانه مساله ملی ، ضرورت وحدت ومبارزه مشترک کلیه نیروهای مترقې وتحول طلب،افغانستان غیرمنسلک واسلامی وامثال آن که خطوط مرکزی برنامه های جنبش چپ راتشکیل میدادباوردارندوبخاطر آن مبارزه میکنند نه تنها دراشتباه نیستندبلکه یګانه ګزینش درست وبجا بوده حتی آنهاییکه درمخالفت با چنین آرمان های انسانی قراردارند آشکاراجرات نمیکنندتادرزمینه مخالفت خویشرا ابرازدارند ۰زیرا آنهمه خواسته هاخواست مردم ما بوده ،هست وخواهدبود۰ این مساله که جبهه ملی یک اپوزیسیون نیرومندایکه توانمندی کشیدن کشوازبن بست کنونی را داردوازین آزمون تاریخی موفق بدرآمده میتواند یک قضاوت عاجلانه است و کاریست قبل ازوقت ۰ تجربه فعالیت وموجودیت شانزده ساله ایتلاف شمال که امروزبنام جبهه ملی قدعلم نمودنشان میدهد که اجزای مرکبه نیروهای مقاومت دیروز( ایتلاف شمال ) وجبهه ملی امروزهیچګاهې متحدنبودندبلکه موجودیت شانزده ساله آن مخالفت دایمی مخفی باهمدیګروبعضا مخالفت آشکارتا سرحدمبارزه مسلحانه،ایجادوشکستن متواتراتحادهاوایتلاف هاوشرکت در اتحادها وایتلاف های مخالف میباشد که موجودیت چنین ایتلافی ویا موجودیت اجزای مرکبه چنین یک حرکتې ،وسابقه فعالین شناخته شده آن اعم ازجهادی وغیرجهای به حلقات وکسانې میماندکه با هر کس بودند ولې با هیچکس نبودند ، آنها از آنسوې مرزها تغذیه ،تمویل وهدایت میشدندومیشوند که درمقطع زمانې معینې با کې دوست ومتحدباشندوباکې درخصومت ودشمنی قرارګیرند، چی وقت دست به اسلحه ببرندوچی وقت ازصلح وتفاهم حرف بزنند ،باکی ایتلاف نمایندودرکدام سازمان عضویت داشته باشندو۰۰۰ موجودیت چنین جبهه با چنین ترکیبې ازسازمان ها واشخاص مشکوک وتجربه ناکام موجودیت آن مهال است تااین جبهه از(( آزمون بزرګ تاریخی )) موفق بدرآید۰
وقتې نویسنده مقاله ازسهم تعیین کننده نیروهای مقاومت وفرماندهان مشهور که مهره هاې اصلی آن (احمدشاه مسعود،عبدالرشیددوستم ) میباشد درشکست اردوی اشغالګرشوروی یادآوری مینماید قابل تامل است ایشان نمیخواهندبپذیرندکه احمدشاه مسعوداعتبارازسال ۱۹۸۱ تماس های با قوماندانی اردوی چهل مستقردرافغانستان برقرارنموده وقراردادهای باآن عقدنموده بودکه نشاندهنده علایق دوستانه مخفی با اشغالګران بود نه مبارزه فعال علیه آنها۰ برخې ازپژوهشګران روسی وغیرروسی منجمله جنرال ګروموف آخرین قوماندان اردوی چهل شوروی در افغانستان باتفصیل مشرح ازین ارتباطات مخفی فرمانده مسعودوقراردادهای متقابله بین( مسعود- اردوی چهل ) صحبت نموده اندچنین ارتباطات نشان میدهد که نیروهای تحت فرمان او درساحه سالنګ جنوبې واطراف آن فعالیت های رزمی شانرا درهماهنګی با اردوی اشغالګر انجام میداد تا اشغالګران بتوانند بدون دردسر احتیاجات لوژستیکی اردوی چهل ودولت تحت حمایه را ازشاهراه سالنګ تامین نموده بتواند که چنین عملکردنیروهای تحت فرمانده مسعودکمکې به اشغالګران بوددر مبارزه علیه سرکوب مقاومت مجاهدین افغانستان وخیانت به جهادمقدس مردم ما۰ شهکاریهای جنرال دوستم درزمان اشغال کشور توسط شوروی ها چون آفتاب بهمه هویداست ، تبدیل دوستم به یکې ازمراکز قدرت ازبرکت اشغالګران شوروی بود نه از استعدادفکری ،توانایی شخصی ومحبوبیت قومی آن ،ملیشه های دوستم بودکه قریب درتمام ولایات شمال کشوروبرخې ازولایات جنوب یکجابا قطعات اشغالګرویا مستقلانه درسرکوب بیرحمانه مقاومت مردم ما سهم ګرفت ولقب قهرمان جمهوری دموکراتیک افغانستان راکمایی نمود۰ وقتې عده ازچنین چهره های با چنین سابقه تاریکې قهرمان میسازندودروصف آِنهامینویسندوبه تبلیغ چنین نوع ازانسانهای وطن مامی پردازندخودسوال برانګیز است ۰ اګرهدف از تبلیغات برخې از تحلیل ګران وفعالان سیاسی ما ازتایید شکل ګیری ایتلاف شمال که برمبنای تعلقات تباری صورت ګرفته که کشیدن خط فاصل بین شمال وجنوب کشور ودربرابرهم قراردادن شمال با جنوب باشد در آنصورت پرسشې پیدا نمیشودزیرا انګیزه،علل واهداف براه انداختن چنین هیاهوی تبلیغاتی بنفع ایتلاف شمال وشخصیت های برجسته آن روشن است ۰
ثالثا – درمورد این نظرنګارنده که (( دردولت کنونی نقش مجاهدین به صفرتقرب نموده )) خط بطلان کشید مختصر مکث مینمایم : دردولت فعلی نقش مجاهدین برجسته وتعیین کننده است ،وقتې رییس جمهورومعاونین او،روسای پارلمان اعم ازولسې جرګه ومشرانو جرګه، لوی څارنوال،برخې ازوزرا منجمله وزرای ارګانهای امنیتی وبخش کثیرې ازوالیان وقوماندانان امنیه ولایات رهبران وفعالین برجسته تنظیم های جهادی باشدچګونه میتوان از دولت ایکه در آن سهم مجاهدین به صفرتقرب نموده است صحبت نمود۰ آیا استیضاح نمایشی اخیر وزرای دفاع ،داخله ورییس امنیت ملی درولسې جرګه درموردبرهم خوردن مراسم تجلیل جشن ۸ ثوروتصمیم مبنی بر ادامه مدیریت ناکام شان که یک افتضاحې بزرګې نبود؟و وقتې هموطنې چنین برخوردولسی جرګه را مورد انتقادقرارمیدهدکه نقش مثبتې را دربهبوداجرات قوه اجراییه ایفا نموده نمیتواند وتوجه آن به حل ریشه یی پربلم های اصلی حکومت نې بلکه درخط دفاع ازمنافع ګروهی وتنظیمی میباشدکه نمونه بارز آن استیضاح اخیروزرای ارګانهای امنیتی بودکه هیچ کدام ازمسؤلین ارګانهای امنیتی سلب مسؤلیت نشد زیرا ایشان سابقه تنظیم های جهادی دارند واګر چنین یک افتضاحې درکشور دیګر جهان رخ میدادنخست اینکه خود مسؤلین داوطلبانه وشرافتمندانه کنارمیرفتندوپارلمان بدون تردید ایشانرا سلب صلاحیت مینمود۰

در خاتمه قبل ازینکه حرف های آخری خودرا بګویم توجه محترم حقیقت جو را باین معطوف میدارم که ممکن زمانې ایشان مسؤلیت تحقیق وشکنجه رقباې سیاسی خودراداشت ووقتې ازتهیه مدارک واسناد علیه آنها عاجزمیماندواعترافې ازآنها دریافت نمیتوانست بخاطرشکستاندن روحیه او میګفتند که درآینده چنین نکند وچنان بکند درغیرآن زنده ګی دشوارې درپیشرو خواهدداشت وباردیګر از کرده های خودجواب خواهدداد چنانچه اودرمقاله خویش مینویسند: ((آنهاییکه چون خواتی علیه مجاهدین کاغذهای سفیدرا سیاه ودررسانه ها منتشر میسازدبدانندکه زمان آن فراه خواهدرسیدتا از تبلیغات سؤ خویش دربرابر مردم جواب دهند درآنصورت عواقب ناګوارې متوجه آنها خواهدبود ))۰ خیال وخواب فراه رسیدن چنین زمانی دیګر مهال است اول اینکه زمان ما زمان دیګریست که نمیتوان دګراندیشان را بسکوت واداریا چون ګذشته به بسیار آسانی بنام ملحد،کمونست و اشرارخودسرانه محاکمه نمودګرچه درکشور ما امروزهم بامخالفین حاکمیت کنونی بنام تروریست ،طالب والقاعده چنین برخوردې صورت میګیرداما دیده میشودکه درنتیجه واکنش افکارعامه و فشار جامعه جهانی دربرخورد آنهابا مخالفین تغییراتې جدی محسوس است دوم اینکه دولتمردان کنونی افغانستان وحلقات نیرومندفعلی حاکم برکشور ازچنان استقلال عملې برخوردارنیستند تا هرچه بخواهندبکنند ومجبورا تا مطابق اراده حامیان شان عمل کنند ازینروجناب حقیقت جوازتبدیل شدن نقش مجاهدین دردولت کنونی به صفر تشویش خودرا نشان داده است زیرا حامیان شان به برخوردتنظیمی خلاف قانون وخواست زمان اجازه نمیدهد وبیچاره هاخودرا ناتوان احساس میکنند۰ من منحیث یک افغان که وطن ومردمم را دوست دارم وازحالت حاکم کنونی برکشورم رنج میبرم درآینده نیزتلاش خواهم نمودتادر نګارشات خویش در حدودتوان واستعدادخویش ازوضعیت کشورمنظره درستې ترسیم بدارم وکلیه قلم بدستان افغان رادعوت مینمایم تاباجدیت تمام حقایق سه دهه اخیرووضعیت ناګوارحاکم برکشور را بیان،درافشای هویت آنعده ازمسؤلین دولتی ،رهبران وفعالین سیاسی ،سازمانها ی جهادی یا غیرجهادی که برمحور منافع ګروهې یاتعلقات قومی وزبانی عمل میکنند ومنافع علیای ملی را نادیده میګیرندازهیچ نوع تلاش خوداری نکنند بویژه آنهاییکه بنام جهاد ومقاومت بچشم مردم مسلمان ما

خاک میریزندومیخواهند چون ګذشته آنها را فریب دهند.

۵ /۵ /۲۰۰۸
پایان






لوستل شوی 235 ځله

خپل نظر وليکئ

ټولې کړکۍ چې د ستوري (*)نښه لري ډکول يې ضروري دي