اعزام سرباز اضافی راه حل جنگ در افغانستان نیست

زیرمتون
Typography
  • Smaller Small Medium Big Bigger
  • Default Helvetica Segoe Georgia Times

رخمت اله روان

ایالات متحده ی امریکا به تازه گی اعلام نمود که 17 هزار سرباز این کشور تا بهار سال آینده به افغانستان اعزام خواهد شد. پیش از این نیز مقامات امریکایی از اعزام 30 هزار سرباز این کشور به افغانستان در سال 2009 میلادی به رسانه ها حرفهایی گفته بودند .
کشور آلمان نیز روز گذشته تعهد نمود که بیش از 500 سرباز تازه نفس را به افغانستان خواهد فرستاد. تصمیم به اعزام سربازان قوای خارجی به افغانستان از سوی ایالات متحده ی امریکا، جرمنی، و شماردیگر از کشور ها در حالی صورت می گیرد که بسیاری از مقامات جامعه ی جهانی و دولت افغانستان تاکید به آن دارند که جنگ تنها راه حل بحران در افغانستان نیست .
بارک اوباما رییس جمهور ایالات متحده نیز در تازه ترین اظهارات خود در رابطه به حل بحران افغانستان گفته است که مشکل در این کشور تنها از راه نظامی حل نخواهد شد و باید برای بازسازی در افغانستان نیز تلاش های بیشتری صورت گیرد .
اظهارات وعملکرد های ضد ونقیض کشورهای خارجی به خصوص ایالات متحده ی امریکا در حالی بیان می شودکه هفت سال از استقرار نظام دموکراسی درافغانستان می گذارد، هنوزهم از امنیت و ثبات دراین کشور خبری نیست،.مدتهاست که از ضرورت تغییر در استراتژی ایالات متحدهء امریکا سخن گفته می شود. در این ضرورت دولت افغانستان و نیروهای ناتو نظر مشابه دارند اما سوال اینست که چنین تغییری در کوتاه مدت ممکن است؟گرچه كابل همواره ادامه عمليات و ازدياد سربازان ائتلاف و ناتو را به دليل عدم توجه به مراكز اصلي آنها در آن سوي مرزها يعني پاكستان بيهوده و غير مثمر خوانده و خطر اصلي را نه در هلمند، كندهار و كنر ميدانست بلكه به مغزهاي متفكر و سهولت هاي نظامي اشاره ميكرد كه تهديد آنها در خاك پاكستان به شكل باالقوه وجود دارد
نظربه گفتار محترم نورالحق علومی نماینده مردم در ولسی جرگه((طیاره.توپ وتانگ گرفتن راه حل افغا نستان نیست بلکه جلب رضایت مردم راهی است که می تواند به حل مشکلات افغانستان بینجا مد))همچنان تا کید کرد به همان اندازه که ازدیاد نیروهای خارجی راه حل نیست با گرفتن توپ .طیاره وتانگ نیز نمیتوان به حل معضل افغا نستان امید وار بود.
از دید دولت افغانستان این تغییر باید حملهء زمینی وهوائی تمام عیار به مناطق قبایلی آنسوی دیورند را شامل گردد که مراکز تسلیح، تمویل و آموزش جنگجویان طالب و القاعده در آنجا قرار دارد. مردم افغانستان خواستار آنند که نیروهای خارجی در عملیات شان به مردم غیرنظامی زیان وارد نکنند و نظر دولت امریکا اینست که از تجربهء جنگ عراق در افغانستان استفاده شود، نیروی بیشتری به افغانستان اعزام گردد به کمک سران قبایل به ساختن نیروهای ملیشه اقدام گرددولی اگربرعکس این نیروها مانند سابق بازهم درمحلات جابجاه میگردد که محلات بودباش اهالی ومسکونی باشد کدام مفاد در تا مین امنیت نخواهد داشت به جز تهدید وشکنجه فتل افراد بی دفاع وغیره وبیشتر مفکوره اشغال افغا نستان در بین مردم تحکم میبخشد .چنانکه درقبل ازدیاد نیروهای نظامی اتحاد شوروی سابق در افغا نستان به جای کمک وهمکاری به نیروهای اشغالگردر افغا نستان تبدیل گردید .در ینجاه لازم است در مورد قطعات نظامی شوروی سابق چند چمله زکر نما یم. .
: در دسامبر 1978 هنگامیکه قطعات نظامی اتحاد شوروی وقت وارد افغانستان گردیدند، ایالات متحده امریکا و کشورهای متحد شامل در پیمان ناتو، شتابان و سراسیمه شده جهانیان را آگاهی دادند که افغانستان توسط نیروهای ارتش سرخ اشغال گردید. عملکرد نظامی شوروی وقت در افغانستان طی قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل، "اشغال" نامیده شد .
امریکا و متحدین او از هیچگونه فعالیتها و عملکردها در سطح سیاسی، دیپلوماسی، نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی علیه شوروی وقت و رژیم تحت حمایه آن در افغانستان دریغ نورزیدند. تمامی ریزرف ها و امکانات سیاسی، نظامی، استخباراتی بشمول اقمار جاسوسی و سیستم های پیشرفته کشفی و اطلاعاتی شامل شبکه های جهانی را در همه عرصه ها بخصوص تبلیغات تخریبی-ایدیالوژیکی، مذهبی، سیاسی و عقیدتی علیه رژیم و قوت های شوروی در افغانستان بکار بردند .
با وجود فشارهای دیپلوماتیکی در سطح جهان از قبیل کنفرانس ها، سیمینار ها، قعطنامه ها، اجلاس کشورهای بزرگ جهانی – منطقوی، اجلاس کشورهای غیر منسلک، کنفرانس اسلامی، اجلاس شورای امنیت سازمان ملل متحد که چوکی سازمان کنفرانس اسلامی و ملل متحد در اختیار دولت افغانستان قرار داشت، در حدود بیش از هشتاد کشور جهان رژیم افغانستان را به رسمیت شناخته و روابط دیپلوماسی با حکومت کابل در سطح سفرا و شارژدافیر ها بشمول نماینده گی سازمان ملل متحد و کشورهای همسایه و منطقه برقرارساختند. اما تخریبات، تحریم ها و تبلیغات علیه رژیم و شوروی وقت بطور نهایت قوی، خونبارو انتقام جویانه جریان داشت. همه نورم های دیپلوماتیکی، حقوق بین المللی و جهانی نادیده گرفته شده؛ و به حمایه، تشویق، تمویل و ارسال محموله های نظامی - تسحیلاتی، تبلیغاتی، اقتصادی و تعلیماتی برای نیروهای ضد حاکمیت دولتی افغانستان و علیه قوت های شوروی در افغانستان از طرف امریکا، انگلستان، عربستان سعودی، پاکستان و هم پیمانان شان (ناتو) دست بکار شدند. چون آفتاب هویدا است که بزرگترین نیروی افراطی و بی رحم مسلح با اسلحه ایدیالوژیکی چون جهاد علیه کفر و کمونیزم، با استفاده از احساسات اسلامی و عقاید مذهبی مسلمانان کشورهای جهان عرب، افریقا، آسیا، اروپا و بخصوص افغانها بوجود آمده و چنان آتش نفاق و خونریزی را در افغانستان، منطقه و جهان روشن نمودند که امروز خود از مهار نمودن این آتش عاجز مانده اند. سوال عمده در این است که دیروز مسئله اشغال، خطر نابودی اسلام، انتشار کمونیزم، تسخیر افغانستان، راه به سوی آبهای گرم هندوستان، دفاع از مقدسات اسلامی و صد ها مطالب دیگر را تبلیغ می نمودند؛ میلیونها دلار به مصرف رسانیدند، میلیونها انسان را به کام مرگ فرستادند، افغانستان و مردمش را به خاک و خون کشانیدند، اما چه نفعی ازاین عملکردها بدست آوردند؟ !
آیا دست آورد جهان غرب (امریکا – ناتو) تروریزم، القاعده و مواد مخدره است؟ و یا این پدیده، میراث شوروی سابق بود که امروز خود امریکا و ناتو به دامش افتیده اند؟
شوروی سابق برای افغانستان و مردمش بزرگترین و نیرومندترین سیستم دفاعی قابل پذیرش و با اطمینان - قوای مسلح عصری- اقتصاد قوی و قابل ملاحظه و مورد قناعت مردم افغانستان، تنظیم پروژه های تعلیمی، تخنیکی، ساختمانی و انکشافی را با موجودیت جنگهای تحمیلی، سیاسی، استخباراتی، اقتصادی، نظامی، منطقوی و استراتیژیکی از طرف امریکا و ناتو، مساعد ساخته بود .
قوت و قدرت دولتی، قانونیت و حاکمیت قانون، هیچگاه چون شرایط امروزی در افغانستان که غرق در فساد اداری و نا امنی با موجودیت مشکلات جدی اقتصادی می باشد، باعث رنج و عذاب مردم ما نگردیده بود. مردم به حاکمیت دولتی و قوای خارجی اطمینان داشتند. چهل کشوریکه دیروز برای مخالفین رژیم و علیه قوت های شوروی اشک دروغین می ریختند و فغان های کاذب در همه عرصه ها از قبیل دیپلوماتیکی، سیاسی، نظامی و اقتصادی به دوستان خویش – مجاهدین و نجات دهنده گان افغانستان – می زدند و از هیچ نوع کمک و همکاری به آنها دریغ نمی ورزیدند، امروز با حضور عینی خویش و با قوت های نظامی و خلاصه همه امکانات شان نمی خواهند و یا نمی توانند که مشکلات مردم و کشور ما را حل نمایند، زیرا حرف و عمل دیروزی شان مانند حرف و عملکرد امروزی شان کاذبانه و روی مقاصد خاص می چرخد. امروز که شوروی و سیستم جهانی اش در منطقه و جهان موجود نیست و پیمان نظامی اتحاد (بلوک) شرق هم وجود ندارد، پس این عقده و کینه و حس انتقام جویی علیه چه و بخاطر کی در جهان موجود است؟
هنگامیکه امریکا و متحدین در سال 2001 تصمیم از بین بردن لانه های تروریزم جهانی را اتخاذ نمودند، و طی یک سناریوی کاذب از اجلاس بن آغاز و بالاخره با اجلاس و قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، حضور نظامی اش را رنگ قانونی داده، عملیات خونبار را علیه یک کشور ویران و مردم فقیر و گرسنه آغاز نمود، روسیه و جمهوریت های آسیای میانه نیز صادقانه در پهلوی امریکا و متحدین اش، آغاز به همکاری نموده و عملا" دروازه های کمک و پل های انتقال مواد اولیه، ضروری و اکمالاتی ناتو و امریکا را از طریق سرحدات شمال افغانستان عهده دار گردیدند .
مگر امریکا و ناتو با عقده و پالیسی هایی که خلاف معیار های بین المللی و شیوه های دیپلوماسی می باشد، از تعهداتی که میان دولت های متحد، علیه تروریزم نموده بودند، پا فراتر نهاده و به یک سلسله پیمان شکنی ها و خودسری های غیر قابل تصور متوصل گردید. که این پیمان شکنی ها باعث رشد، تقویت و عملکرد های تهدید آمیز علیه خود امریکا و خدشه دار نمودن مناسبات دیپلوماتیکی، سیاسی و نظامی میان افغانستان، پاکستان، هندوستان و ایران و بوجود آمدن سد تاکتیکی استراتیژیکی میان انگلستان، پاکستان، امریکا، فرانسه و آلمان گردید که تاثیر منفی بالای مبارزه علیه تروریزم و قاچاق مواد مخدر در افغانستان و منطقه گذاشت .
بحران بی اعتمادی سیاسی، گسترش فقر، ایجاد فاجعه و تراژیدی خارج از کنترل؛ وضع نظامی، اقتصادی و امنیتی را وخیم ترساخته و باعث بوجود آمدن خلای قدرت سیاسی، نظامی و عدم اعتماد مردم علیه دولت فعلی و موجودیت قوت های نظامی خارجی بخصوص امریکایان در افغانستان و منطقه گردید. آتش جنگ، خارج از مرزها بسوی پاکستان، هندوستان شعله ور شده و احتمال آن می رود تا دامنه ناامنی ها به سوی آسیای میانه نیزکشانیده شود .
شبکه های استخباراتی امریکا و ناتو بدون درنظرداشت حساسیت اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، عقیدتی و مذهبی مردمان این مناطق یعنی افغانستان، پاکستان، ایران، آسیای میانه و هندوستان، دست به فعالیت های احساساتی و بدون تماس با حکومت ها و هسته های عمده کشورهای منطقه زده، و اتکا به نیروی نظامی و بمباران نموده و در نهایت امر به قتل عام مردم متوصل شدند. که هرگز مردمان منطقه بخصوص مردم افغانستان انتظار چنین اعمال خونبار را نداشته و ادامه فاجعه و دوباره قوت گیری نیروهای طالبان در مقابله با قوت های امریکایی مجهز با اسلحه عصری امروزی، بحران فاجعه آمیز اقتصادی، فساد اداری، نبود امنیت و حاکمیت قانون را در کشورشان متصور نبودند. مردم و کشورهای منطقه تصور داشتند که امریکا با استفاده از تجارب و همکاری های روسیه، کادرهای عمده و اساسی رژیم گذشته و متخصصین در عرصه های مختلف خاصتا" عرصه های نظامی، حقوقی، اقتصادی و سیاسی را بکار انداخته و با شعار دموکراسی و حرکت بسوی جهان گلوبالیزم و اتحاد مشترک در مبارزه علیه تروریزم جهانی و مواد مخدره گامهای موثر برداشته خواهد شد. تصور مردم چنین بود که جنگ و سوقیات بزرگ نظامی در محلات و ولایات کشور ما، جایش را به اعمار و بازسازی داده و کشتزار ماین ها جایش را به اراضی بستر مواد اولیه ضروری کشور چون گندم، برنج، غله جات، میوه و ترکاری خواهد داد. امید ها بسوی آن بود که فقر و بیکاری جایش را برای همیشه به موسسات تعلیمی، تخنیکی، فابریکه های جدید تولید و صنایع، فابریکه های تولیدی، انرژی برق و بندهای جدید آبیاری می دهد .
افسوس و صد افسوس که بمباران، وحشت و عملکردهای خلاف تصور و توقع مردم ما توسط نظامیان امریکا و ناتو، حیات هزاران طفل، جوان، پیر و زن این کشور را گرفته یکبار دیگر غریوهای انفجارات طیارات بی – 52 و راکت های کروز و قاره پیمای امریکایی باز هم در قلمرو کشور ما و منطقه به گوش می رسد. چالش کاذب، نیرنگ و فاجعه مرکز و اطراف کشور ما را الی مناطق آنطرف دیورند با موجودیت قوت های نظامی چهل کشور جهان فرا گرفته است. امروز از طفلی که بعد از سال 2001 تولد شده است الی پیر مرد هشتاد یا صد ساله کشور ما و آنطرف خط دیورند، در اثر حملات نظامیان امریکایی و ناتو به بسیار شکل غیر انسانی، به کام مرگ می روند. مگر امریکا و متحدین اش هنوز هم شعار جنگ و یکه تازی می دهند .
آنانیکه دیروز بخاطر جنگ علیه شوروی بدست امریکا و متحدین شان مسلح ساخته شده بودند، امروز علیه امریکا و عملکرد های دروغین شان به یک نیروی قوی مبدل گردیده اند .
ذهنیت های مردم غیر نظامی و بی دفاع ملکی را که بلندگوی ها و وسایل اطلاعات جمعی و نشراتی ناتو و امریکا در سراسر جهان و منطقه در افغانستان بر ضد کمونیزم و برای جهاد علیه شوروی دعوت می کردند، امروز همه شان علیه عملکردهای خونبار امریکا و متحدین او به یک قوت مبدل گردیده اند. حتی شبکه های اطلاعاتی و تبلیغاتی ناتو و متحدین شان در گرایش مردم بسوی امریکا عاجز مانده اند .
نظامیان شوروی بر خلاف امریکایی خودسرانه به خانه ها و محلات مردم حمله نمی کردند، ناموس مردم را هرگز تلاشی بدنی نکرده بودند، زندانهای مخفی نداشتند و به دستگیری ها و تلاشی های خودسرانه و بدون آگاهی قوت های رژیم عمل نمی کردند .
نفرتی که امروز علیه امریکا در منطقه و افغانستان وجود دارد در هنگام حضور نظامی شوروی در افغانستان با وجود تبلیغات با 104 لسان در 24 ساعت (شبانه روز) از طرف امریکا و متحدین اش علیه رژیم و قوت های شوروی، وجود نداشت .
قوت های هوایی رژیم وقت مسلح با اسلحه سنگین دافع هوایی راکت های جدید عصری، تانک ها و توپخانه های قوای مسلح، حاکمیت عام و تام را در تمام قلمرو فضایی و زمینی کشور داشتند، مگر امروز متاسفانه از طیاره، تانک، سلاح ثقیل و مدافعه هوایی، رادار و سیستم دفاع قوی خبر و اثری موجود نیست .
اینست تمیزی قابل ملاحظه میان حضور قوت های نظامی شوروی سابق و امریکای امروزی و متحدین اش. کشور ما فعلا" استقلال اقتصادی نداشته، چگونه می توانیم بگوییم که استقلال سیاسی داریم. این واقعیت است و سوال برانگیز می باشد. کشور مستقل هستیم یا خیر؟
روی این اصل و واقعیت، بدون سهمگیری و مشارکت فعال و موثر همسایه ها و بخصوص نقش روسیه در همکاری های اطلاعاتی، سیاسی، نظامی، بادرنظرداشت وضعیت استراتیژیکی، موقف و موقعیت جغرافیایی افغانستان با جمهوریت های آسیای میانه، یافتن راه حل این مشکلات ناممکن است .
حل مشکلات موجود مرزی با کشور پاکستان بادرنظرداشت مناسبات قومی، لسانی، عقیدتی، فرهنگی، اسلامی میان اقوام و قبایل دو طرف خط دیورند؛ مسایل و مناسبات با کشور ایران، تاجکستان، ازبکستان و مناسبات دیرینه حسن همجواری و دوستی با اتحاد جماهیر شوروی سابق و رشد تحکیم مناسبات سیاسی، دیپلوماتیکی، اقتصادی و فرهنگی با روسیه فعلی بخصوص در عرصه های نظامی، تجارتی، همه و همه را با درنظرداشت اینکه ارتباط عمیق و دیرینه جیوپولیتیکی دارند، چگونه می توان نادیده گرفت. همچنان موفقیت امریکا و متحدین شان و سایر قوت ها و قدرت های جهانی و قوت های بزرگ نظامی را در افغانستان بدون درنظرگرفتن حقایق ذکر شده، امکان پذیر دانست. تسخیر افغانستان و وابسته ساختن مردم افغان در هر دو طرف خط دیورند هیچگاهی ممکن نبوده، بدون یک مشارکت سالم منطقوی، بادرنظرداشت خواست های مردم افغان و حرمت و احترام واقعی به حاکمیت مردمی، استقلال، تمامیت ارضی، تقویه اقتصاد متکی به مردم و، سپردن همه اختیارات و صلاحیت های ملی و کشوری به مردم ما هیچگاهی و هیچ قدرتی با دست پر و تن سالم از این گذرگاه "افغانستان" به خانه سلامت خویش بر نگشته است. تاریخ و افتخارات مقاومت مردم ما شاهد گفتار و نوشتن ما است. امریکا و ناتو به تاریخ و همسایه های ما مراجعه نمایند. راه زورگویی و یکه تازی در کشور و بالای مردم ما وجود نداشته است
. نتیجه هر چه که باشد این نکته را نباید فراموش کنیم که ملت های منطقه خصوصا افغانستان به این واقعیت دست یافته اند که شعار های غرب در مورد مبارزه با تروریزم،‌ رفاه اقتصادی،‌ ایجاد دموکراسی و امثال آنها دسیسه ای بیش نیست و تنها هدفی که دنبال می شود استعمار، غارت و چپاول هست و نیست ملت های منطقه است. ازهمین رو ما شاهد تخریب بیش از پیش وجهه ی غرب و در رأس آن امریکا و بر طرف شدن آن نقاب ساختگی آزادی، دموکراسی و قانون مداری از چهره ی آنها می باشیم و هر روز تنفر جهانیان خصوصا ملت های منطقه نسبت به حضور آنها بیشتر شده و خواهان خروج فوری غربی ها از سرزمینهای شان می باشند. که بر چیده شدن تدریجی پایگاههای امریکا در آسیای مرکزی و برنامه ریزی امریکایی ها برای خروج از عراق شواهدی بر این مدعاست .
پس لازم است که هم غربی ها و هم دست نشانده های آنها پنبه را از گوشها بیرون و چشم ها را باز کرده و به جای تکیه کردن بر فریب و تزویر به واقعیت ها روی آورند و خواست مردم مظلوم افغانستان را در نظر گرفته و حقیقتی را هرچند تلخ بپذیرند که این مردم هیچ گاه بیگانه و بیگانه پرستان را نپذیرفته و نخواهند پذیرفت و این چراغ اشغال و استعمار هرگز در این سرزمین نمی سوزد و اگر هم بسوزد، شبی سوزد و شب دیگر نمی سوزد. چنانکه ابر قدرت شرق آن را تجربه کرد و نتیجه ای جز ذلت و خواری به دست نیاورد . پای