زېرمتون - آرشیف

زېرمتون - آرشیف

د ټولنيزو اړيکو پاڼې

Facebook MySpace Twitter Digg Delicious Google Bookmarks RSS Feed 


Copyright sporghay.com 2005-2010 All rights reserved. Design by: Abdel Malek and Roman Parhiz

قطع درخت بیعت الرضوان توسط حضرت عمر Print E-mail
Sunday, 09 July 2017 20:00

تتبع ونـﮔـارش:
امــیـــن الـدیــن» سعـیـدی – سعید افـغــانی«
مـدیـــر مرکزمطـالعات سـتراتیژیک افـغان و
مسؤول مرکز کلتوری دحــق لاره- جـرمـنی
ابن سعد با سند صحیح در حدیثی از نافع روایت فرموده است که : در یکی از روز ها  به حضرت عمر(رض)  خبر رسید که تعدادی از مسلمانان به پیش درخت بیعت الرضوان می‌روند و در آن‌جا به ظن اینکه محل متبرک است ، نماز بجا می اورند .بعد از اینکه حضرت عمر این داستان را شنید ، هدایت فرمود تا آن درخت را قطع کنند.


( التاریخ الاسلامی 19/260 ، طبقات ابن سعد (2/100)
این یکی از موضعهای عمر برای حمایت از توحید و ویران‌سازی راههای ورودی فتنه‌ است، با توجه‌ به‌ اینکه‌ تابعین را طوری دید که‌ کارهایی را انجام می‌دهند که‌ اصحاب انجام نداده‌اند، پس این بدعتی است که‌ چه‌ بسا به‌ عبادت منجر می‌شود، از این‌رو هدایت فرمود که‌ آن‌را قطع نمایند.( التاریخ الاسلامی 19/260 ، طبقات ابن سعد (2/100)
بیعت رضوان یا بیعت شجره، از جمله پیمان مجدّد تعدادی از صحابه کرام با پیامبر صلی الله علیه وسلم است که در سال ششم هجری در نزدیکی مکه مکرمه وقبل از صلح حدیبیه صورت گرفت.
پروردگار با عظمت ما این پیمان را پیمان با خود بحساب اورده  ، قرآن عظیم الشان در (سوره فتح آیه 10 ) میفرماید :« اِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ اِنَّما یُبایِعونَ اللّهَ یَدُ اللّهِ فَوقَ اَیدیهِم‌فَمَن نَکَثَ فَاِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ ومَن اَوفی بِما عهَدَ عَلَیهُ اللّهَ فَسَیُؤتیهِ اَجرًا عَظیما.. »
 ( بی‌گمان کسانی که با تو بیعت می‌کنند، در واقع با خداوند بیعت می‌کنند. دست خداوند بر فراز دست ایشان است، پس هرکس که پیمان شکند همانا به زیان خویش پیمان شکسته است و هرکس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند، زود است که به او پاداش بزرگ ببخشد)
همچنین خداوند متعال با نزول آیه‌ای رضایت خویش را از آنان بیان داشت«لَقَد رَضِیَ اللّهُ عَنِ المُؤمِنینَ اِذ یُبایِعونَکَ تَحتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فی قُلوبِهِم فَاَنزَلَ السَّکینَةَ عَلَیهِم واَثبَهُم فَتحًا قَریبا ومَغانِمَ کَثیرَةً یَأخُذونَها و کانَ اللّهُ عَزیزًا حَکیما..» ( سوره فتح آیه 18 ) ( به  راستی که خداوند از مؤمنان چون با تو در زیر آن درخت بیعت کردند، خشنود شد، پس می‌دانست که در دلهایشان چیست و آنگاه آرامش را بر آنان نازل کرد و به پیروزی‌ای نزدیک پاداششان داد و نیز غنایمی بسیار که به آن دست یابند و خداوند همواره نیرومند سنجیده‌کار است )
محدثین مینویسند حادثه مشابه در زمان حیات رسول الله صلی الله علیه وسلم هم صورت گرفته بود که جریان این داستان چنین است :
ترمذی و غیره با سند صحیح از ابو واقد لیثی روایت می‌کند، که فرمود: در حالی که تازه مسلمان شده بودیم همراه رسول الله بسوی حنین حرکت کردیم. در آن زمان درخت ذات انواط برای مشرکین محترم بود (در سایه آن به استراحت می‌نشستند و اسلحه های خود را به آن آویزان می‌کردند) از کنار یکی از این درخت‌ها گذشتیم و این صحنه را مشاهده کردیم به پیامبر صلی الله علیه وسلم  گفتیم:« یَا رَسُولَ اللَّهِ: اجْعَلْ لَنَا ذَاتَ أَنْوَاطٍ کَمَا لَهُمْ ذَاتُ أَنْوَاطٍ؛ فَقَالَ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: سُبْحَانَ اللَّهِ، هَذَا کَمَا قَالَ قَوْمُ مُوسَی: (اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ). وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَتَرْکَبُنَّ سُنَّةَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ» ترمذی (2180).  (ای رسول الله! برای ما هم درختی را تعیین کن، آن چنان که ایشان درختی دارند. پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: سبحان الله! این همانند گفته ی قوم موسی علیه السلام است. که خطاب به وی گفتند: (تو هم برای ما معبودانی قرار ده همان‌گونه که آن‌ها معبودانی دارند) قسم به ذاتی که جانم در قبضه اوست، حتماً از راه و روش گذشتگان پیروی می‌کنید.)
خواننده محترم !
قاعده‌ی کلی وشرعی در بجا اوردن عبادت در دین مقدس اسلام اینست که : عبادت باید فقط برای الله صورت گیرد ، هکذا عبادت باید به طریقه وروشی صورت بپذیرد که آن روش وطریقه از پیامبر صلی الله علیه وسلم به سند صحیح به اثبات رسیده باشد ، و این عمل با رجوع به قرآن و سنت صحیح و سخنان سلف صالح که دین را از پیامبر صلی الله علیه وسلم  به ما رساندند و ما را از بدعت و نوآوری نهی کرده‌اند مشخص می‌شود؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم با تمام صراحت فرموده است:«‌ مَنْ عَمِلَ عَمَلًا لَیْسَ عَلَیْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ»(هر کس کاری را انجام دهد که ما دستور انجام آن را نداده‌ایم، آن کار مردود است). (بخاری ش/ 2697 مسلم ش/4492.)
و فرموده است« عَلَیْکُمْ بِسُنَّتِی وَسُنَّةِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِینَ مِنْ بَعْدِی، عَضُّوا عَلَیْهَا بِالنَّوَاجِذِ، وَإِیَّاکُمْ وَ مُحْدَثَاتِ الْأُمُورِ،فإن کل محدثة بدعة وَ کُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ»  (بر شما است که به سنت من و سنت خلفای راشدین رضی الله عنهم بعد از من عمل کنید، و آن را محکم بگیرید و از نوآوری بپرهیزید؛ چرا که هر نوآوری بدعت و هر بدعت گمراهی است.)( ترمذی 2676 .)
و هکذا فرموده است:« اقْتَدُوا بِاللَّذَیْنِ مِنْ بَعْدِی أَبِی بَکْرٍ وَعُمَرَ »( به خلفای بعد از من ابوبکر رضی الله عنه و عمر رضی الله عنه اقتدا کنید.)
طوریکه در فوق یاد اور شدیم که : پیامبر صلی الله علیه وسلم  به آن دسته از صحابه که از او خواستند برای ایشان درختی را مشخص کند تا به آن تبرک بجویند و اسلحه‌هایشان را به آن آویزان کنند، فرمود :« اللَّهُ أَکْبَرُ ، إِنَّهَا السُّنَنُ ، قُلْتُمْ وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ کَمَا قَالَتْ بنو إِسْرَائِیلَ لموسی: (اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ) ( سوره الأعراف : 138 ) »
( الله اکبر!  این، راه و رسم ‌‌‌‌‍(های انحرافی) است، قسم به ذاتی که جانم در دست اوست همان چیزی را گفتید که بنی اسرائیل به موسی گفته بودند«اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ» (تو هم برای ما معبودی قرار ده، همان گونه که آن‌ها معبودانی (و خدایانی دارند). (سوره اعراف/ 138» ترمذی2180.)
پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرموده است: « افْتَرَقَتِ الْیَهُودُ عَلَی إِحْدَی وَسَبْعِینَ فِرْقَةً، وَافْتَرَقَتِ النَّصَارَی عَلَی اثْنَتَیْنِ وَسَبْعِینَ فِرْقَةً،و ستفتَرِقُ هذه الأمة علی ثلاث و سبعین فرقة، کلها فی النار إلا الواحدة»  (یهود به هفتاد و یک گروه تقسیم شده‌اند نصاری به هفتاد و دو گروه، بزودی این امت به هفتاد و سه گروه تقسیم خواهند شد و همه آن‌ها در جهنم هستند، بجز یک گروه، گفتند: ای رسول الله صلی الله علیه وسلم  آن گروه کدامند، پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود:«مَن کان عَلَی مِثلِ ما أنا علیه الیوم و أصحابی» گروهی که به روش من و اصحاب رضی الله عنهم من پایبند باشند. ابن ماجه 3992  .
ابن وضاح در کتاب: «البدع و النهی عنها» صفحه/9 با سند خود از ابن مسعود رضی الله عنهما روایت می‌کندکه: عمرو بن عتبه و یارانش در بیرون از شهر کوفه مسجدی بنا کردند. عبدالله رضی الله عنه دستور تخریب آن مسجد را صادر کرد. سپس خبر به عبدالله رضی الله عنه رسید که این گروه در یکی از مساجد کوفه با هم جمع میشوند وبطور دستجمعی یک تعداد اوراد معینی را زمزمه میکنند، ودر ضمن تکبیر و تهلیل (لا اله الا الله) می‌گویند. ابن وضاح ‌گوید: در یکی از روز ها عبدالله رضی الله عنه با تغیر چهره خویش که توسط پتوی پیچانیده بود داخل مسجد شده ودر حلقه می نشیند . بعد از آن که اوراد و اذکار این گروه را شنید پتو را از سرش برداشت و گفت: من ابوعبدالرحمن هستم! سپس ادامه داد: یا شما از اصحاب محمد صلی الله علیه وسلم  عالم‌ تر(به دین) هستید، یا ظالمانه مرتکب بدعتی شده‌اید! ایشان و امثال ایشان مردم را از بدعت بر حذر می داشتند و به پیروی از سلف صالح تشویق می‌نمودند.
خواننده محترم !
مورخین در مورد اینکه :چرا حضرت عمر درختی  بیعت‌الرضوان را که پیامبر صلی الله علیه وسلم  و یارانش زیر آن بیعت کرده بودند، قطع کرد، می نویسند :
این در زمانی بود که حضرت عمر رضی الله عنه متوجه شد بعضی از مردم به آن‌جا می‌روند علت را از آن‌ها جویا شد. گفتند: مردم در آن‌جا نماز می‌خوانند، چون پیامبر صلی الله علیه وسلم  در مسیر حج در آن‌جا نماز خوانده است عمر رضی الله عنه خشمگین شد و فرمود: همانا پیشینیان به سبب تقدس آثار پیامبران‌شان به هلاکت رسیدند.  (مجموع الفتاوی 27/171)
 شیخ الاسلام ابن تیمیه می‌گوید: صحابه و تابعین بر آثار پیامبران و صالحان (مانند نشستن پیامبر در جای مخصوص و یا، نماز خواندن ایشان در یک مکان مشخص و غیره ...) بناء یا مسجدی نساختند، حتی بزرگان صحابه از جمله عمر بن خطابرضی الله عنه و ... مردم را از نماز خواندن در مکانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم  اتفاقی در آن‌جا نماز خوانده نهی کرده‌اند. مجموع الفتاوی ( 17/466).
و عده‌ای از بزرگان صحابه رضی الله عنهم از جمله حضرت عثمان و حضرت علی و بقیه عشره مبشره و ابن مسعود و معاذ و ابی بن کعب رضی الله عنهم بر این اتفاق نظر دارند.
علامه شاطبی در (الاعتصام) می‌گوید: هنگامی‌ که عمر بن خطاب‌ رضی الله عنه متوجه شد که بعضی ازمردم جهت نماز خواندن به مکان‌هایی که پیامبرصلی الله علیه وسلم نماز خوانده بود می‌روند گفت: پیشینیان از همین راه هلاک شدند که آثار پیامبران‌شان را به کلیسا و عبادت‌گاه تبدیل می‌کردند.
و نیز می‌نویسد: ابن وضاح گوید: امام مالک تمام بدعت‌ها را ناپسند می‌دانست حتی اگر در خیر می‌بود تا مبادا در آینده آن‌چه که سنت نیست سنت تلقی شود و چیزی‌که از دین نیست، مشروع قرار گیرد.( اعتصام جلد 1 صفحه 346 ).

 

Add comment

Security code
Refresh