عقیقه وآذان در گوش طفل نوزاد

عقیقه وآذان در گوش طفل نوزاد

 

عقیقه و احکام آن:
صاحب  مختار  الصحاح می فرماید:عقیقه  و  عقه  بکسر (‌ع‌)  بمعنی  موئی  است ‌که  بهنگام  ولادت  نوزاد  انسان  و  حیوان  بربدن او  است وگوسفندیکه  برای  نوزاد 

در اولین هفته  ولادتش  ذبح  میـ‌شود،  بدان  نامیده  شده است‌.
عقیقه  به نزد اکثریت از علمای اسلام سنت  مؤکد ه‌ است ولو که والدین فقیر وتنگ دست  هم  باشند. زیرا پیامبر صلی الله علیه و سلم   و  یارانش  برای  فرزندان شان  عقیقه  کرده‌اند. 
صاحبان  سنن  روایت کرده‌اند  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    برای هریک از نواسه های خویش، حسن  و  حسین  فرزندان  علی  بن  ابی طالب  قوچ عقیقه ‌کرده اند. 
لیث  و  داود  ظاهری  عقیقه  را  واجب  می‌دانند. احکام  عقیقه  چون  احکام  قربانی است  به فرق اینکه  در عقیقه  مشارکت  جایـز  نیست‌. 
عقیقه در زندگی خانوادگی از مهمترین مسائل که باید والدین (پدر وماد ر) به آن اهتمام و توجه کامل داشته باشند. مسئله تربیت و آموزش علم  و دانش وترویج وتطبیق  سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم به خانواده واز آنجمله  به فرزندان است.
پدر و مادر باید به فرزندان صالح و نیکوکار خویش شخصیت داده و احترام گذارند، از مصادیق اعانت و یاری فرزندی بر نیکوکاری این است که پدر و مادر از دوران کودکی، بلکه قبل از تولد فرزند، با مهیا نمودن محیط سالم، زمینه را برای رشد و تکامل آنان  آماده  ومساعد نمایند. چرا که کوچکترین رفتار و گفتارشان در نوزاد تاثیرگذار میباشد.
در دین مقدس اسلام وتعلمیات اسلامی تربیه  از همان بدو تولّد آغاز می گردد. از اذان و اقامه گفتن در گوش طفل گرفته ، تا انتخاب نام نیک وبا مفهوم بر ای وی، بخرچ دادن سعی و تلاش برای رشد ومراقبت همه جانبه از طفل ،  فراهم ساختن تربیه سالم  ومفید  و آموزش‌های لازم و مفید و رشد و شکوفایی خصلت‌های پاک انسانی در  او از جمله امورووظایفی است که دین مقدس اسلام وشرعیت غرای محمدی برآن حکم فرموده است 
همچنان عقیقه از جمله امور ایست که دین مقدس اسلام برآن هدایت ودستور فرموده اند. عقیقه عبارت از ذبیحه‌ای است که از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی دیگری که صلاحیّت قربانی کردن را داشته باشد، برای  طفل نوزاد  و  بجای  او  ذبح  می‌شود ، به یاد داشته باشید جهت حفظ فرزند از بلاها،پرداخت قیمت عقیقه کفایت نمی‌کند.

فضیلت  عقیقه‌:
صاحبان  سنن  از  سمره  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت ‌‌کرده‌اند که ‌گفت‌: 
«کل مولود رهینة   بعقیقته تذبح عنه یوم سابعه ویحلق ویسمی » پرورش نیکو وشایسته وصلاح وحفظ نوزاد در ‌پرورش  نیکو  و  شایسته  وصلاح  وحفظ  نوزاد  در گرو  عقیقه‌ای  است‌که  بجای  او  ذبح  می‌شود  درهفتمین  روز  ولادتش‌که  مویش  را  می‌تراشند  و  او  را  نامگذاری  می‌کنند).
 (نام ګذاری خوب یکی از مسایل مهم ارج ګذاری برای طفل و بحث مهم و مستقل است که درمورد به تحقیق جدا ګانه خواهیم پرداخت.).
همچنان در حدیثی از سلمان  بن  عامر  ضبی  روایت  شده‌ که  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:«  الغلام عقیقته، فأهریقواعنه دما، وأمیطوا عنه الاذی » (‌عقیقه  نوزاد  پسربا  وی است پس  برایش  خون  بریزید یعنی بجای او گوسفندی   ذبح‌ کنید  وآلودگی و نجاست را ازاودورکنید.)  (بروایت  پنج  نفر  از  اصحاب  صحاح‌.)
عقیقه پسر ودختر:
مطابق حکم حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم نیکوترآنست‌ که برای طفل نوزاد پسر دو راس گوسفند نزدیک بهم  از نظرشباهت وسن وبرای نوزاد دختر یک راس گوسفند  ذبح شود .

ام‌ کروز کعبی‌گفت‌:  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    شنیدم  که  می‌گفت‌:« عن الغلام شاتان متکافئتان  وعن الجاریة شاة » (بجای  نوزاد  پسر  دو  گوسفند  قریب  بهم  دررنگ  وسن  وبجای  نوزاد  دختر یک ‌گوسفند  سرببرید  وعقیقه  کنید).
و  یک ‌گوسفند  هم  بجای  پسر کفایت  می‌کند  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم برای هریک  ازحسن  و  حسین  چنین‌کرد ‌ طوریکه  قبلا ‌ بیان گردید.
در مورد اینکه چرا برای پسر  باید دو گوسفند قربانی شود و برای نوزاد دختر فقط یک گوسفند، حکمتش امام ابن قیم جوزیه در کتابش « تحفة المودود» این چنین توصیف کرده است که: « وشرع فی المذبوح عن الذکر أن یکون شاتین إظهاراً لشرفه وإباحة لمحله الذی فضله الله به علی الأنثی، کما فضله فی المیراث والدیة والشهادة »، یعنی: (و خداوند برای نوزاد پسر ذبح دو گوسفند را مشروع کرده است بعلت نشان دادن شرف و برتری جنس مذکر بر مؤنث، همانگونه که او را در مسائل میراث و دیة و شهادت بر مؤنث برتر ساخته است) .والله اعم
عـقیقه مستحب است یا واجب:
علماء در مورد اینکه حکم عقیقه در شرع اسلامی مستحب است ویا واجب، سه قول معروفی را در این مورد ارائه وبیان  فرموده اند:
 برخی از علماء می فرمایند که: حکم عقیقه  در شرع اسلامی واجب می باشد ،  برخی دیگری از علماء برمستحب بودن عقیقه در شرع اسلامی حکم می کنند ،وبرخی دیگری از علماء از جمله امام صاحب  شافعی وامام صاحب حنابل بدین نظر اند که عقیقه از جمله  سنت مؤکده  می باشد ، واین قول ارجح هم میباشد .زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند : «مَنْ وُلِدَ لَهُ وَلَدٌ فَأَحَبَّ أَنْ یَنْسُکَ عَنْهُ فَلْیَنْسُکْ، عَنْ الْغُلامِ شَاتَانِ مُکَافِئَتَانِ، وَعَنْ الْجَارِیَةِ شَاةٌ» أبو داود (2842).
یعنی : «هرکس صاحب طفل  شد، و دوست داشت برای او ذبح کند؛ پس برای پسر دو گوسفند یکسان و برای دختر یک گوسفند ذبح کند».
علامه عبد المحسن عباد در « شرح سنن ابوداود»  گفته : «از ظاهر این حدیث اینگونه برداشت می شود که عقیقه واجب نباشد».
علماء هیئت دائمی افتاء نیز گفتند : «عقیقه سنت مؤکده است، برای پسر دو گوسفند و برای دختر یک گوسفند ذبح می شود، و در روز هفتم (تولد) ذبح شود، و اگر از روز هفتم به تاخیر افتاد جایز است در هر وقتی آنرا ذبح نمود، و بعلت تاخیر آن گناهکار نمی شود، هرچند بهتر است تا جائیکه ممکن است آنرا زود انجام داد» « فتاوی اللجنة الدائمة   ( 11 / 439 ).  
بادرنظرداشت حکم ادای عقیقه که در بین فقها مورد اختلاف می باشد ،  اما با این وجود هیچکدام اختلافی بر سر این مسأله ندارند که انجام عقیقه بر فقیر واجب نیست چه رسد بر انسان قرضدار ، چرا که حتی انجام حج – که از عقیقه مهم تر است – بر پرداخت قرض  پیش نمی افتد.

وقت ذبح عقیقه:
احادیثی که درباره‌ی عقیقه روایت شده است اشاره به این داردکه باید عقیقه درروزهفتم، روز ولادات   ذبح شود. بعضی از اصحاب گفته‌اند: اگر در روز هفتم این کار صورت نگرفت روز چهاردهم، اگر باز هم در روز چهاردهم صورت نگرفت ، باید در روز بیست و یکم، اگر آن روز هم از دست رفت، هر وقت که امکان داشت، این کار را انجام دهد ، حتی اگر شده بعد از یک ماه، چند ماه، یک سال و حتی چند سال.
برخی از علما ء بر این امر معتقد اند : زمانیکه  طفل به سن بلوغ رسید حکم عقیقه ساقط می‌شود. و عده ی دیگر بدین  باور آند که اگر عقیقه شخصی صورت نگرفته بود ،خود شخص هم میتواند عقیقه خویش را  ادا کند، ولی  در این‌باره دلیل محکم و صحیحی وجود ندارد. به همه حال اگر امکان ذبح درآخر هر هفته‌ای وجود داشت بهتر است. اگر این کار سخت بود، تعجیل آن در هفته‌های اول و دوم ایرادی ندارد.
حکمت کلی در امر عقیقه وجود دارد بی نهایت عالی وذی فهم است ، برخی از این حکمت ها را می توان در نقاط ذیل جمعبندی وخلاصه نمود :
- آنچه که به طفل بر می گردد. مثل دعا کردن که در دعای عقیقه وجود دارد ،واجرای  عقیقه در واقع قربانی برای این طفل است. 
- آنچه که به فقرا در امر عقیقه بر می گردد و ما می بینیم که به تبعیت اسلام در این قضیه اطعام و تصدق به فقرا صورت می گیرد و این همان چیزیست که مطلوب دین و مورد تأیید آیات وسنت رسول الله صلی الله علیه وسلم است .
- آنچه که به مسائل اجتماعی برمی گردد  و از مستحبات دعوت مؤمنین است( اعم از فامیل وسایر مسلمانان ) طوریکه دین مقدس اسلام  به دعوت مؤمنین و زیارت کردن همدیگر و رابطه محبت آمیز و انس و الفت سفارش کرده است و در این ملاقاتها اهداف فوق الذکر تحقق می یابند.
- آنچه  به مسائل عاطفی برمی گردد،  اینکه خانواده طفل  مورد توجه  قرار می گیرند و مردم در خوشحالی آنان شرکت  نموده ، آرامش و دلگرمی پیدا می کنند. 
- علاوه از اینکه عمل عقیقه یک نوع شکر گزاری ازپروردگار با عظمت  برای نعمت صاحب فرزند شدن، است. نعمتی که گویی در نعمت های دنیا همتا ندارد.
توزیع گوشت عقیقه:
در مورد اینکه احکام توزیع  ومصارف گوشت عقیقه مثل گوشت قربانی می باشد علماء نظریات مختلف ومتفاوتی دارند .
برخی از علماء و فقهاء بدین نظر اند که: احکام و مصارف گوشت عقیقه مانند قربانی است، بنابراین مستحب است آنرا به سه قسمت تقسیم نمود و یک قسمت را برای خود، قسمت دیگر را بین نزدیکان و دوستان توزیع نمود و باقیمانده را بین فقراء توزیع نماید.
برخی  دیگر از اهل علم  گفته اند: عقیقه مثل قربانی نیست، و لذا می توان با گوشت آن هرگونه که خواست  عمل کرد.
امام ابن قدامه می گوید : «روش (استفاده از گوشت عقیقه) در خوردن و هدیه دادن و صدقه کردن آن؛ همان روش قربانی است .. و این رأی امام شافعی نیز میباشد .
ابن سیرین گفته : با گوشت آن هرگونه خواستی عمل کن . ابن جریج  اظهار نموده که : گوشت آنرا با آب و نمک طبخ کن و بین همسایگان و دوستان پخش کن و چیزی را صدقه مده . و از امام احمد در این باره سوال شد  او در جواب حکم وجواب  ابن سیرین را تائید نمود ، و این دلالت می کند که ایشان بر نظر ابن سیرین هستند، و باز سوال شد که آیا گوشت آنرا بخورد؟ جواب فرمود : این را نمی گویم که همه گوشت را بخورد و چیزی را صدقه ندهد.
(رأی) نزدیکتر به صواب آنست که عقیقه را بر قربانی قیاس نمود، زیرا عقیقه ذبحی مشروع و غیر واجب است مثل قربانی، وانگهی (حیوان) عقیقه در صفت و سن و اندازه و شروط مشابه قربانی است پس در مصرف نیز مشابه آن خواهد بود..» (  المغنی   ( 9 / 366 ) .
امام شوکانی در کتاب « نیل الأوطار  »  (5 / 231) آورده : «آیا آنچه در قربانی شرط شده در عقیقه هم شرط است؟ شافعیه در این مورد دو دیدگاه دارند، و استدلال شده بر اینکه در عقیقه دو گوسفند (برای ذبح) است و این دلیل بر عدم اشتراط است، و این سخن حق است».
همچنین فرقهایی بین عقیقه با قربانی ذکر کرده اند که دلالت بر عدم تشابه این دو در همه چیز هستند.
و بطور کلی در سنت نبوی طریقه مشخصی برای توزیع گوشت عقیقه وارد نشده است، وانگهی هدف از عقیقه تقرب الی الله با ریختن خون حیوان به شکرانه نعمت الهی (تولد نوزاد) است، با این وجود می توان گوشت عقیقه را هم هدیه داد و هم صدقه نمود، و یا فقط اهل خانواده از آن بخورند، و یا قسمتی را خود بخورند و قسمتی را توزیع کنند، و این نظر ابن سیرین رحمه الله است.
و از بعضی از سلف صالح مثل جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت شده که تمام گوشت عقیقه را طبخ می کردند، حتی آن قسمتی که صدقه داده می شد، و عطاء بن ابی رباح درباره عقیقه می گفت : « یقطع آرابا آرابا، و یطبخ بماء وملح ، و یهدی فی الجیران». یعنی : «اعضای اصلی بدن آن قطع شود (مثل دست و پا )، و با آب و نمک طبخ داده شود و بین همسایگان پخش شود». روایت بیهقی در سنن (19827).
و از عایشه رضی الله عنها روایت شده که درباره گوشت عقیقه گفت : « یُجْعَلُ جُدُولا، یُؤْکَلُ وَیُطْعَمُ». یعنی : «اعضای آن قطع می شود، و از آن خورده می شود و صدقه داده می شود».روایت ابن أبی شیبة (5/532).

شیخ ابن باز می گوید : «کسی که عقیقه کرده مختار است؛ اگر خواست گوشت آنرا بین نزدیکان و دوستان و فقراء توزیع کند، و اگر خواست گوشت آنرا طبخ کند و هرکس را که خواست از نزدیکان و همسایگان و فقراء دعوت کند ..» (مجموع الفتاوی (4/262).
و شیخ ابن عثیمین گفته : «هم از گوشت آن بخورد، و هم هدیه دهد، و هم صدقه دهد، و مقدار مشخصی لازم نیست که رعایت شود، آن مقدار که مقدور بود از آن بخورد، و آن مقدار که مقدور بود هدیه کند و صدقه دهد، و اگر خواست نزدیکان و دوستانش را (برای صرف گوشت عقیقه) دعوت کند، چه در داخل شهر یا خارج شهر، ولی در اینحالت لازمست مقداری هم به فقیر بدهد، و ایرادی ندارد که گوشتش را طبخ نموده یا بصورت خام توزیع کند، امر در آن وسعت دارد » ( مجموع فتاوی  (25/206).
به هر حال اگر کسی از گوشت عقیقه چیزی را پخش نکند، عقیقه درست است، برخلاف قربانی که بایستی قسمتی از آنرا توزیع کرد.
اهدای شیرنی عوض عقیقه:
قبل از همه باید گفت که توزیع شیرنی برای تولد نوزاد جای عقیقه را نمی توان گرفت . امام ابن قیم رحمه الله می گوید:

«ذبح حیوان عقیقه از صدقه دادن پول آن افضلتر است، حتی اگر پول از ارزش حیوان بیشتر باشد، زیرا هدف از عقیقه؛ ذبح حیوان و ریختن خون است، و این عبادتی مقرون به نماز است، چنانکه الله تعالی فرموده: «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ» (الکوثر / 2‏.) پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن. و می فرماید: « قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»( سوره الأنعام / 162.‏ بگو: «نماز و ذبیحه ی من، و زندگی و مرگ من، همه برای خداوند پروردگار جهانیان است».‏ ( تحفة المودود بأحکام المولود ، صفحه  (164)‏.
همچنین از هیئت دائمی افتاء در مورد پرداخت پول بجای ذبح عقیقه سوال شد، آنها جواب دادند: «باید بجای نوزاد مذکر دو گوسفند، و نوزاد دختر یک گوسفند ذبح کند، و پرداخت پول یا همانند آنها جایز نیست». ( اللجنة الدائمة (11/449).
بنابراین اگر کسی بجای ذبح حیوان عقیقه، پول یا هدایا یا شیرنی را به همسایگان و اقارب هدیه بدهد، عمل او بر خلاف سنت نبوی صلی الله علیه وسلم است، البته ارسال پاکت جهت دعوت کردن مردم ممانعتی  ندارد، زیرا این امر داخل در عرف و عادت است ولی نباید در آن اسراف و تبذیر شود، ولی سنت صحیح آنست تا برای پسر دو (یا یک) گوسفند همسن، و برای دختر یک گوسفند، ذبح شود و سپس گوشت آنرا بین همسایگان و اقارب توزیع کند و یا آنها را دعوت نموده  از گوشت آن حیوان بدانها خوراک دهد.

تبریکی نوزاد:
یکی از حقوق  ایکه والدین  نوزاد بالای اقارب ودوستان دارد  اینست که برای مادر وپدر طفل در به دنیا  اوردن طفل  جدید   تبریکی  عرض نماید واین تبریک گفتن یک رسم قرآنی  بوده طوریکه در آیه (7 سوریه مریم آمده است : «يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسۡمُهُۥ يَحۡيَىٰ» (ای زکریا! ما تو را به پسرى که نامش یحیى است مژده می‌دهیم).

همچنان می‌فرماید: « إِذۡ قَالَتِ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَٰمَرۡيَمُ إِنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٖ مِّنۡهُ ٱسۡمُهُ ٱلۡمَسِيحُ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ »( آل عمران: ۴۵ )
(فرشتگان گفتند: اى مریم! الله تو را به کلمه‌ اى از جانب خود بشارت می‌دهد که نام او مسیح است عیسى فرزند مریم ).

پس با تأسى به ملائکۀ اللهی که پیامبران (علیهم السلام) را بشارت فرزند داده‌اند باید به والدین بشارت و تهنئت مهمان جدید داده شود زیرا دین اسلام هیچ مناسبتى را نگذاشته است مگر اینکه پیروانش را به همدردى و همبستگى درهمه برنامه‌هاى خوشى وغم امر نکرده باشد تا بناى جامعه اسلامی قوی و پایدار باقی بماند.

 مژده و بشارت تولد فرزند به ديگران سبب تقويت محبت، استحكام روابط و گسترش مهر و عطوفت بين خانواده‎ها مي‎گردد. لذا شايسته است به اين امر عنايت خاصي نموده و به ايشان نويد دهيم. در صورتي كه توفيق نيافتيم به آن‌ها بشارت دهيم، شايسته است به آن‌ها تبريك بگوييم. فرق بين اين دو اين است كه بشارت يعني خبر تولد فرزند يا هر خبر خوشي كه مؤمن را خوش‌حال نمايد به او بدهيم، ولي تبريك و تهنيت يعني براي او دعاي خير كنيم.
لذا زماني كه مورد قبول حق واقع شدن توبه‎ كعب بن مالك رضي الله عنه و يكي ديگر از ياران پيامبر نازل گرديد، فردي سريعا به او بشارت داد كه توبه‌ات پذيرفته شده و مردم با ورود كعب به مسجد به او تبريك و تهنيت مي‎گفتند. كعب بن مالك رضي الله عنه زماني كه از تخلف خود در غزوه‎ تبوك ياد مي‎نمود چنين مي‌گفت:

«  سَمِعْتُ صَوْتَ صَارِخٍ أَوْفَي عَلَى سَلْعٍ يَقُولُ بِأَعْلَى صَوْتِهِ يَا كَعْبَ بْنَ مَالِكٍ أَبْشِرْ قَالَ فَخَرَرْتُ سَاجِدًا وَعَرَفْتُ أَنْ قَدْ جَاءَ فَرَجٌ قَالَ فَآذَنَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم النَّاسَ بِتَوْبَةِ اللَّهِ عَلَيْنَا حِينَ صَلَّى صَلَاةَ الْفَجْرِ فَذَهَبَ النَّاسُ يُبَشِّرُونَنَا فَذَهَبَ قِبَلَ صَاحِبَيَّ مُبَشِّرُونَ وَرَكَضَ رَجُلٌ إِلَيَّ فَرَسًا وَسَعَى سَاعٍ مِنْ أَسْلَمَ قِبَلِي وَأَوْفَى الْجَبَلَ فَكَانَ الصَّوْتُ أَسْرَعَ مِنَ الْفَرَسِ فَلَمَّا جَاءَنِي الَّذِي سَمِعْتُ صَوْتَهُ يُبَشِّرُنِي فَنَزَعْتُ لَهُ ثَوْبَيَّ فَكَسَوْتُهُمَا إِيَّاهُ بِبِشَارَتِهِ وَاللَّهِ مَا أَمْلِكُ غَيْرَهُمَا يَوْمَئِذٍ وَاسْتَعَرْتُ ثَوْبَيْنِ فَلَبِسْتُهُمَا فَانْطَلَقْتُ أَتَأَمَّمُ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم يَتَلَقَّانِي النَّاسُ فَوْجًا فَوْجًا يُهَنِّئُونِي بِالتَّوْبَةِ وَيَقُولُونَ لِتَهْنِئْكَ تَوْبَةُ اللَّهِ عَلَيْكَ حَتَّى دَخَلْتُ الْمَسْجِدَ فَإِذَا رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم جَالِسٌ فِي الْمَسْجِدِ وَحَوْلَهُ النَّاسُ فَقَامَ طَلْحَةُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ يُهَرْوِلُ حَتَّى صَافَحَنِي وَهَنَّأَنِي وَاللَّهِ مَا قَامَ رَجُلٌ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ غَيْرُهُ قَالَ فَكَانَ كَعْبٌ لَايَنْسَاهَا لِطَلْحَةَ، قَالَ كَعْبٌ: فَلَمَّا سَلَّمْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم قَالَ وَهُوَ يَبْرُقُ وَجْهُهُ مِنَ السُّرُورِ وَيَقُولُ أَبْشِرْ بِخَيْرِ يَوْمٍ مَرَّ عَلَيْكَ مُنْذُ وَلَدَتْكَ أُمُّك.»


از ندا دهنده‌اي شنيدم كه بر كوه سلع بالا آمده و با صداي بلند مي‎گفت: اي كعب! تو را مژده باد! من در همان حال به سجده‌ي (شكر) افتادم و دانستم كه گشايش و فرجي حاصل شده است. پيامبر صلي الله عليه وسلم بعد از نماز صبح مردم را از اين‌كه خداوند عزوجل توبه‎ مرا پذيرفته است، باخبر ساخت و مردم براي نويد و مژده دادن به من از مسجد خارج شدند. عده‎اي از بشارت دهندگان به طرف دو رفيقم رفتند و مردي (زبير بن عوام رضي الله عنه) سوار بر اسب با سرعت  به سويم روانه شد، ولي مردي از قبيله اسلم (حمزه بن عمر الاسلمي رضي الله عنه) دويد، از كوه بالا رفت و به من مژده داد. صداي او را قبل از سواره شنيدم. چون اين شخص (حمزه اسلمي رضي الله عنه) مژده دهنده به نزدم آمد، در مقابل مژده‎اش هر دو لباسم را بيرون آورده و بر وي پوشاندم. قسم به خدا! در آن لحظه چيزي به جز آن دو جامه نداشتم و دو جامه‎ي ديگر به عاريت گرفته و پوشيدم و به قصد ديدار پيامبر صلي الله عليه وسلم  به راه افتادم.  مردم گروه گروه از من استقبال كردند و به خاطر قبول شدن توبه‎ام به من تبريك عرض كرده و مي ‎گفتند : قبولي توبه‎ات از سوي خداوند عزوجل مبارك باد!
به مسجد رسيدم و پيامبر صلي الله عليه وسلم را در حالي كه مردم در اطرافش نشسته بودند، ديدم. طلحه بن عبيدالله رضي الله عنه به سرعت نزد من آمد و با من مصافحه نموده و تبريك گفت. هيچ يك از مهاجرين غير از او از جايش بلند نشد و كعب اين كار طلحه رضي الله عنه را هرگز فراموش نكرد. كعب گفت: وقتي به پيامبر صلي الله عليه وسلم سلام كردم، در حاليكه چهرهمباركش از شادي ميدرخشيد فرمودند: اين روز بر تو خوش باد! زيرا از زماني كه از مادرت متولد شدهاي، اين روز بهترين روزی است كه بر تو گذشته است.
دعای تبريك و تهنيت برای نوزاد:   
هنگامي كه نوزادي متولد مي‌گرديد حسن بصری به آنها چنين تبريك مي‌گفت: «جَعَلَهُ اللهُ مُبارَكاً عَليكَ و عَلی أمَةِ ‌محَمّد صلي الله عليه وسلم »

امام نووي در اذكار اين دعا را نيز نقل كرده است:‏‏‏ « بَارَكَ اللهُ لَكَ فِي الْمَوْهُبِ لَكَ، وَ شَكَرْتَ الْوَاهِبَ، وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ، وَ رُزِقْتَ بِرَّه ُ» «خداوند در آنچه به تو عنايت كرده بركت قرار دهد و شكر خداوند بخشنده را بجا آور و نوزاد را قدرت زيادي دهد و از نيكي و فضل خدا بهره‌مند شدي» و شخص مقابل در جواب مي‎گويد: « بَارَكَ اللهُ لَكَ وَ بَارَكَ عَلَيْكَ، وَ جَزَاكَ اللهُ خَيْراً، وَ رَزَقَكَ اللهُ مِثْلَه، وَ أَجْزِلَ ثَوَابَكَ » «بركت خداوندي بر تو و براي تو باد! خداوند به تو پاداش نيك عطا كند و همانند اين، روزي و نصيبت كند و ثوابت را بيشتر كند.»
وظایف مستحبه در حق نوزاد:
اول :

تحنیک (شیرین کردن کام نوزاد):
در مورد مالیدن خرماى جويده شده به كام طفل نوزاد حدیثی داریم که : ابوموسی رضی الله عنه  آنرا روایت فرموده اند : « ولد لی غلام فدتیت به للنبی صلی الله علیه وسلم  فسماه إبراهیم، فحنکه بتمرة و دعا له بالبرکة و دفعه إلی و کان أکبر ولد أبی موسی»

عَنْ أَبِي مُوسَى، قَالَ وُلِدَ لِي غُلاَمٌ فَأَتَيْتُ بِهِ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم فَسَمَّاهُ إِبْرَاهِيمَ وَحَنَّكَهُ بِتَمْرَةٍ ‏.‏

(صحیح مسلم کتاب ۲۵ حدیث ۵۳۴۳)
 «خدا پسری به من داد او را نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم  بردم، او را ابراهیم نام نهاد و با خرمایی کامش را شیرین کرد و برایش دعایی برکت کرد، سپس اورا به من برگرداند، او بزرگترین فرزند ابوموسی بود». 
متفق علیه: بخاری (5467/587/9)، این لفظ بخاری است، مسلم (2145/1690/3)، مسلم در این حدیث جمله (و دعا له) را ذکر نکرده است.

دوم :
- تراشیدن موی سر نوزاد در روز هفتم و به وزن موی سرش نقره، صدقه دادن مستحب است، ولی قابل تذکر است که این امر واجب نمی باشد ، بنابراین اگر والدین این صدقه را  انجام ندادند، گناهی بر آنان نیست.
ترمذی در سنن خود از حدیث علی رضی الله عنه آورده : «عَقَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَنْ الْحَسَنِ بِشَاةٍ وَقَالَ یَا فَاطِمَةُ احْلِقِی رَأْسَهُ وَتَصَدَّقِی بِزِنَةِ شَعْرِهِ فِضَّةً قَالَ فَوَزَنَتْهُ فَکَانَ وَزْنُهُ دِرْهَمًا أَوْ بَعْضَ دِرْهَمٍ» ترمذی (1519) وحسنه الشیخ الألبانی فی صحیح الترمذی.
یعنی : «رسول خدا صلی الله علیه وسلم گوسفندی را بمناسبت تولد حسن ذبح نمود، و به دخترش فاطمه فرمود : موی سرش را بتراش و هم وزن آن نقره صدقه  بده، فاطمه موی سرش را (بعد از تراشیدن) وزن نمود که مقدار یک درهم یا کمتر وزن داشت».
اما اگر والدین به هر دلیلی موی سر پسر خود را نتراشیدند، می توانند وزن موی بچه خود را تخمین زنند و هم وزن آن نقره صدقه کنند (و یا معادل وزن نقره، پول صدقه کنند).
در کتاب دائرة المعارف فقهی آمده : «جمهور یعنی مالکیه و شافعیه و حنابله گفتند : تراشیدن موی سر نوزاد در روز هفتم تولدش مستحب است، که در این میان مالکیه و شافعیه گفتند : هم وزن آن نقره یا طلا صدقه شود، ولی حنابله گفتند نقره صدقه شود. و اگر موی سر تراشیده نشد، تخمین زده شود و صدقه دهند، و وقت تراشیدن بعد از ذبح عقیقه باشد ..».(الموسوعة الفقهیة" (26/107).
امام نووی می گوید : «بدان! این (حدیث علی رضی الله عنه) از طرق بسیاری روایت شده که بیهقی آنها را ذکر کرده است، همه (طرق حدیث) متفق هستند که هم وزن (موی سر) نقره صدقه شود، و در هیچکدام ذکری از طلا نشده، برخلاف کسانی از یاران ما (شافعیه) که بدان معتقدند (یعنی معتقدند می توان هم وزن آن طلا هم صدقه داد)» ( شرح المهذب (8/414).
وشیخ ابن عثیمین می گوید : «تراشیدن موی سر پسر در روز هفتم سنت است، حدیثی از پیامبر صلی الله علیه وسلم در این مورد وارد شده : «موی سر تراشیده شود و هم وزن آن نقره صدقه شود»، اما بشرطیکه کسی که موی سر را می تراشد ماهر و حاذق باشد، و سرش را مجروح نکند، و (با تراشیدن) ضرری بر بچه نرسد، اگر اینها موجود نبود، بنظرم نباید  سر را تراشید، در عوض هم وزن موی سرش نقره صدقه شود»  ( لقاء الباب المفتوح  (120).
خلاصه اینکه: سنت است موی سر نوزاد را در روز هفتم تراشید و هم وزن موی تراشیده شده نقره صدقه داد، اگر با وجود عذر یا بدون عذر موی سر بچه تراشیده نشد، می توان وزن مویش را تخمین زد و به آن اندازه نقره صدقه داد.
سوم:
- ختنه کردن در روز هفتم:
به دلیل حدیثی که طبرانی در (المعجم الصغیر) از جابر روایت کرده که گفت : (أن رسول الله صلی الله علیه وسلم  عق عن الحسن و الحسین و ختنهما لسبعة أیام) پیامبرصلی الله علیه وسلم برای حسن و حسین عقیقه داد و در روز هفتم آنها را ختنه کرد».
و به دلیل حدیثی که طبرانی در (الأواسط) از ابن عباس روایت کرده که گفت : (سبعة من السنة فی الصبی یوم السابع : یسمی، و یختن، و یماط عنه الأذی، وتثقب أذنه، و یعق عنه، و یحلق رأسه، ویلطخ بدم عقیقته، و یتصدقة بوزن شعر رأسه ذهبا أو فضة) «هفت چیز در روز هفتم تولد سنت است : نامگذاری، ختنه، برداشتن اذیت از او، سوراخ کردن گوش (برای دختران)، دادن عقیقه، تراشیدن موی سر، آغشته کردن او به خون عقیقه (آنچه لازم به یادآوری است این است که از آغشته کردن نوزاد به خون عقیقه نهی شده است.)، و به وزن موی سرش طلا یا نقره صدقه دادن».

آذان واقامت در گوش طفل:

راجع به اذان و اقامت در گوش نوزاد بین علما اختلاف نظر وجود دارد عده ی آنرا مستحب می دانند در حالیکه بعضی دیگری دلایل حکم آنرا ضعیف تلقی کرده و عمل به آنرا ناجایز قرار داده اند.
یکی از حکمت های که برخی ازعلمای اسلامی  در گفتن اذان در گوش راست واقامه در گوش چپ طفل نوزاد بدان استدلال  مینمایند اینست که به زعم شان  میخواهند بدین وسیله اولین ندایی آسمانی را بر گوش نوازد وارد سازند .

در این جای شک نیست که انسان با گفتن شهادتين وارد دايره‌ي اسلام مي‎شود. وهمینکه نوازد در این دنیا جدید وارد میشود ، شعار با عظمت اسلام یعنی در گوش راست آذان ودرگوش چپش شعار اقامه داده میشود .وبه اصطلاح  شعار اسلام به او تلقين مي‎گردد، همان طوري كه در وقت جانکندن ورفتن از این دنیا  كلمه‎ي توحيد به او يادآوري مي‎شود.
در حدیثی آمده است که :-« وَ مَنْ کَانَ آخِرُ کَلاَمِهِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ دَخَلَ الْجَنَّةَ». (هر کس آخرین کلمه‌اش لا اله الا الله باشد، به جنت خواهد رفت).
علماء استدلال می اورند که؛ با درنظرداشت اینکه طفل نوزاد  توانايي درك اذان را ندارد ليكن ادای این كلمات ذیقیمت ومجلل  بر قلب طفل اثر مي‎گذارد.
در حدیث متبرکه در مورد یکی از فواید آذان آمده است :
« ان الشیطان اذ سمع النداء  هرب »   هر زمانیکه  شیطان  صداى آذان را  مى شنود فرار میكند. در وقت آذان  بر شیطان  خـوف  وهیبت  طارى گردیده  با حواس پریشان فرار مـى نمایــد، وتا جائیكه  صداى آذان شنیده شود هر گز نمى ایستد . (رواى حدیث  بخارى ومسلم است ) .

شيطان كه منتظر تولد نوزاد است تا در اولين لحظات او را گمراه نموده و از جاده‌ي مستقيم منحرف سازد، كلمات اذان واقامه پلان شوم شیطانی وابلیس او را ضعيف و نااميد مي‌سازد. بنابراين فرزند در ابتداي تولد دعوت به سوي الله دعوت بسوی توحید  و در نهایت امر دعوت به دین مقدس اسلام میگردد ، قبل از اینکه شیطان خبیث اورا  وسوسه‎ هاي خويش او را به سوي شر و بدي دعوت نمايد.

احادیثی وارده در این مورد:
تعداد علمای که بر ادای آذان واقامه در گوش طفل نوزاد تاکید میدارند به این احادیث استدلال میدارند .

-عن أبي رافع عن أبيه قال :«رَأيتُ رَسولَ اللهِ صلی الله علیه وسلم أذَّنَ في أُذُن الحسن بن علي حِينَ وَلَدَتْهُ فاطِمَةُ بالصّلاة»
( مسند احمد ٦/ ٩، و ابو داود ( ٥١٠۵)، و الترمذی ۵/ ١٠٧و گفت: این حدیث صحیح است.
(از ابی رافعی روایت است که: هنگامیکه فاطمه رضی الله عنها حسن رضی الله عنه را تولد کرد آنحضرت صلی الله علیه وسلم در گوش شان آذان فرمودند قسمیکه براى نماز آذان گفته می‌شود).

-همچنان در حدیثی که از عمر بن عبدالعزیز وارد شده آمده است :«در گوش راست نوزاد آذان و در چپش اقامت می‌گفت » (این حدیث در مصنف  عبد الرزاق تحت شماره  ( ٧٩٨۵) و در شرح السنة از بغوی  ١١/ ٧٣.)
- همچنان ابن السني از حسن بن علي و او از پيامبر صلي الله عليه وسلم روايت مي‎كند كه پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمودند: «مَنْ وُلِدَ لَهُ وَلَدٌ فَاَذَّنَ فِي اُذُنِه الْيُمْنَي و أَقَامَ فِي الْيُسْري لَمْ يَضُّرُهُ اُمُّ الصِبْيَان »( كسي كه نوزادي برايش متولد شد، سپس در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگويد، اُم صبيان به او ضرري نمي‎رساند.) اما این حدیث را علما ضعیف قرار داده اند طوریکه شرح آن بعدا توضیح میگردد.

« اُم صبيان» عبارت از همان  جن، يا شيطاني ساختگي كه گویا طفل نوزاد را مورد اذيت قرار مي‎دهد.

یادداشت ضروری:
قبل از همه باید گفت حدیث ایکه  « درمورد آذان در گوش راست واقامه در گوش چپ ودفع ضرر جن وشیطان بنام « اُم صبيان»ذکر  یافته ، از جمله احادیث  موضوع (ساختگي)  میباشد .(ابن سني باب ما يعمل بالولد اذا ولد رقم 624)

- طوریکه  الهيثمي در مورد این حدیث می فرماید : در حدیث راوی بنام  مروان بن سالم الغفاري  وجود دارد که وی از جمله متروک احادیث است .مراجعه شودبه(مجمع الزوائد4/59) .
همچنان این حدیث را امام النووي في الأذكار صفحه 286و المناوي في فيض القدير 6/309، ذکر نموده که تفصیل آنرا ملاحظه فرماید .
همچنان در مورد ضعیف بودن این حدیث مراجعه نماید به : إرواء الغليل رقم 1174- سلسة الأحاديث الضعيفةرقم 321
بنآ بصورت کل گفته میتوانیم  که : نسبت دادن آن به پيامبر صلي الله عليه وسلم حكم تحريم دارد و هيچ حديث صحيحي دليل بر وجود چنين جني  بنام (اُم صبيان) در احادیث وارد نشده است ـ و الله اعلم.
یادداشت حکمی:
در مورد اقامه گفتن در گوش چپ، هيچ دليل صحيح وجود ندارد، ولي بعضي از علما با قياس بر اذان، اقامه گفتن در گوش چپ را كاري شايسته مي‎دانند. وهمان حدیث رافعی که از پدر خود روایت فرموده است ، ودر فوق تذکر  یافت دلیل می اورند :« أذَّنَ في أُذُن الحسن بن علي حِينَ وَلَدَتْهُ فاطِمَةُ بالصّلاة » ( هنگامیکه فاطمه رضی الله عنها حسن رضی الله عنه را تولد کرد آنحضرت صلی الله علیه وسلم در گوشش آذان فرمودند قسمیکه براى نماز آذان گفته می‌شود).

خوانندهء محترم!
هستند علمای که  اذان در گوش راست واقامه در گوش چپ طفل نوزاد ، مستجبه  می دانند ، ولی در مقابل هستند تعدادی  کثیری ازعلماء که اجرای اذان را در گوش طفل  نوزاد حتی  مشروع هم نمیدانند، واستد لال میاورند که  همه احادیث وارد در این باب از جمله احادیثی  ضعیف میباشد .
ولی  برخی از علماء مدعی هستند که می توان در فضایل اخلاق (البته بنا بر شرایطی) عمل نمود و لذا خواندن اذان در گوش نوزاد را مستحب می دانند!
ولی حقیقت آنست که مادامیکه حدیث ضعیف باشد نمی توان آنرا شرع دانست و عمل بدان بدعت است هر چند که شخصی آنرا در حق خود عمل کند.

شیخ  سلیمان بن ناصر العلوان یکی از علمای شهیر کشور عربستان سعودی طی فتوای می فرماید :
« حدیث وارد در مورد اذان در گوش طفل نوزاد ثابت نیست ... و در این باب حدیثی به صحت نرسیده است بنابراین خواندن اذان یا اقامه در گوش نوزاد غیرمستحب است. و احکام شرعی از واجبات و مستحبات و محرمات و مکروهات، اقامه نخواهند شد مگر با وجود ادله صحیح و اخبار ثابت شده»
همچنین شیخ ابن عثیمین رحمه الله  در جواب یک سوال فرموده است :
سوال :«آیا اذان در گوش راست نوزاد و اقامه در گوش چپ وی در روز هفتم صورت می گیرد یا در روز اول؟ در چه روزی باید صورت گیرد؟!»
جواب شیخ  ابن عثیمین :
«اولا لازم است بپرسیم: آیا اصلا این قضیه جزو امور مشروع است یا خیر؟ زیرا احادیث وارده در مورد آن قوی نیستند، باللخصوص در مورد اقامه، و کسی که آن احادیث را صحیح می داند می گوید: باید در هنگام تولد باشد!» ( مراجعه شود : لقاء الباب المفتوح  (60/ 24) ).
شیخ خالد بن علی المشیقح مفتی سرشناس کشور سعودی :
شیخ خالد بن علی المشیقح بتاریخ :( ۸ صفر ۱۴۳۳ (۲‏/۱‏/۲۰۱۲) طی جواب سوال یکی از سوال کنندگان فرموده است :
السؤال:
ما هو حکم الأذان والإقامة فی آذان المولود بعد ولادته؟ هل هو سنة مشروعة عن رسول الله صلى الله علیه وسلم أم لا؟
الإجابة:
الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه، أما بعـد:
حکم الآذان والإقامة فی أذن المولود غیر مشروع لأن الوارد فی ذلک حدیث ضعیف لا یثبت عن النبی صلى الله علیه وسلم.
سوال :
حکم اذان و اقامه گفتن در گوشهای طفل نوزاد بعد از ولادتش چیست؟ آیا این عمل جزء سنت مشروعه رسول خدا صلی الله علیه (و آله) و سلم است یا خیر؟
جواب:
« ... حکم اذان و اقامه در گوش نوزاد مشروع نیست( شرعا حرام است) چون حدیثی که در این مورد وارد شده حدیث ضعیفی است که ثابت نشده از پیامبرصلی الله علیه وسلم باشد .».
 فتوای شیخ بن باز:
 شیخ بن باز رحمة الله علیه  طی فتوای در مورد  گفتن اذان و اقامه در گوش طفل نوزاد می فرماید :
« اذان باید در روز هفتم تولد صورت گیرد و البته اگر این عمل (اذان در گوش نوزاد) ترک شود ایرادی بر آن نیست،از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت نشده است که ایشان در گوش نوزاد پسر یا دختر اذان گفته باشند»
همچنان از وی در برخی احادیث - که بعضی از عوامل ضعف نیز در آنها موجود است-  آمده که در گوش (راست) نوزاد اذان و در گوش چپش اقامه خوانده است پس اگر کسی این کار را در حق طفل نوزاد انجام دهد اشکالی بر آن نیست، و عمر ابن عبدالعزیز نیز چنین عمل کرده و جماعتی از اهل علم آنرا بدون اشکال دانسته اند، و اگر این عمل ترک شود و نوزاد را بدون گفتن اذان و اقامه در گوشش اسم گذارند نیز ایرادی ندارد، چرا که پیامبر صلی الله علیه وسلم پسرش ابراهیم را بدون اذان و اقامه برایش اسم گذاشت، و بعضی از اولاد صحابه را در روز هفتم  اسم می گذاشت بدون اینکه اذان و یا اقامه در گوش آنها بخواند و بعضی را نیز در روز اول اسم می گذاشت و اسم پسرش را در روز اول نام نهاد و اشکالی در این امر نیست، و ایرادی ندارد که اسم نوزاد را در روز اول گذاشت یا در روز هفتم، و همچنین هیچ ایرادی ندارد که در گوش راست نوزاد اذان و در گوش چپش اقامه خواند، و هیچ اشکالی بر آن نیست و سنت است که در روز اول یا روز هفتم بر نوزاد اسم گذاشت» (شیخ ابن باز)
یادداشت ضروری:
بنآ بصورت کل گفته میتوانیم که :اگر کسی عمل گفتن آذان در گوش راست واقامه در گوش چپ طفل نوزاد را انجام دهد و یا هم  اینکه  آنرا ترک کند، در هر دو صورت اشکالی وممانعتی ندارد.

 

 

 

 

منابع وماخذ ها :
- مجمع الزوائد ومنبع الفوائد (المؤلف: أبو الحسن نور الدين علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي (المتوفى: 807هـ)

-  فتاوی اللجنة الدائمة    
-  نيل الأوطار ( الا مام محمد الشوکانی 1173 ه 1250 ه  ، 1759-  1834 )
-  المغنی لابن قدامه مولف آبو محمد موفق الدین عبد الله بن احمد بن محمد بن قدامه الجماعیلی المقدسی ثم الدمشقي الحنبلي، الشهير بابن قدامة المقدسي (المتوفى: 620هـ)  

-  تحفة المودود بأحكام المولود المؤلف: محمد بن أبي بكر بن أيوب بن سعد شمس الدين ابن قيم الجوزية (المتوفى: 751هـ)

- بخاری ، مسلم 
- فتوای  شیخ ابن باز
- فتوای شیخ ابن عثیمین رحمه الله  

 

فهرست موضعات مندرج :
-عقیقه و احکام آن
- فضیلت  عقیقه‌
-عقیقه پسر ودختر

ـقیقه مستحب است یا واجب
- وقت ذبح عقیقه
-  توزیع گوشت عقیقه
-
 اهدای شیرنی عوض عقیقه
-  
تبریکی نوزاد  
 -
دعای تبريك و تهنيت برای نوزاد
-
وظایف مستحبه در حق نوزاد
-
تحنیک (شیرین کردن کام نوزاد)
-
تراشیدن موی سر نوزاد
-  ختنه کردن در روز هفتم
-
آذان واقامت در گوش طفل

- احادیثی وارده در این مورد
- یادداشت های حکمی


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عقیقه وآذان در ګوش طفل نوزاد

تتبع ونگارش :امین الدین «  سعـیـدی- سعید افغانی »

مدیر مرکز مطالعات ستراتــیــژیکی افغان

ومسؤل مرکزفرهنگی د حق لاره- جرمنی
مهتمم : دکتور صلاح الدین «سعیدی – سعید افغانی »
مصحح: فضل احمد

ادرس   :This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.

لوستل شوی 854 ځله

خپل نظر وليکئ

ټولې کړکۍ چې د ستوري (*)نښه لري ډکول يې ضروري دي