کاندید اکادیمیسن پوهاند داکتر احمدشاه جلال

کاندید اکادیمیسن پوهاند داکتر احمدشاه جلال

پوهنیار بشیرمومن

استادا مقامت ز عرش برتر باد              همیشه توسن اندیشه ات مظفرباد

 حاضرین گرامی  !

کاندید اکادیمیسن پوهاند داکترصاحب احمدشاه جلال ازجمله بنیان گذاران پوهنتون کابل است، او صاحب تالیفات بیش از شصت اثر متعدد بوده که تاکنون به سطح ملی وبین المللی اقبال نشر یافته است. این بزرگمرد پنج دهه، عزیز ترین لحظات زنده گی خویش را وقف ریسرج مسایل علمی وتربیه اولاد افغان در سطوح عالی و اکادمیک نموده است

.

به قول روان شاد داکتر اکرم عثمان  « من چیز مدان سراپا تقصیر » در حد نیستم تا بطور شاید وباید شخصیت و کار کردهای علمی این استاد استادان را بررسی کنم.

غرض از نوشتن این سطور جسته و گریخته فقط ادای دین شاگردی ووطنی است که برمن دارد . من در سال 1358 در فاکولته ساینس افتخاری شاگردی این بزرگمرد را داشتم. یعنی چیزی  در حدودی 37 سال است که با ایشان از نزدیک معرفت د ارم  ودر رابطه هستم  واز ایشان هنوزهم می آموزم.

پوهاند صاحب  داکتراحمدشاه  جلال یکی از خوش نام ترین  شخصیت های عرصه علوم طبیعی افغانستان بود و هست و هرگز نه خواسته که خود را در کارهای سیاسی سازمانی دخیل نماید . او در مقام یک اندیشمند اجتماعی  واستاد علم بیولوژی ‌توانست  که خود را بالاتر از حزب و بالاتر از فعالیت‌های سیاسی نگه دارد و خیلی هم مفید بود.

باید گفت که تلاش ستودنی ایشان درسال های آغازین فاکولته طب کابل  بعد ها فاکولته ساینس ونیز تعلیم وتربیه شان در نوع خود بی‌همتاست. گذشته از روش تحقیق وتدریس، منش استاد نیز مملو از زیبایی است.

   استادی و معلمی هنر است، هنر آموختن هر آن چه که سال ها با سعی و تلاش اندوخته است. آورده اند که سکندر کبیر به معلم خویش احترام بسیاری می گذاشت. از او پرسیدند: چرا معلم خود را بیش از پدر تعظیم و احترام می کنی؟ گفت: به سبب آن که پدرم، مرا از عالم ملکوت به زمین آورده و استاد، مرا از زمین به آسمان برده است.

 پوهان صاحب روحیۀ افغانی را خوب درک می‌کند در عین ِ حال ایمان ِ عجیبی به مردم افغان  دارد اما کینه‌ورزی و حس ِ انتقام‌جوئی مردمان‌  مان که گویا با فرهنگ ‌مان عجین شده است و درهم‌آمیخته ، سخت تنفر دارد.

استاد را تا آن آنجای که من می شناسم  انسانی است به‌نهایت صلح‌دوست، با خلقی خوش و وفادار به ثابت قدمان و گریزان از فتنه گران و چاپلوسان ودروغ  گویان است، اما  با تمام  ساده گیش  او  با یک نشست می‌دانند که مخاطبش به‌قول  معروف چند طول وزن دارد !! اصالت فرهنگی در عملکرد و پابندی اخلاقی در کار علمی و نیز روابط انسانی از وی چهره‌ای درخشان وقابل تعظیم ساخته است. همه اینها به علاوه عشق عمیق استاد به کشورش  و عرصه علم ودانش آن موجب شده تا داکتر صاحب را بتوان چهره‌ای ماندگار در عرصه اکادمیک  افغانستان  دانست. 

در هنر تدرس واستادی هزاران نکته ظریف وجود دارد که همه یکجا شده و استاد  را به عنوانِ الگو، مفتخر می سازد. استاد  می داند که ظرفیت وجودی هر انسان بسیار وسیع و متفاوت است، از این رو با به کار بستن کلیدهای موفقیت و رموز تعلیم و تربیه می توان بر قله های وجودی  شاگردان ومحصلان  دست یافت.

استاد موفق است که علم و عمل را تلفیق کند، داشتن بیانی  مناسب و لحنی مهربان  مانند پوهان صاحب جلال و آگاهی از خصوصیات روحی شاگردان از مهم ترین کلیدهای موفقیت است.  بدون شک هر استاد  به شاگردش چیزی را می آموزاند که تخصص دارد و بلد است. درینجا نظربه  علاقه مندی برخی دوستان بی مورد نخواهد بود که  کمی در مورد رتب علمی گفته شود :

 درپوهنتون ها ویا دانشگاه های افغانستان، هشت رتبه علمی معمول است ( نامزد پوهيالی ، پوهیالی،  نامزد پوهنیار، پوهنيار ، پوهنمل ، پوهندوی ، پوهنوال و پوهاند ).  ، زمانی که محصل، از پوهنتون  فارغ می شود در سطح لیسانس است، در صورتی که75 فيصد نمرات را تکمیل نماید ، به کدر شامل میگردد ورتبه علمیش ازنامزد پوهیالی آغاز میگردد در صورتیکه خارج از کشوردرس خوانده باشد ودرجه تحصیلی ماستری داشته باشد از نامزد پوهنیار واگر اسپرانت یا کاندید دوکترا (که در وطن ما داکتر گفته میشود)  باشد، پوهنیار واگر داکتر باشد از  پوهنملی آغاز میگردد.  با ید اضافه نمود که  در کشورما دو نوع رتبه علمی وجود دارد، رتبه های علمی پوهنتون  و رتبه های علمی اکادمی علوم . زمان که پوهنتون  کابل در سال 1311 خورشيدی، تاسیس گردید، از همان زمان رتبه های علمی در افغانستان مروج شد. بدین حساب استاد احمدشاه جلا ل  تمام این پله های بزرگ علمی را پیموده، که هم پوهاند است هم داکتر است وهم استاد تمام یا  پروفیسور. رتبه  مقام معنی می دهد و رتبه علمی، به معنای مقام علمی می باشد . می توان گفت، که رتبه علمی به معنای تعيين سطح دانش یک استاد است. رتبه علمی به استادان دانشگاه   یا اکادمی علوم داده می شود، .  

 اما با درد ودریغ که این اصول و پرنسیپ ها از سال 1357 تا همین چند  سال قبل  درست مراعات نمی گردید . به عباره دیگر تعداد استادان  مانند مامور دولت طی یک مکتوب از مقامات با لا بدون طی مراحل مقرر میگردیدند، در حالیکه پروسه مقرری استاد از دیپارتمنت آغازوبه وزارت تحصلات عالی  جهت طی مراحل اداری  میرسید . که این عمل لطمه بزرگ به عرصه اکادمیک  افغانستان بود !

به هر حال تعلیم وتربیه را نمیشود از هم جدا نمود ، زیراکه این  لازم وملزوم یکدیگرند .

از تجارب استادان بزرگوار چون پوهان صاحب جلا ل آموختیم که استاد ابتدا باید  خودش دارای دانش و بینش قوی و کافی باشد تا آنرا به شاگرد انتقال دهد،  شان تعلیمی استاد از شان تربیتی او جدا نیست بنابراین شاگرد تمامی حرکات و سکنات اساتید  را زیر نظر دارند.
 امروز ما در پوهنتون ها با نسل جوان، هدفمند ومتجسس روبرو هستيم كه با اهداف دقيق تری دنبال علم هستند و رابطه استاد و شاگرد نيز رابطه دوطرفه ميباشد.

شاگرد بخصوص در دوره تحصيلات تكميلی به مرحله ای از بلوغ رسيده كه علاقه آگاهانه ای برای يادگيری دارد و اين موضوع مسئوليت استاد را سنگين تر می كند زيرا با مخاطبان ويژه ای روبرو است . . گاليله  میگفت  «که استاد در را باز می کنند، اما اين تويی که بايد وارد شوی» !

به فهم جامعه شناسان  قدرت و اعتبار هر جامعه ای به نیروی انسانی آن  بستگی دارد. لذا استادان  نقش اساسی در ایجاد جامعه با اقتصاد برتر، فرهنگ برتر وامنیت  برتر دارند.
در جامعه ای که معلمان واستادا ن آن در جایگاه واقعی خود قرار نگیرند آن جامعه دچار پرابلمهای زیادی می شود، وظیفه این قشر از جامعه تعلیم و تربیت نیروی متخصص و متعهد است و شان این جایگاه بدور از مسائل مادی است، ولی حل مسائل آنان باید در اولیت  امور  قرار گیرد .

هنر تاثیرگذاری اساتید بر شاگردان  بسیار مهم  است  و باید  در مباحث فرهنگی کارها با شرط ایجاد انگیزه به استادان سپرده شود زیراکه موثریت آن بیشتر خواهد بود.

از بد روزگا ر همان پوهنتون که چند دهه قبل جای استادان دانشمند وبا اوتوریته چون پوهان صاحب جلال بود، امروز به مرکز تعصبات قومی وزبانی وتجاوزات جنسی مبدل گردیده .درین جای شک نیست که نبود دولت  یک دست ومقتدرو فرهنگ و سیاست بیمار کشورما ناشی از عدم سرمایه گذاری در بخش تعلیم وتربیه وآموزش عالی است.

 نباید فراموش کرد که احترام وبزرگداشت از معلمان  واستادان و سرمایه گذاری در این دوبخش وظیفه حاکمان جامعه است که با تحقق آن بسیاری از ناجوریها و آسیب ها در جامعه کاسته خواهد گردید. در پهلوی دولت ،سازمانها، انجمن ها ودر کل جوامع مدنی هم اخلاقن مکلف اند تا از ثروت های معنوی کشور چه در داخل مرز و چه خارج از مرز قدردانی نمایند .

 چنانچه امروز انجمن حقوق د انان  افغان در اروپا از داکتر صاحب پوهان احمدشاه جلال بعمل آورده اند. تشکر ودرود برشما که بزرگان  علم و هنر خویش را در زند گی شان  حرمت می گذارید.

 

طول عمر وزیبایی برای استاد عزیزم آرزو میکنم

                                              

لوستل شوی 31 ځله Last modified on پنجشنبه, 16 قوس 1396 20:07

خپل نظر وليکئ

ټولې کړکۍ چې د ستوري (*)نښه لري ډکول يې ضروري دي