من در کنار شما نیستم

من در کنار شما نیستم

نیچه در برابرګروه الترناتیف رایت

Alt-right  
از مجله فلسفه
مترجم : ‌ذ. آسمایی

بیشتر از یک قرن میشود که فریدریک نیچه چشم از جهان بسته است ( ۱۸۴۴ - ۱۹۰۰)
او در اخرین مصاحبه اش هنوز هم درجستجوی یک راه دیګریست

:

پرسش؛ شما یک فیلوسوف جنجال برانګیز استید و شاید هم جنجال برانګیز ترین فیلوسوف زمان.
پاسخ : همینګونه استم. فیلوسوف باید یک کمی خشن باشد. من فیلوسوفی استم که چکش با خود دارم.  ادم نیستم ، داینمایت استم.
پرسش: نازیها هم از طرز فکر شما یاد میکنند ، انرا چګونه مییابید ؟
پاسخ : این درست نیست . شما باید بدانید که من هنوزامکان انرا نداشتم تا کدام نماینده خود را تعیین کنم. خواهری دارم که جوانتر از من و علاقه مند نازیهاست. من در بستر مریضی بودم و او کارهای مرا جعلی تنظیم و ګسترش میداد. او چند سال قبل با شوهرش پاراګوای رفت تا یک مستعمره آریایی را بنیان ګذارد. ماجراجویی پاراګوای به ناکامی انجامید ، .پشه زیاد بود و پیسه کم ، شوهرش فوت کرد وخودش دوباره به جرمنی امد ، خرابکار بود و تبعیض نژادی داشت. از اینرو زنده ګی مرا لکه دار ساخت. به این ترتیب ایده های مغلق مرا در مورد انسان به ګونه نازیستی در اورد.
پرسش : مګر کار شما هم خیلی خوب است. شما ، به ګونه مثال ، با تحسین از حیوانات بلوند مینویسید
پاسخ : هدف من از شیر بود. شیر یک حیوان بلوند است ، اریایی نیست.
پرسش : حالا باز هم راستګرایان افراطی از شما یاد میکند ، چنانچه ریچارد سپنسر همین را میګوید که فلسفه شما او را تکان داده است . چرا فلسفه شما بالای او چنین تاثیر قوی کرده است ؟
پاسخ : من با کنوانسیونها ، فضایل یا رفتار های خوب همراه نیستم. با چنین مسایل باید با امانویل کانت همراه باشید. بلی ، حالا کی میخواهد خوب باشد؟ فکر میکنم که بسیاری   جوانان خود را جذب شده فلسفه یی احساس میکنند که در صدد بستن و فراموشی خانه های مقدس است.
برسش :  شما چرا این کار را میکنید که خانه های مقدس بسته و به فراموشی سپرده شود؟
پاسخ : بګدار اول بپرسم که این خانه ها ی مقدس از کجا به وجود امده؟
از ایمان ویا از طرف خداوند ؟ کاملا نی،
از دلیل و منطق؟ کم از کم.
اخلاق ارزوی رسیدن به قدرت را انعکاس میدهد. پرسان کنید که چرا ما محدودیت و فروتنی را ارزش میدهیم؟ ګپ از این قرار است که ، ګاهی هم اخلاق از قوت ، خوبی وخوشی تجلیل و تمجید میکند. مګر ضعیفان هم اخلاق خود را ایجاد کردند که به سهم خود بهترین بود. انها از خصوصیتهایی که خود شان داشتند ، ستایش میکردند واز اینرو نتوانستند چیزی به دست بیاورند. ناتوانی به مثابه بخشش شکل ګرفت ، از دست دادن جنسیت ، عفت به شمار رفت و فقر فروتنی شد ، که من انرا اخلاق برده ګی مینامم. البته مسیحیت نمونه نهایی آنست. به این ترتیب داستان مزخرف جنت و دوزخ  ،  که بهتر بود ضعیف باقیماند ، عقاید را مستحکم ساخت. چنین مورال ادمی را مسموم میسازد. به عوض انګه از زنده ګی تجلیل به عمل اوریم ،  به طرف بالا نظر انداخته ،  به جای بزرګی و عظمت برخود استبداد روا میداریم ، تا اینکه از کار می افتیم.     
پرسش: الترانیتف رایت هم میخواهد که ټابو شکنی کند. ایشان چهره درست کلتور سیاسی را که قربانیهای شان را شکوهمند میسازد ، انتقاد میکند.
پاسخ : ټابوشکنی کار مثبت است. یک مبارزه است ، نبرد ایدیه هاست و خوب میکنند. بسیاری چهره های جنجال برانګیز به خاطری از صحنه دور شدند که انها صادق نبودند ، که دقیقا نوعی برخورد تکاندهنده بوده و من در برابران قرار دارم ، اما این به ان معنی نیست که من در پهلوی الترنیتف رایت ایستاد استم.
پرسش : چرا نباید ایستاد باشید ؟
پاسخ : ایشان میتوانند که بر ضد پراګنده ګی اوضاع باشند ، مګرآیا ایشان از خود کدام فلسفه زنده ګی دارند که ارا یه کنند ؟ بالاخره برتری جویی سپید هم یک ایدیولوژیست که مردم را در خواب تسکین میدهد.  به جای انکه به مشکل شان رسیده ګی شود ، میتوانند در انجمنهای مبهم شان باقی بمانند و برمبنای حقایق که ایشان سپید اند ، راه حل جستجو کنند. اګر فلسفه نتوانست برتری جویی انها را پیشنهاد کند ،  خود را ناراحت نسازند و به ګذشته تخیلی خو مراجعه کنند. آنها خود را در زیر سایه خداوندی که ،  فوت شده ،  ناراحت میسازند.
پرسش : مګر همه آن در مورد ما صدق میکند؟ شما خداوند متعال را فوت شده اعلان کردید.
پاسخ : درست است که خداوند فوت کرده و ما مسوولیت منحصر به خود را داریم و یک چانس عالی !    تا جهانی را ایجاد کنیم. ما باید خود را به مثابه هنرمندان ایجاد کنیم. بر فیمینستهای عصبانی و آنهاییکه توان شنیدن نظردیګران را ندارند ،  جای تاثر نیست. آنهاییکه نظریه های مرا جدی میګیرند ، باید یک مسیری را به طرف جهان بکشد. معنی ان چنین است که شما برضد مبارزه حرف میزنید  ، شما برضد همه درد و رنج و لذتها حرف میزنید ، درحالیکه انچه میګویید ، برضد زنده ګیست. ما نباید نوستالژیک ګونه به ګذشته بنګریم. باید با قبول خطر زنده ګی کنیم و جراات انرا داشته باشیم که به سوی اینده برویم. درینصورت روزی پل خواهیم شد تا از حیوانیت به طرف یک انسان عالی بګذریم.

یاد داشت :
الترناتیف رایت یک ګروپ پراګنده از برتری جویان سپید / ناسیونالیستهای سپید ، نیونازیها ، نیو فاشیست ، راست افراطی و غیره است.

لوستل شوی 102 ځله

خپل نظر وليکئ

ټولې کړکۍ چې د ستوري (*)نښه لري ډکول يې ضروري دي