آنچه که طرح آن ثواب نیست

آنچه که طرح آن ثواب نیست

محمدآصف خواتی

قبل ازینکه به مسئله ایکه طرح آن ثواب نیست بلکه ګناه است بپردازم بایدګفت که افغانستان خانه مشترک همه باشندګان آن است که درآن قوم وتبار برتر وبهتریا بدترمنتفی است. اګر فرد یا ګروهی درصددتفرقه افګني بین اقوام و یا درصددنکوهش این یا آن قوم است حیثیت  غده سرطاني دارد که میباید جلورشدآنرا ګرفت یعنی اینکه مردم را ازخطراین غده باخبر ساخت.بتاسف که بعداز تجاوز خاینانه اتحاد شوروي تا کنون افراد دارای اندیشه های قومګرایانه مسایلې راطرح مینمایندو جعلیاتی

پخش میکنند که به سلامت ملي ماصدمه وارد میکند.آنهانظریاتی نظیراینکه پشتونها قریب سه سده اخیربر سایر اقوام کشور ظلم وستم روا داشته وبراصل (میم زر ما ټول دې ما ) عمل نموده است میپردازند. من دراین مورد فقط به آقایون که ازامتیازات پشتون ها افسانه ها دارند یادآورشوم، وقتی من طفل هفت ساله پشتون برخوردارازکلیه امتیازات !ازصنف اول به کابل سه پارچه شدم ، مجبوربودم درمکتب به زبان دری درس بخوانم چون درشهرکابل مکتب ابتدائیه وجودنداشت که درآنجا بزبان پشتو تدریس صورت ګیرد. با درنظرداشت مثال ساده فوق افراد  ایکه ازامتیازات پشتون ها و قومګرایي حکام پشتون مینویسند ګمان میرودکه ایشان  تکالیف روانی دارند ویابا ویروس تعصب کورقومي آلوده اند. ضمنآ متذکربایدشد که درجغرافیای معین سیاسي امتیازتبارخاص راقبل از همه در حاکمیت زبان آن میتوان جستجو نمود. 

آنچه مراواداشت تا به طرح این موضوع  بپردازم ، روزهای اخیرکارزارتبلیغاتی درمورد ثواب الدین مخکښ مامور اداره امورریاست جمهوري است که موصوف تلاش داشت تا پشتون ها دراداره متذکره ازصلاحیت لازم برخوردارګردند. ادامه  چنین کارزار تبلیغاتي یا غوغای رسانه ای عمدتآبه قومګرایي پشتون ها میچرخدکه درآن به آدرس پشتونها ناسزاهای از بخش کم سواد ومواردفتنه انګیز ومخرب ازقشر آګاه عاملان این تبلیغات مشاهده میشود. این ګروه از قلم بدستان به مخکښ لقب مخ توررا هم داده اند. مخکښ ایکه الحال لقب مخ توردارد این تبلیغات را توطئه میشمارد. احیانآ اګرموصوف چنین تفکرنارواداشته که بتاسف درحاکمیت کنوني امکان هرحرکت و جریان ضدملی وجوددادرد شکی نیست ،چون تهداب حاکمیت پسا طالبان بر وابستګي های  قومي ګذاشته شده است.این ګفته محترم رمضان بشر دوست «تمام سیستم ما بر اساس قوم استوار است؛ اگر روزی ما واقعأ قانون اساسی را تطبیق کنیم و کسانی که براساس قوم کارمیکنند، ما این ها را محاکمه کنیم؛ من باور دارم که از ع و غ گرفته تا محقق وخلیلی و دوستم و نمیدانم تمام این افراد به سوی پلچرخی باید روان شوند» مصداق ادعای فوق است. شرافت مخکښ قومګرای پشتون دراین است که از تفکرمردود یا اتهام وارده برخویش نادم است، ازآن انکارمیکند اما مخکشان غیرپشتون،برمخکشی خویش میبالند، اندیشه های قومګرایانه خویشرا باجرئت تمام اظهار ودرعمل پیاده هم مینمایند. 

قومګرایي درجنب سایرپدیده های منفي عامل بسا ازمعضلات کشوراست ومیباید علیه آن مبارزه صورت ګیرد یعني اینکه جلوقومګرایی  راګرفت ورنه مخکش های قومګرای موجود چاق تر،توانمندتر ومحترم تر شده ومخکش های نو ظهور میکنند.یک اصل قبول شده رفع پدیده های منفي اجتماعي منجمله قومګرایی، انتقاد است.این انتقاد درقدم نخست ازخود واز همتبار خودآغاز وبعد ازدیګران بعمل آید.اما آنهائیکه ازقومګرایي پشتون ها میګویند از قومګرایي همتباران خویش نه یادې نموده اندونه  انتقادې کرده اند ، اینکه آنرا محکوم کنند   خیالی بیش نیست زیراآنها در موردکارنامه های سیاه ۲۵ سال اخیر همتباران قدرتمند خویش خاموش اند، قلم های شان شکسته و لب های شان دوخته شده است. مخکشان قومګرای غیرپشتون که اساس ائتلاف نامیمون شمال را بنام اعاده حقوق اقلیت ها ګذاشتند،پروګرام صلح ملل راخنثی نمودند وبدینګونه چنان آتشی را درکشور شعله ورساختند که تاکنون خشک وتردرآن میسوزد ودرعین زمان آفت قومګرایي رانیزترویج نمودند. بازیګران این بازي جمعیت اسلامی ( برهان الدین ربانی) ، حزب وحدت اسلامي (عبدالعلي مزاری)، جنبش ملي - اسلامی( عبدالرشید دوستم ) درتباني با پرچمي های کارملی وستمی های چپ نما بودند که نقش کلیدي دراین پروژه ویرانګر به احمدشاه مسعود سپرده شده بود. طی این دونیم دهه جنایات وخیانت های ګسترده، اعمال ددمنشانه نظیر میخ کوبیدنها درفرق انسانها، رقص های مرده، سینه بریدن ها، تجاوزجنسی برکودکان وموسفیدان چون ایشجی ، ګوش خوردن ها وقتل های ګروهی درکشور صورت ګرفته، که بخش اعظم آن ازجانب قدرتمندان ائتلاف شمال بوده است. مدعیان حقوق اقلیت ها که از قومګرایي حکام پشتون افسانه ها دارند عملکرد معاونین حامدکرزی (  فهیم، خلیلی ) راچګونه ارزیابي میکنند که به مجرد دست یافتن باین مقامات نخستین ګام شان ارتقای ولسوالي های شان به ولایات پنجشیرو دایکندی بود.آیا این قومګرایي نبود ؟ یااینکه وقتې معضله کوچی ها و هزاره ها برخاست ، خلیلي معاون رئیس جمهوردرکنارهزاره ها خیمه زد تا همدردي خودرا به همتباران خویش نشان دهد. آیاچنین موضعګیري نشانه ازقومګرایي افراطي نیست؟ ازجانب دیګرعملکرد خلیلي نشان میدهد که اویک بازی کن کوچک درنقش بزرګ است که البته چنین بازیګران کوچک دررول های بزرګ طی ۲۵ سال اخیر کم هم نیست زیرا این بازیګران را دیګران وارد صحنه ساخته اند. چهره هاېیکه پلان صلح ملل راخنثی نمودند وبعد چون موریانه بجان هم افتیدندفقط مجریان نقشه های ضدافغانی بیګانګان بودند.آنعده ازبازیګران کلیدي  تراژیدي دودهه اخیر که کشته شدند  بنام قهرمان ملي ، شهید صلح ، شهیدوحدت ملي یاد میشوند. آنهائیکه زنده اند درمقامات بلنددولتي قراردارند وستون فقرات حاکمیت موجود راتشکیل میدهد، صاحب آرګاه وبارګاه وثروت های قاروني اندو ازاحترام همتباران شان برخوردار هستند. اګر دوستم ، عطا ،خلیلی ، محقق ، اسمعیل ازین دنیا رحلت کنند یا کشته شوند نمیدانم که کدام القاب رابه ایشان اهدا خواهدشد. این است واقعیت تلخ  بګفته عوام الناس  وواقعیت خوش آیندبنابر تفکرقومګرایان اقلیت های قومی افغانستان کنوني!

 اندیشه های قومګرایانه بلا استثنی مردود است اما اتهام جرم یک فرد رابه قوم وتبارش محول نمودن عمل شایسته نبوده و ممیزه افراد متعهد نیست. در قضیه مخکښ میباید شخص اوویا حاکمیت مورد بحث و نکوهش قرار میګرفت نه یک قوم این سرزمین . ضمنآ بایدګفت که درچنین قضیه ای افراد مهم ومطرح بحث نیست ،مهم ومطرح بحث نظامیست که چنین بدعت ها راپرورش ، استخدام وصاحب قدرت ومنزلت مینماید. درمسئله ناثواب تحت بحث چندپرسشی به قلم بدستان ایکه به قضایای کشوراز دریچه وابستګي های تباري مینګرند متوجه است که این پرسش ها تاحدودي هویت ودیدګاهای این قلم بدستان را نمایان میسازد .

- چراآنها از تصمیم کاملآ ضدملي کنفرانس بن که عاملین شروفساد را در موقف برترقرار میدادوتهداب حکومت پسا طالبان رابربنیادتعلقات قومي ګذاشت اعتراض ننمودند بلکه بآن لبیک ګفتند؟

- آنها به اتخاذموقف برخې از مخکشان اقلیت های مظلوم ! منحیث قوماندانان پیاده نظام اشغالګران کنوني چګونه نګاهی دارند؟ اګر آنراتائید مینمایند آیا آنرامغایر اعلامیه جهانی حقوق بشر درمورد حق تعیین سرنوشت ملتها نمی بینند؟

- چراآنهاسلاخي هزاران طالب اسیر درشمال کشور رامحکوم ننمودند؟  عدم محکومیت این جنایت دلالت بر تائیداین جنایت شنیع توسط همتباران شان نیست ؟

   - آیااتخاذچنین موقفی ازجانب آنها که نارواها وکارنامه های سیاه همتباران خویشرا انتقاد و تقبیح نکردد بآن ضرب المثل مشهور« کورخود وبینای مردم» صحه نمی ګذارد؟

قومګرایان حاکم درشمال کشورطی دونیم دهه اخیربنابر مشخصه پشتون ستیزانه شان صدها خانواده ساکن پشتون درشمال را وادارنموده اند تا خانه وکاشانه خودراترک وخود جایدادهای شان را غضب نمایند. قلم بدستان آلوده با ویروس تعصب کور قومي چنین عمل غیرانساني وضدملي جنګسالاران ائتلاف شمال رابا ارائه دلیل طفلانه مبتني براینکه آنها ناقلین اند و زمین های زراعتي ساکنان بومي منطقه را غضب نموده اند تائید مینمایند.اګربااین دلیل طفلانه امادرواقعیت امرابلهانه توافق صورت ګیردبنآ اهل هنودوسک ، عرب ها، قزلباشها  ، سیدان ومیران ساکن در کشورهمه باروبستره خودرا بسته نموده وافغانستان راترک کنندچون ساکنان بومي این کشور نیستند.آنها متوجه نیستندکه درشمال کشورهزاران خانواده ازبک ، تاجک ، ترکمن وقرغزدرسالهای نخست حاکمیت شوروي  به افغانستان پناهنده شدند ودر افغانستان مسکن ګزیدند دراینصورت آنها نیزباید به آنطرف آمودریا برګردند.آیا چنین یک عمل مغایراخلاق انساني رامیتوان تائیدنمود یا اینکه باید تقبیح کرد؟ بتاسف که روشنفکر آلوده باویروس تعصب قومي بچنین عمل ناروا دربرابرپشتون های ساکن درشمال کشور لبیک ګفته است .

  چون هرمقاله ای پیامې برای کتله مشخص دارد مقاله هذا هم به ګروه خاص ایکه تنها قومګرایي پشتونهارا دیده میتواند متوجه است .ازینرو مقاله  بزبان دری نګاشته شد  .ضمنآ نګاشتن مقاله بزبان دری این پیام را هم باخود حمل مینماید که نویسنده آن زبان دری را زبان مردمش میشمارد وبدون تعصب چون زبان مادري اش آنرا فراګرفته است.

 آخر کلام اینکه وطن ما درشرایط نهایت حساس وخطیر قراردارد، جنګ لعنتی هرروز زندګي ده ها باشنده این وطن را میګیرد وحتی نشانه های تقابل قومي نیز محسوس است . درچنین وضعیتی طرح مسایل قومي  ثواب نیست بلکه جفا به حق مردم ومیهن نیزاست.   مردم ما نه تنها ازجنګ نفرت دارندبهمین ګونه ازتبلیغات ایکه پیام آور رویارویی ،تقابل ، کینه ونفرت است هم نفرت دارند وآنرا بمثابه پاشیدن نمک بالای زخم های شان میداند ازهمین روشاعرې فریاد ملت زجردیده افغان را دربیتي انعکاس داده امیدکه اهل قلم ونظر افغان بآن پاسخ مثبت بدهند وباتبلیغات زهرآګین ایکه بوحدت ملي زیانبار است وداع نمایند.

   کشورمن سخت بیمار است آزارش  مده

داغ ها دارد نمک برزخم آن کمتر فشان 

 

 .

 

 

 

 

لوستل شوی 541 ځله Last modified on دوشنبه, 03 میزان 1396 15:01

خپل نظر وليکئ

ټولې کړکۍ چې د ستوري (*)نښه لري ډکول يې ضروري دي