بیست سا لگی مرکز تجارتی افغانان در مسکو :

بیست سا لگی مرکز تجارتی افغانان در مسکو :

سلام ودرود بر همه شما سروران  وعزیزان!

 در نخست میخواهم  از جناب غلام  محمد جلال رییس فدراسیون مرکز کاری افغانان در مسکو،واعضای هییت رهبری آن  جناب عمرننگیار وآقای فاروق فردا  وتمام گردانندگان محفل با شکوه امروز از بابت محبت ودعوت شان ابراز سپاس وامتنان نمایم !  جشن امروز نتیجه کار وفعالیت های شماست که 20سال قبل در شرایط دشوار آغاز نمودید، به همه شما نیک ومبارکباد!

حاضرین گرامی چنان که استماع نمودید دوستان بقدر لازم در مورد فعالیت های اجتماعی، فرهنگی وسیاسی مرکز تجارتی افغانان در مسکو  روشنی انداختند  لذا از تکرار آن صرف نظر مینمایم .  دوستان وقتی ما در مورد

شعر وادب حرف میزنیم  باید از مو لانا  رحمان بابا  ودیگر بزرگان این  عرصه یاد کرد ، وقتی ما از دولت حرف می میبریم باید از احمد شاه بابا و امان اله خان یاد کرد،وقتی ما از تاریخ حرف میبریم  بدون غلامحمد غبار وعدالحی حبیبی نمیشود،بهمین قسم درعرصه دیپلوماسی ولی محمد خان دروازی ودر ژورنالیزم محمود طرزی را هم نباید فراموش نمود، ولی بی انصافی خواهد بود وقتی ما از اقتصاد وتجار ت وبخصوص تجارت خارجی سخن میگویم از مجید زابلی نام نیریم . زیرا او عملا در بخش زیربناهای اقتصادی کشور کار کرد و توانست بانک‌ها، کارخانه‌ها، سیستم بیمه صحی، تقاعد و غیره را بوجود بیاورد درحالیکه درآن زمان در اکثریت کشور‌های جهان وبویژه در کشورهای همسایه ما ،این گونه پیشرفت‌ها صورت نگرفته بود. تاسیس بانک مرکزی، و تاسیس بانک ملی افغان، رشد صادرات قره قل، ایجاد فابریکه قند بغلان، کارخانه تولید برق چک وردگ، شرکت سپین زر کندز و شماری دیگر از کارخانه ها و شرکت های تولیدی و تجارتی از دیگر اقدامات زابلی بزرگ می‌باشد.که روحش شاد ویادش جاویدا باد!

حضار گرامی با نیم نگاهی  به وضعیت کشور دیده میشود که بدون امنیت و ثبات، نمی توان یک بستر مناسب را برای عدالت، قانونیت و انکشاف فراهم ساخت. هر کسی که امروز به هر دلیلی  چه تظاهرات آشوبگرانه  وجه تبلیغات خصمانه  فاشیستی ،بدون در نظر داشت وضعیت  شکننده  وآسیب پذیر  کشور ، ناامنی و بی ثباتی سیاسی را دامن بزند، در حقیقت-آگاهانه یا ناآگاهانه- مخالف تحقق عدالت و حاکمیت قانون و انکشاف متوازن است. زیرا بدون ثبات سیاسی، هیچ یک از پلانهای دولت امکان تحقق را نمی یابد.

لازم به گفتن است که افغانستان نام کنونی یک جغرافیای سیاسی وحقوقی است و تمام ساکنان آن ازهرتبار که باشند و بهرزبانی که صحبت بکنند، مطابق قانون اساسی کشور افغان می باشند. ملت افغان، عبارت اززنان و مردانی هستند که حقوق  شهروندی درکشور کنونی افغانستان دارند. اما آنچه به بنام  قوم خوب وبد ، بهتر وکهتر زمزمه میشود، باید گفت که فضیلت و رذیلت همواره فردی است، یعنی نه قبیله  ای، نه قومی نه عقیدتی، نه زبانی، نه جنسیتی است.  زیرا درمیان تمام ملل، ادیان، ایدیالوژی ها، زبانها، تبارها و نژادها همواره انسانهای خوب وبد، و افرادبا شخصیت و بی شخصیت وجود داشته و خواهند داشت.

دوستان! یکی دیگر از بدبختی کشورما در پهلوی طالبان واتتحاریون موجودیت نخبگان منحرف  وسوی استفادجو منفی باف وترویج گر بد بینی ، نسبت به نظام  اقوام  وتمام دار ونابود کشوراست، در حقیقت هردو روی یک سکه اند.  همینها با استفاده از جنگسالاران ویرانگر که دیروز افغانستان را به خاک و خون یکسان نموده بود هنوزهم از تکرار جنگ مجدد برای دریافت امتیازات بیشتر پریزدنت غنی را تهدید ویاهم از طریق آشوب و اغتشاش های مکرر آگا هانه ویا غیر آگاهانه  برای پلانهای  نظامیان پاکستان و اخوندهای ایران بستر سازی میکنند، اگر آگاهانه باشد که نامی دیگر جز خیانت نمی‌توان بر آن گذاشت! و اگرغیر آگاهانه باشد چیزی جز حماقت نیست!  اینها مردم را به دنبال خواست ها وطرح هایی می کشند که نه تنها عملی نیست بلکه بسیار ماجراجویانه هم است. چنین به نظر می‌رسد که نازیبانگری وخطا نگری وسرودن آهنگ دلخراش برای ما کسب وهنر گردیده است. در اصل این نوع نگرش در لایه‌های زیرین شخصیت ما افغانان  نفوذ کرده است و لذا ذرات  منفی  ودسیه و تخریب در ذهن و روح ما چنان به یک لجنزار متعفن تبدیل شده است که هیچ زیبایی از کنار آن نمی‌روید و هیچ امیدی از آن  نیست.

انصافن باجود چنین شرایطی نابسامان ، وحشت ودهشت طالبان، اتتحاریون وجنگ سالاران مفسد، کارهای مثبت هم صورت گرفته است  که میتوان  به اینده امیدوار بود، توجه کنید داکترغی نه قوم دارد نه گروه مسلح ونه هم حزب دارد، او با تمام تهدید های د اخلی وخارجی ، پروژه بزرگ تاپی را به‌راه اندخته، او رکورددار جمع‌آوری عواید در تاریخ افغانستان است، غنی کشورش را عضو سازمان تجارت جهانی گردانده ، ذخایر ارزی افغانستان را از صفر به 10 ملیارد دالر امریکایی رسانده، کار ساخت پروژه کاسا 1000 را آغاز نموده، بند سلما را افتتاح کرد، بندر چابهار را به روی تجاران بازنمود، کریدور هوایی با هند را ایجاد کرد،بند شاه عروس 80در صد پیش رفته، پریزدنت غنی موافقتنامۀ تجارتی و ترانزیتی میان افغانستان و اوزبکستان، توافقی که افغانستان را به اروپا وصل خواهد کرد امضا نمود، واز احتیا جی پاکستان کشور را رهانید. اما  برای بد بینان  ومنفی گرایان کافی است که دستش را به‌جای دعا به بناگوش‌هایش سهون بالا کند ویا حسین را نواسه خدا بگوید، تا او یک رییس‌جمهور بی‌ثبات و بیمار خوانده شود.او سودای تولید نفت و گاز دارد و تولیدات آن را به چهار برابر افزایش داده است. به یکباره کار ساخت 20 بند آبی در افغانستان را به راه انداخته است، اگراز این فهمیده نمیشود حد اقل از از هوشادارهای مغرضانه روحانی رییس جمهور ایران  دانسته خواهد شد. بقول چوهدری اقتصادان پاکستانی غنی بدون توپ، تانک ویاهم باداشتن تاسیسات اتومي دو همسایه ایران و پاکستان را که چهل سال برای ادامه آتش در افغانستان دامن میزدند به زانو در آورد. با افتتاح بنادر درشمال کشور، افغانستان رابرای همیش از چنگال اقتصادی پاکستان نجات داد . در کنار این کار ساخت فابریکه سمنت جبل‌السراج را به پایان رسانده، حتا ترمیم قصر دارالمان از آرزوهای همیشه‌گی‌اش است. کار ساخت چندین سرک در دولت او به پایان رسیده است. او حتا به برگذار کنندگان امتحان کانکور اعتماد ندارد، زیرا کانکور در افغانستان 14 سال پی‌هم با تقلب روبرو بود. اشرف‌غنی پروسه برگزاری کانکور در افغانستان را هم خودش مدیریت می‌کند. اما مخالفانش او را یکه‌تاز و بیمار خطاب می‌کنند اودر تلاش است تمام وزارتها به شکل کمسیونی اداره گردد تا جلو فساد گرفته شود وعدالت تامین گردد. درحالیکه فساد وبی نظمی فعلی هم تحفه ی همین جهادیون ونخبگان منحرف است که امروز از ترس « تنخواه دهندگان » غربی ، داد از دموکراسی میزنند ، درحالیکه عملن هیچگونه اعتقاد به آن ندارند و خود در حال جنگ و ستيز با يکدگر هستند. تجارب نشان داد که هرگز نمی توان با یک قانون اساسی مدرن مردمانی بيگانه با روح دموکراسی، ناشکيبا و انحصارطلب را بافرهنگ و دموکرات و مداراگر ساخت.از اينرو مشکل در ما و فرهنگ و بويژه نخبگان ما است ، چرا که در ميان ما اگر رهبری هم انسان و دموکرات باشد، ما خود يا با خودخواهی و حتا خيانت به کشور او را به ديکتاتوری وامی داريم و يا اينکه با چاپلوسی از او بت و اسطوره ای دروغين ساخته و با اين بی فرهنگی ها منش انسانی آن بدبخت را هم تباه کرده و از فرشته ديو می سازيم. نظام افغانستان قربانی تروریزم است، نه عامل آن، اگر یکروز این نظام  نباشد، بعوض  آن هفتگانه پاکسانی و9 گانی  ایرانی سریال 1992 را با مدرن ترین سلاح ها و کشتارها با شوه های  جدید وحشتناک دیگر  به نمایش خواهد گذاشت. اگرهدف مبارزه با تروریزم است، نظم و نظام را  نباید اخلال کرد. بقول ایرانیها اگر ریگ در کفش ندارید به جای ارگ، باید این اعتراضات دربرابر سفارت های ایران و پاکستان صورت گیرد، تا ثابت گردد که سرکردگان آشوبها  با آی اس ای پاکستان اخوندهای ایرانی رابطه استخبارانی وجاسوسی ندارند. انهایی که مصروف طرح نقشه های ترویج خشونت های قومی، مذهبی وزبانی برای افغانستان هستند، فراموش نکنند که این مردم، نسبت بر هر زمان دیگر یکجا وبا هم هستند.  این مردم مصیبت های زیاد را دیدند وهمه اقوام یکسان عذاب کشیدند وشهید دادند!

پریزدنت داکترغنی در نشست هیات هماهنگی و نظارت افغانستان‪ (JCMB گفت: که حکومت نمی‌تواند اجازه دهد که این زهر گسترش یابد. به عنوان بخشی از مشوره‌ها و رجوع به مردم، یک گفتمان ملی که نگرانی‌های مردم را مشخص خواهد ساخت رهبری خواهد کرد تا بتواند با آنها به صورت آزادانه بحث کند و به صورت جمعی از قطب‌بندی‌ شدن کشور جلوگیری کند.

پس بیائید باهم در نابودی تروریزم، به موضع گیری ها و تما م عصبیتها خاتمه دهیم و ازهوشدارهای بی مفهوم  بگذریم . زیرا تجربه نشان داده است که هیچ گروهی قادر به حذف گروه دیگری نیست چون این گروها درمیان مردم جای  ندارند. پس بهتر است دیگرپذیر باشیم درغیر آن  صبر نمودن برای فردا دیر خواهد بود و هیچگونه زمانت وجود ندارد که طیاره های B 52 موشهای راکه شیر ساخته بود باز به مغاره های شان مارش دهد. ما امروز در يکی از حساس ترین وحیاتی ترین دوران طول تاريخ  کشور خود هستیم ، پرابلم  قابل اندیشه اینست که اين کشورهمین اکنون در معرض بحران و نابسامانی وحشتناک قرار دارد. با وصف تمام  تجزیه وتحلیل ها اکثر سیاسیون گناه اين وضعیت فاجعه با را به خارجیها حواله میکنند که این طرز دید منطقی نیست ! بدون تردید که مسئوليت هر آنچه امروز در وطن ما می گذرد با فرد فرد ما افغانان مربوط میگردد. بایست بدانیم که انســــــانِ قـــرن بیست ویک مسائل قــرن بیست و یک را میخــــواهد(!) ممکن نیست که مســائل امروزی را با  مثنوی معنوی مــولانــا  ودیوان حافظ  وکلیات رحمان بابا وخوشحال  خان حل نمود.

به هر حال مرکز تجارتی افغانان بمثابه  دهکده ای بازارگانی افغانستان  در کشور روسیه است ،چونکه روسیه بعد از پاکستان و ایران سومین کشوریست که تعداد زیاد افغانان مهاجر در آن بود وباش دارند، بقول برخی ها اکثریت 150 هزار افغان مهاجر در روسیه به شکل قانونی در این کشور به سر می برند. مرکز تجارتی افغان که امروز در جشن بیست سلگی آن قرار دار یم مشکلات موجود افغانهای ساکن در روسیه را درک میکنند. تا جایکه آگاهی داریم  داکتر غلام محمد جلال رییس فداراسیون مرکز کاری افغانان  ودیگرمسولین  این سازمان برای متحد ساختن افغانان در روسیه سعی وتلاش لازم بخرچ داده است. همزمان احتمال قوی آن میرود که این سازمان به پل  همکاری میان  افغان – روس مبدل خواهد گردید. این سازمان جهت اتحاد و وحدت افغانان به رهبری غلام محمد جلال و وآقای عمرننگیار سفرهای به کشورهای متختلف اروپایی داشتند. از جمله ان دید وادید با یکتعداد از سیاسیون وفرهنگیان افغان درهالند بود. درین نشست آقای ننگیاراز کارهای مفید وموثر که اکنون در بیانات دوستان انعکاس یافته، معلومات داداند. همزمان ایشان  پیام داکتر غلام محمد جلال را با خود داشت ! وفرمودند که ما مانند گذ شته حاظرهستیم تا جهت دست یافتن به یک سازمان فراگیر ویا حد اقل ایتلاف وسیع از احزاب وسازمان های مختلف زمینه هر گونه نشت ها را تهیه ببینیم . به قول جامعه شناس بزرگ اطریشی کارل پوپر«جهان باکسانی که کارهای بد انجام می دهند نابود نمیشود،اما با کسانی نابود میشود که خطا کاران را می بینند وکاری انجام نمی دهند». لذا آنهای که میخواهند کار بکنند، هیچگونه پیش شرط برای رفع بحران بی اعتمادی و شرکت درگردهم آیی بزرگ روشنفکران افغان وجود ندارد، تنها باید افغانستان را بشناسد وآن را دوست داشته باشد! یکی از مهم ترین معضله پیوسته برای گردهم آیی های افغانی پرابلم مالی آن  بوده است که خوشبختانه همه این مصارف را هم ایشان به دوش گرفتند !  که سرفراز باشند!

 

بار دیگر به همه  شما سروران وعزیزان این جشن با شکوه وزیبا را تبریک وتهنیت میگویم!

لوستل شوی 1125 ځله Last modified on سه‌شنبه, 17 اسد 1396 18:16

خپل نظر وليکئ

ټولې کړکۍ چې د ستوري (*)نښه لري ډکول يې ضروري دي