عبور از گذشته یا فرار از پاسخ‌گویی؟

سیاسي
Typography
  • Smaller Small Medium Big Bigger
  • Default Helvetica Segoe Georgia Times
انجنیر زلمی نصرت
دنمارک
یک تعداد از «گرگان» جهاد، جمهوریت و مقاومت، از اروپا، امریکا، استرالیا و دوشنبه بیانیه صادر می‌کنند و چنان روایتی می‌سازند که گویا سونامی خطرناکی وطن را از جایش کنده و در آستانه نابودی و غرق‌شدن قرار داده است؛ هله، هله، بیایید که دست‌به‌کار شویم و افغانستان را نجات بدهیم!
نخست باید به این لاش خوران  فراری گفته شود که: وطن پابرجاست! یک میلی‌متر هم از جایش تکان نخورده، این ما هستیم که از وطن بیرون شده‌ایم، نه این‌که وطن کوچ کرده و به جنگل‌های آمازون پناه برده باشد، یا در جنگ امریکا و ایران، در تنگه هرمز یا باب‌المندب غرق شده باشد!
گپ اصلی من باز هم بر سر همین «عبور کردن» است.
مردم افغانستان حق دارند بپرسند: چه کسی باید عبور کند و از چه چیزی باید عبور کند؟
شاید این پرسش مطرح شود که نخست از خودتان بگویید: آیا شما عبور کرده‌اید یا خیر؟
در پاسخ باید بگویم که نه‌تنها عبور کرده‌ایم، بلکه قهرمان عبور هستیم و قهرمانی از گذشته عبور کردیم!
اگر از انصاف نگذریم، حزب ما و رهبران ما در کل با گام‌های عملی از گذشته خود عبور کردند:
از نام حزب عبور کردیم؛
از بیرق حزب عبور کردیم؛
از اساسنامه و برنامهٔ عمل حزب  عبور کردیم؛
بنیادهای فکری و اندیشهٔ حزب را نه‌تنها تخریب، بلکه منفجر کردیم؛
از نظام تک‌حزبی عبور کردیم؛
قانون احزاب را به تصویب رساندیم؛
قانون اساسی ۱۳۴۳ را با شرایط تغییر‌یافته غنا بخشیدیم؛ آن هم از طریق لویه‌جرگه؛ قانونی که تا امروز  از معتبرترین قوانین اساسی کشور به شمار می‌رود.
در جریان ده سال حاکمیت ما، آن‌قدر مسجد ساخته شد که در طول پنجاه سال دوران ظاهرشاه ساخته نشده بود.
مطابق توافقات ژنو، قطعات شوروی را از افغانستان رخصت کردیم، ۲۶ دلوه را روز نجات اعلان کردیم و بدون حضور آن‌ها، سه سال مستقلانه از تمامیت ارضی کشور پاسداری کردیم.
در پرتو مشی مصالحهٔ ملی، غیرحزبی‌ها را در قدرت شریک ساختیم.
نجیب‌الله به خاطر صلح عذرخواهی کرد و حاضر به واگذاری قدرت شد.
این کارها را در دوران حاکمیت خود انجام دادیم و پس از آن نیز شوق بازگشت به قدرت را دوباره در سر نپروراندیم.
از شعار جنگیدن تا آخرین مرمی برای قدرت نیز عبور کردیم.
خلاصه، بانک و تانک و قدرت را به‌صورت صلح‌آمیز به شورای جهادی تسلیم کردیم. در مراسم انتقال قدرت، ذواتی چون سرابی، ابوی، حبیبی، شادان، خالقیار و عبدالوکیل حضور داشتند. حتی در ترتیب اعلامیهٔ انتقال قدرت نیز «رفقای» ما همکاری کردند.
این روایت ما از انتقال قدرت است.
اما آنچه پس از آن بر کابل و کابلیان گذشت و آنان را زیر آتش توپ‌خانه بستند، پاسخ‌گویانی دارد؛ کسانی که در جنگ‌های بعدی نقش داشتند و کسانی که به «گرگان» جهادی و جنگ جویان  آبشخور که با مردم خود در جنگ بودند، رتبهٔ مارشالی، جنرالی و لقب قهرمانی دادند.
حال این گرگان جهادی، مقاومت و جمهوریت بگویند که از کدام بخش «مثبت» گذشتهٔ خود می‌خواهند عبور کنند؟
اگر دستاورد مثبتی دارند، نخست آن را به مردم نشان بدهند و نام ببرند؛ حتی یک پل، یک پلچک یا یک بند آب!
اگر از قصرها، شهرک‌ها، زمین‌ها و بانک‌ها سخن می‌گویند، آن‌ها دیگر به حساب دستاورد ملی نمی‌روند؛ بلکه موضوعاتی‌اند که باید از منظر غصب و تصرف غیرقانونی بررسی شوند. چون مردم منتظر رسیدگی عدلی و بازپس‌گیری دارایی‌های غصب‌شده‌اند.
مردم هنوز گذشته را فراموش نکرده‌اند.
این لاش خوران اگر فراموش اند، مردم فراموش نکرده و  ‌‌حافظه تاریخ هم زنده است.
مردم هنوز تخریب پل‌ها، پلچک‌ها و پایه‌های برق، بریدن سیم‌های برق، انفجار بندهای برق درونته و نغلو و تخریب تونل سالنگ را فراموش نکرده‌اند.
جنگ‌های خونین تنظیمی، زندان‌های شخصی، آتش‌زدن مکتب‌ها و تیزاب‌پاشی بر دختران مکتب، محروم‌ساختن مردم از آرامش و زندگی عادی در قریه‌ها، قصبات و شهرها، هنوز در حافظهٔ مردم زنده است و درد آن در دل‌ها باقی مانده است.
  ای «گرگان»، جهاد، مقاومت این شما بودید که اول علیه داوودخان شمشیر کشیدید.
در آوردن روس‌ها به افغانستان و آوردن امریکایی‌ها به پاکستان، شما نقش داشتید.
 در بن هم امریکا و‌ ناتو‌ را شما آوردید.
شما کابل و کابلیان را در جنگ‌های داخلی به خاک و خون کشیدید.
شما کابل را به خاکستر مبدل کردید و در حدود ۷۰ هزار کابلی را از تیغ تیر کردید.
مردم هنوز جنگ با پشتون، جنگ با هزاره، جنگ با اوزبیک و جنگ با افغان و افغانستان را فراموش نکرده‌اند.
کبوترهای صلح را هم شما آوردید، نه ما!
حال شما «گرگان» جهادی، و تفنگ  سالاران بگویید که چگونه می‌خواهید از این همه گذشتهٔ  بدنام  و‌  کثیف تان  با دستان پر خون عبور کنید؟
از کدام کثافت‌کاری‌های‌تان زودتر عبور می‌کنید؟ مگر شما خود را از پاسخ‌گویی به حساب ثمره جهاد معاف می‌دانید؟
با یک بیانیه از اروپا و کانادا؟ با یک مصاحبه از امریکا؟ با یک نشست در دوشنبه؟ یا با تکرار کلمهٔ «عبور» در هر جمله؟نمی‌شود که فقط بگویید عبور کرده‌اید و انتظار داشته باشید مردم نیز آن را قبول کنند و باور داشته باشند  و با چک، چک شما را مورد عفوه قرار دهند!
از گذشته با تغییر آدرس و میکروفون  عبور صورت نمی‌گیرد.
عبور از گذشته با  زدن تابلیت که  چرس و بنگ و الکول صورت نمی‌گیرد!
ایا  گرگان  جهاد و مقاومت جنایت و وحشتی را که  تنها در روز« شهید» در کابل مرتکب می شدند، برای ملت پاسخ  داده می‌توانند؟ که هر گز نی!
 
دیده میشود که تعریف شما از عبور، عبور از خون مردم مظلوم و بی گناه و بی دفاع است، نه کدام عبور دیگر!
راه عبور واقعی از گذشته، تن‌دادن داوطلبانه به پروسهٔ تطبیق عدالت انتقالی و رفتن به میز محکمه است.
نه محاکمه در فیسبوک، نه تبرئه با یک بیانیه و نه بخشش از جیب مردم و خون‌بخشی به نمایندگی از مردم؛ بلکه رسیدگی قانونی و منصفانه به اتهام‌ها، قتل ها، غارت و جنایات گذشته است.
به یاد دارم که سلیمان لایق یکی از بنیان گذاران و رهبران   ح. د. خ . ا - حزب وطن در دوران حاکمیت بیست‌سالهٔ شما جهادی ها و‌مقاومت چیان در کابل، در سال ۲۰۰۶  داوطلبانه اعلام کرد که حاضر است تطبیق عدالت انتقالی از خودش آغاز شود،
در برنامه‌ای به نام «جرگه» که داوود جنبش گردانندهٔ آن بود، در پایان برنامه، احدی و محقق به سلیمان لایق  گفتند:«به لحاظ خدا،  لایق صاحب ای گپ‌ها را نزن! خودت مزاق می‌کنی؛ نشود که به راستی این پروسه شروع شود!»
لایق در پاسخ به آنان گفت:«یک ملت برباد شده؛ شوخی نمی‌کنم، به آن باور دارم. چرا از تطبیق عدالت انتقالی می‌ترسید؟»
 قابل ذکر است، که حتا برخی رهبران حزب  فروپاشیده ما هم  از این طرح  حتا در اروپا راضی نبودند.
امروز وقت آن رسیده است که به‌جای فرار از عدالت، از آن استقبال شود.
تا زمانی که پاسخ‌گویی وجود نداشته باشد، ادعای عبور بیشتر به این می‌ماند که کسی از خانه بیرون شود، اما کلید را هنوز در جیب داشته باشد و هر لحظه بخواهد دوباره داخل شود!
سخن آخر:
ما پس از تسلیم  کردن قدرت، شوق بازگشت دوباره به قدرت را نکردیم و برای برگشت به حاکمیت، سلاح به دست نگرفتیم؛ بلکه در حد توان خود برای صلح، ثبات، پیشرفت، عزت، وحدت و یگانگی افغانستان تلاش کردیم و نخواستیم تا افغانستان بار دیگر میدان جنگ شود وامروز نیز  در حد توان خویش می‌خواهیم فقط با قلم علیه جنگ مبارزه کنیم.
عبور از گذشته با سخنرانی و بیانیه صورت نمی‌گیرد. عبور یعنی پذیرفتن مسئولیت، دست‌کشیدن از خشونت، احترام به حقوق مردم و آمادگی برای پاسخ‌گویی.
اگر واقعاً خواهان عبور هستیم، باید آن را در عمل نشان بدهیم؛ اگر تغییر می‌خواهیم، باید آن را در عمل ثابت کنیم.
پس بیایید به‌جای مسابقهٔ شعارهای عبور،مسابقهٔ پاسخ‌گویی را آغاز کنیم.
آن‌وقت معلوم می‌شود، که چه کسی واقعاً از گذشته عبور کرده و چه کسی فقط از یک کشور به کشور دیگر در انتظار مادر بم ها و ب ۵۲  برای بازگشت دوباره به قدرت،  در حال عبور می‌باشد.