موضعګيری صفوف حزب وطن ،قبلا حزب (د٠اخ ،ا)،به ارتباط ګويا تدوير ګنګرۀ حزب وطن توسط يکتعدادامتيازديده های قبلی حزب ما :

ذکریا یوسفزی

به اطلاع هموطنان عزيز رسانيده ميشود ،ما صفوف حزب چون وزنۀ سنګين جنګ تحميلی ومشکلات مبارزه درتمام ساحات زنده ګی رابدوش کشيده ايم ،به جبهات رفته ايم ،شهيدداده ايم ،زخمی و معيوب شده ايم تاديګران به ارامی زنده ګی نمايند،ولی بودند يکتعداديکه بقط امتازديدند ،بمقامات بزرګ دولتی تکيه زدند ،حتی دورۀ مکلفيت عسکری خودرا اجراننمودند،درين اواخر باز بياد امتاز های قبلی افتاده باايجاد احزاب مختلف ميخواهند بقيمت پارچه - پارچه ساختن حزب دوباره بمقامهای ساختګی که خود شان برای خود ساخته برسند،که درين عمل انها نه باصفوف حزب مشوره شده ونه هم صفوف حزب درين عمل انهااشترااک دارند،بنا بران درحاليکه ماازين اقدام انها پشتيبانی نمينمائيم ،انرامضر برای احيای دوبارۀ حزب ما بيک قوت وکيفيت نوين ووارد شدن ان بعرصۀ سياسی کشورميدانيم ،ماطرفدار احيای حزب ازپائين به بالا هستيم ،توسط خود صفوف حزب نه توسط امتيازديده های ان واعضای رهبری قبلی حزب ،وبنابران اعلاميۀ قبلی خودرا بخاطر تکرار احسن يکبارديګر اينجا نقل مينمائيم :
اعلامیۀ صفوف حزب وطن
بسم الله الرحمن الرحیم !
صفو ف حزب وطن در طول تاریخ مبارزات خود در عرصۀ سیاسی کشور ، اینکه حزب شان بنام حزب دیموکراتیک خلق افغانستان یاد میشد ویا حزب وطن ویاهم دراینده نام د یګری را بخود بګیرد ( این تصمیم به اکثریت ارای اعضای ان ارتباط دارد) ، همیشه به ارما نها ی خود که برمبنای ان وارد عرصۀ مبارزۀ سیاسی شد ند وان عبار ت بود ند از : رهایی مردم افغانستان از استثمار محاکم ، اربا بان زمین وغیره ، رهایی انها از ظلم و ستم بیروکراسی و نظام حاکم بر جامعه ، رهایی انهااز فقر ،تنګدستی ،بیکاری ، بیسوادی ،خرافا ت وغیره ، رهنمونی انها به ترقی ،پیشرفت ،دیموکراسی ، وحد ت ویکپارچګی وغیره وفادار بوده ومی باشند،اینکه حزب شان نتوانست این ارمان شانرا طوریکه انها میخواستند درعمل پیاده کنند عواملی زیاد داخلی وخارجی داشت ، که عوا مل خارجی ان عبارت از:
جنګ سرد میان ابرقد رتها وبنا بر اهمیت جیوپولیتک وموقعیت حسا س کشور ما درګیر ماندن کشورما درین کشمکشهای قدرتهای بزرګ د نیا وغیره،
وعوامل داخلی ان :
هم اهنګ نساختن اهداف مرامی حزب با درنظرداشت شرایط جامعۀ سنتی ما وشرایط درحال تغیر بین المللی ، عدم دیموکراسی و سیا ست کادری نادرست و بیدون دورنما درحزب ، نفوذ افراد تصادفی ، جاه طلب ، خودخواه ، فرکسیون باز،بیګانه به ارمانهای مردم زحمتکش وغیره د رحزب ،که همیشه حزب رااز اهداف اصلی و اساسی ان به بیراهه میکشاند، بااین همه نواقص صفوف حزب بازهم درمشکل ترین شرا یط به ارمانها ی خود که دربرګیرندۀ ارما ن های مردم بود ثابت ماندند،درصداقت وپاکی انها خللی وارد نشد ،دریک دست سلاح درمقابله باتاریکترین ،عقب ګرا ترین نیروهای تاریخ که بجز از بربادی کشور ،کشتن مردم بی دفاع ، زراندوختن ،نفاق افګنی ، غضب دارایی های عامه ، چور وچپاول قطار های اکمالاتی مواد خوراکۀ مردم که بحق میتوان انها را اشرار و جنګسالار نامید قرار داشتند ، و بدست دیګر از تمام توانایی های خوددرجهت ارامی مردم و رهنمونی کشور بسوی ترقی استفاده و دررساندن هیچ نوع کمک بمردم مذایقه نمیکردند ، باوجود این همه مشکلات که صفوف حزب بدان دست به ګریبان بودند ، همیشه از سیاست دوګانۀ رهبری حزب که باعث بروز قشر امتیازدیده ، قدرت طلب ،وبیګانه به جامعه وارمانهای حزب میشد رنج میبردند،یعنی انهائیکه کدام شناخت بارهبران حزب نداشتند همیشه باید بجبهات جنګ میرفتند ،درولایات تبدیل میشدند،از امتیازات دولتی ( توزیع زمین واپارتمانهای رهایشی دولتی ، رتب دولتی ونظامی وغیره ) محروم بودند ولی برعکس همان قشر امتیازدیده ازتمام امتیازات برخوردار بودند ، نه به جبهات میرفتند ، نه به ولایات تبدیل میشدند،برخلاف از امتیا زاتیکه در بالا ازان نام برده شد بهرمند بودند ، انها حتی دورۀ مکلفیت عسکری خو د را بنا بر بهانه های ګوناګون سپری ننمودند ،درکمیتۀ مرکزی حزب ،نواحی حزبی ، شهری ، ولایتی وغیره جاهای ارام واسوده ومقامات بزرګ دولتی لمیدند ، همیشه عادت کرده بودند که امر وقومانده بدهند،ازرهبران حزبی ستایش کنند،به انها چاپلوسی کنند ،ودر بین انها ، مردم جامعه وصفوف حزب فاصله ا یجاد نمایند وبادادن معلومات غلط انها را مجبور به اتخاذ تصامیم وسیاستهای غلط ، مضر بحال جامعه وکشور نمایند .انها ئیکه دیروز به چنین اعمال مصروف بودند ، چون به قومانده ،امر ورهبری عادت نموده اند ، درین اواخر دو باره به یاد همان روز های قبلی خود اینجا وانجا با سو استفاده ازنامها ی رهبران شهید ومردۀ حزب ،ایدیولوژیها،وپروګرامهای کاپی شده ، به قیچی کاری از بدنۀ حزب مصروف هستند،انها کاری رانمود ند که دشمن این حز ب شهیدان سالها در تلاش وارزوی ان بود ند یعنی پارچه ،پارچه نمودن واز بین بردن بکلی حزب ما، انها درشهر های مختلفۀ اروپا ،مثلا درهامبورک، ارنهیم وغیره جاها بعدا بداخل کشور چنان علیه یک دیګر تخریب کردند ،چنان در پشتیبانی یک رهبر و دیګر رهبر قرار ګرفتند که انسان فکر میکرد که اینک افراد وفادار به رهبران خود همانطوریکه از انها امتیاز دیده بودند امروز با فریادهای بلند انقلابی،درجهت تطبیق ارمانهای انها میرزمند ،ولی از همان ا بتدا نزد مردم شک وسوا لهاپیدا میشود انها ئیکه امروز اینقدر در توصیف رهبران خود اغراق مینمایند کجا بو دند زمانیکه همین رهبر ان شان یکی درګوشۀ غریبی د شتهای حیرتان رنج میکشید و دیګری در دفتر ملل متحد بندی بود؟ ایا بازهم به اینها باور کرد؟ هرګز نه٠انها تحت نامهای ګوناګون احزاب ،تشکیلات وغیرۀ مختلف ایجاد کردند،تقسیم حزب را به پارچه های م ختلف اغاز کردند وحالا با ارایۀ اعلامیه های فریبنده میخواهند زمینۀ وحدت دوبارۀ خودرااماده سازند. صفوف حزب یکبار دیګر جهت خاطر جمعی اینها اعلام میدارد :
مادرحالیکه عمل قبلی شمارا ،یعنی جدا ساختن سازمانها واحزاب از بدنۀ حزب رامحکوم نموده ایم ودران اشتراک نکرده ایم ، که بهمین اساس هم سازمانهای شما درمحدودۀ همان امتیازدیده ها محصور ماند ورشد ننمود،الحال هم اعلامیه های فعلی شما رامربوط شما دانسته وانهارا بمثابۀ جال تزویر وفریب علیۀ حزب وصفوف ان دانسته انرا محکوم مینمائیم
زنده وجاویدان بادخاطرۀ شهدای حزب وطن
مرګ بر دشمنان این حزب حماسه ساز ،مبارز وشهید پرور
به پیش درراه منسجم ساختن ودوباره وارد شدن مادر عرصۀ سیاسی کشور
مااز اشتباهات وسقوط دراماتیک خود میاموزیم وخودرا باخواسته های مردم زجردیدۀ کشور خود ونجات وطن عیار میسازیم










لوستل شوی 139 ځله

خپل نظر وليکئ

ټولې کړکۍ چې د ستوري (*)نښه لري ډکول يې ضروري دي