در بیشه ای سر سبزی انواع پرنده گان در پرواز بودند و از تمام مزایای آن بیشه بر خوردار بوده و هرگاه خور شید طالع در افق آسمانش ظاهر میگردید امید های تازه ای به ارمغان میاورد فریاد گلهای خود رو شگفتن شگوفه ها زیبایی سبزه های لبریز از طراوت نغمه ای آبشار ها تابش خورشید هفت رنگ نوای عندلیب ها و شرشر آبهای جاری جویچه های باریك و د ست نخورده در زیر پای درختان بلند قد كشیده ای سپیدار ها و چهچه ای مرغكان خوش آواز از بالای شاخساران اندیشه و عاطفه آزادی حس میگردید و نوای صلح به گوش میرسید واین همه و همه دل تاریك اندیش و وجدان مرده را روشن و بیدار میساخت در گوشه و كنار این بیشه ای طبیعی و د ست نخورده كه از تمام نعمات بر خوردار بود تمام پرنده گان از آن مستفید بودند قضا را تك ، تك كل مرغان بد نمود با چشمان موره مانند شان از كرانه های دور حضور یافتند و در پی بد ست آوردن طعمه هراسان و شتابزده از اینجا و آنجا مانند بزغاله های چابك در تگاپو بوده و بودند با موجودیت این گردن كلفتان تولد شاخچه ای و شگفتن گلی بدان ماند كه این بد جنسان ترانه ای بیهوده گی را سروده و به مانند فنر را ست گردیده به نابودی این بیشه و تباهی پرنده گان زیبا و قشنگ و خوشخوان در خشم و حسادت میسوزند و از غضب میكفند و از روی خصومت صبح سپید را ، نسیم سحری و برگهای شبنم دار و غنچه های امید را از عرصه ای زنده گی سینه ای روزگار محو گردانند ، آنان گرسنه اند گرسنه اند و بیك كرمك و دو كرمك قناعت نكرده در پی طعمه ای والایی در تلاش اند پرنده گان این بیشه وارثان حقیقی این جایگاه با دیدن كل مرغان در هراس افتیده با مقدم قدوم آنان به پناه برگهای درختان پنهان شده اند از ترس آنكه مبادا طعمه ای آنان گردند زمانی كه كل مرغان با بد ست آوردن طعمه های وافر و فراوان كه نصیب شان شده از حرص و آز بال هایشان به لرزه افتیده خود را آماده ای بلعیدن میسازند اما بر خلاف سایر پرنده گان در حال انتظار اند این بد قدمان نیستی و نابودی از خوردن سیراب نگردیده كجا ست كه باقی را بدیگران گذارند با گردن های برهنه و بی پر و بال شان بر سبیل مزاح به گردن یكدیگر پیچیده و با شكم های برآمده و بقچه مانند شان مجال دفاع را نداشته به هر طرف میلولند و هر یك شان با بد ست آورد طعمه ای مباهات میورزند و نعم طبیعی را حق مسلم خود میدانند پرنده گان خرد و ریزه ای بیچاره از ترس آنكه مبادا با ضربه ای نول آنان كه بسیار زننده و خونبار ا ست از صحنه ای این بیشه خارج گردند ویا اینكه نابود شوند بر دیوار شكسته ای صبر خویش تكیه داده منتظر اند و دایم در حال انتظار متل معروف ا ست كه گویند صبر تلخ ا ست ولیكن بر شیرین دارد وجود بی دفاع آنان از پرزه ساخته نشده كه آنرا با تیل یا روغن چرب نمود تا به حركت آیند گذ شت زمان لحظه های سنگین گرسنه گی و نیافتن طعمه سكوت حزن آوری سایه افگنده و خشم و نفرت شانرا دو چندان ساخته رنج و یاس و نا امیدی وجود شانرا هر چه بیشتر ریزه و زره ساخته ا ست سرا سر بیشه را وحشت و هراس در بر گرفته آب جویچه ها به خشكیدن رسیده گویی آسمان د شمن زمین شده مدت ها ست كه باران رحمت رویش را از زمین گردانیده ودر آغوش ابر های غول پیكر جا گزین شده تمام سرسبزی این جایگاه از بین رفته و به یك علف زار زرد و خاك آلود و پژمرده مبدل گشته برگ درختان بار سنگین شاخچه ها شده برگ ، برگ از درختها جدا گردیده بر روی زمین خشك و بی آب ریخته تمام تنه ای درختان برهنه شده برگ های زرد و خشك به زیر پای كل مرغان شغ ، شغ كرده وپرنده گان با شنیدن این صدا ها به هراس دوباره افتیده اما كل مرغان از این آواز نا بودی و ریزه ، ریزه شده ای برگها و هر آنچه آوای نا بودی را دهد حذ میبرند مرغكان خوش آواز دگر نمی خوانند به خاطریكه آواز شان شنیده نمی شود دیگر نمیپرند به خاطر یكه فضای پریدن برا یشان محدود شده چغ ، چغ شان خفه شده بخاطریكه مو جودیت شان بی مفهوم بوده تنها و تنها زنده اند قوی جثه هاطعمه را برایشان نمیگذارند و نفس پر هیجان نیستی این قاصدان را ستین بهار را به هراس افگنده و چنگال بی رحم گرسنه گی گلو شانرا فشرده و آخرین روشنایی زنده بودن را از آنان گرفته و سرود نیستی را برایشان میسرایند و این سیل بی دفاع ها را به پله های آخر زنده گی رهنمایی نموده و جای سپیدی را سیاهی گرفته و لاش این نیمه جان ها را به سوی نابودی میكشانند و صدای چیغ ، چیغ مرغكان بینوا به گوش گرگسان و گردن كلفتان نمیرسد اگر طعمه نیابند از گوشت لذیز مرغكان خرد و ریزه نوش جان مینمایند كل مرغان حالا بهتر از گذشته نظر به تغیر فصل سال با فرا رسیدن بهاران با ریزش پر های سال پار پر های نو كشیده اند و خود را زیبا جلوه میدهند همچنان حرص و آز شان دو چندان گردیده با پر های نو تغییر آرایش داده و به تصور آنند كه والاتر از دیگران اند آیا این یك حقیقت ا ست آیا واقعیت دارد كه چنین با شد آری این همان كل مرغان سال پار اند كه با ریزش پر های فر سوده و رو ییدن پر های نو به درنده گان وحشی مبدل شده اند خطرناكتر از گذشته
بلقیس مل
بلقیس مل
ددې پاڼې ټولې ليكنې دليكوالانو د اندونو او رايو څرګندويي كوي ،ددي پاڼې ملګرتيا ورسره شرط نه دى،شننه او قضاوت د درنو لوستونکو او ښاغلو ليکوالانو کار دي