لاله های سرخ هامون کهنسال و قدیمی در بر داشت لاله های مخملین وسرخ بسان الوان که زیب وزینتش بود اما دریغا که در بین لاله های خودرو دانه، دانه ګلهای بد نمود و زشت جاګرفت سرخ وزیبا را تنګ در بغل ګرفت درزیر سایه های ګل های وحشې با نمود ناتراش دوست ویاور خار همه لاله ها به خشکیدن ګرفته بسان بازوی شکسته وپای شکسته ویا سربریده جدا شده از هم قطارانش دراطراف هامون کهنسال یګان،یګان شاخه از لاله هاې سرخ تکه، تکه وتنها،تنها شاخه،شاخه به روييدن ګرفته اما دريغا که نه رنګش به لاله های سرخ ماند ونه قامتش اما افسوس که هامون کهنسال نه باغبانې داشت و نه غمخواری از برکت طبيعت زيبا آبياری شده بود زيبايی وزينتش همان لاله های سرخ بود وبس