ماچه بگوئیم ، چه نگوئیم ، خود کارشناسان و صاحب نظران امریکائی بدین حقـیقـت مُعترف اند که مسؤول بحرانی شدن وضع امنیتی و فـساد اداری در افغانستان، ادارۀ بوش است. ادارۀ بوش و در پیشاپیش همه، رامسفـلد و خلیلزاد، اگر از همان آغاز کار مانع اشغال کابل توسط ائتلاف شمال میشد وسپس بجای یک "حکومت سهامی- تنظیمی" دست به ایجاد یک ادارۀ سالم و قوی متشکل از تکنوکرتان و متخصصان عـرصه های عـلوم سیاسی و اقـتصادی و اجتماعی در افغانستان میزد، شاید کار در هـر دو ساحۀ اداره و امنیت، تا این حد خراب و بحرانی نمیشد.
پاکستان که بهتر از ما ناظر و شاهـد عملکرد امریکا در ادارۀ افغانستان بود و است، همینکه دید در حکومت جاگزین طالبان همان عـناصراکثراً بیکفایت تنظیمی با سوابق استخباراتی به کشورهای ذیدخل در قـضایای افغانستان، همه کاره شده اند، دریافـت که امریکا بطور جدی در صدد استقـرار اوضاع در افغانستان نیست، و حتی بعد از ختم دورۀ حکومت انتقالی بازهم همان چهره های فاسد تنظیمی در رأس کارهای مهم دولتی نصب شده اند، آنکشور نیز که برگ برندۀ طالبانرا در آستین داشت، بمیدان کشید و به حمایت از طالبان و گلبدین حکمتیار پرداخت و با تسلیح و تجهیز افراد آنان را به داخل افغانستان فـرستاد، تا تنور جنگ را در افغانستان گرم نگهداشته از امریکا پول و امتیاز بیشت |