کابل ازدولت اسلامي تاجمهوري اسلامي
قصه يي دردانگيزچوروچپاول کابل دردوحاکميت
بخش (1) « د - نيک پي پور» و« وطن خواه »
به كشور بي سوادان سردبير اند
هزاران پياده در بست مدير اند
رئيس و آمر د فتر كه بيني
همه از خويش و قوم هاي وزير اند.
نگاهي برپيشنه تاريخي کابل
چه باغ بابر ودارالامان بود
چه شهرارا بزم عارفان بود
به روزهاي جمعه در بند قرغه
به هرسوميله پيروجوان بود
گذشت انوقت كه بخت ما جوان بود
دل كابل به هر كه مهربان بود
به دامان سخي و باغ قاضي
به هر سو ميله كاغذ پران بود
چه كوته سنگي و ماتو قلا بود
چه پوهنتون وليسه سوريا بود
به يكسو زيارت پير بلندش
به يك سو قيل و قال سيناما بود.
شهر کابل در دامنهٔ کوه آسمایی و شیر دروازه، به هر دو طرف رود کابل آباد شده و از سطح بحر (دریا) قریب ششونیم هزار فوت ارتفاع دارد. در زمان قدیم در گرداگرد شهر کابل دیوارهای استواری موجود بود که ارتباط شهر با نواحی آن با هفت دروازه صورت میگرفت، امروز هم آثار دیوارهای شهر بر کوه آسمایی و شیردروازه شاهد استحکام سابقهی آن است.کابل شهری تاریخی و بسیار کهن است که حوادث روزگار رابسیار دیده و چون بر چهارراه تجارتی شرق و شمال و جنوب وغرب واقع شده، اهمیت تجارتی آن خیلی زیاد است. کابل از حیث قدمت با قدیمیترین شهرهای بلخ و بامیان همسری داشته و در کتاب ریگودا، نام «کیسبها» برای کابل استعمال شده. تجارت و شهرت بازرگانی کابل در زمانهای خیلی قدیم معروف است، چنانچه در اثنای حملات اسکندر نیز موقعیت مهم تجارتی خود را داشته و راههای تجارتی از هر طرف به آن وصل است. در آثار مورخان عهد اسكندر و در جغرافياى بطلمیوس از آن به نام «قابوره» و «اورتوسپاته» ياد شده. در ادبیات پهلوی، نام این شهر «کابل» قید شدهاست، که نزدیک به تلفظ امروزی آن است. نام این شهر را «کابول» و «کاوول» و «کاول» نیز گفتهاند. همچنان بعضی مورخین یونان آن را «کابورا» و «کارورا» نیز گفتهاند. دیوارهای کابل که امروز نیز بقایای آن به سر کوههای شیردروازه و آسمایی دیده میشود از طرف شاهان کابل بنا شدهبود تا در برابر هجومهای بزرگ بتوانند مقاومت کنند.
در شاهنامه فردوسی مكرر از كابل و کابلستان نام برده شده است. در سال ۸۱ هجری وقتی مسلمانان به شهر حمله کردند شهر را از طرف دهمَزنگ شگافتند،مسلمانان عرب فاتح شدند و شاه کابل به گردیز رفت، اما تشکیل دولتهای صفاری و طاهری نفوذ عربها را از کشور کم کرده رفت و کابل نیز به دست حکمرانان محلی اداره میشد. مقارن ضعف صفاریان از کوهستان شرقی کابل یک قوم دیگر بنای سلطنت را در کابل گذاشت که سرکردهشان را کالاله میگفتند و تا به عصر غزنویان باقی بودند، تا اینکه در سال ۳۴۴ ه. ق. ضمیمه سلطنت غزنوی شد. کابل در عهد غزنویان، شهر غزنه بتدريج اهميت يافت و كابل عقب ماند. در لشکرکشیهای چنگیز کابل نیز دستخوش چور و چپاول گردید. همچنین معماری و شهرسازی کابل بسیار زیبا و دقیق است و یکی از شهرهائی است که با وجود آنکه قدیمی است، حساسیت زیادی در شهرسازی آن به کار رفته است. بعد از آن کابل بدست تیمور و حکمداران او بود تا آنکه دولت تیموری هرات قوت گرفت.
بعد از سقوط تیموریان، بابر در این جا مستقر گردید و کابل دوباره رونق یافت و تا سال ۹۲۳ پایتخت بود و به تعمير و آرايش آن پرداخت. بابر به کمک مردم این شهر، هندوستان را فتح کرد و پایتخت خود را از کابل به آگره نقل داد و کابل مرکز ولایت شد.
آرامگاه اين پادشاه هم در همين شهر است. وقتی که سلطنت به احمدشاه درانی رسید، وی توجه به کابل نمود و خواست آن را مرکز دولت خود قرار بدهد. چنان برای همین مطلب در سال ۱۱۴۴ امر احداث یک دیوار بزرگ را در شهر داد. این دیوار در ظرف ۴ ماه آباد گردید. تیمورشاه پس از تنظیم قندهار در سال ۱۱۹۵ ه. ق. رسماً کابل را پایتخت ساخت و از آن تاریخ تا امروز کابل مرکز و پایتخت افغانستان است. کابل یکی ﺍﺯ قدیمیترین شهرهاﯼ ﺩنیاست. ﺩﺭ کتاﺏ مقدﺱ ﻭیدﺍ به ناﻡ کبه Kabha ﻭ ﺩﺭ پاﺭچههاﯼ ﺍﻭستا ﺍﺯ ﺁﻥ به ناﻡ کوبها Kobaha یاﺩ میشوﺩ. نویسندگاﻥ کلاسیک یونانی ﺁﻥ ﺭﺍ کوفن Kophen یا کوفس Kophfs ﻭ کوﻭﺍ ثبت کرﺩﻩ ﻭ همچناﻥ مرﺩﻡ فاﺭﺱ ﻭ ﺍﺭستو ﺍین شهر ﺭﺍ خوسپس Khoaspes خوﺍندﻩﺍند
ﺩﺭ قرﻥ هفتم میلاﺩﯼ، یک پژﻭهشگر چینی به ناﻡ شونگ چونگ، ﺩﺭ نبشتههاﯼ خویش مشهوﺭ به هیوﺍﻥ سانگ ﺍین شهر ﺭﺍ کاﻭفو Kaofu نوشته ﻭ چنین برداشت میکند که ﺩﺭ حقیقت ﺍین شهر ﺯیبا مسما به ﺩﺭیاﯼ کاﻭفو میباشد که ﺍﺯ قلب ﺁﻥ می گذﺭﺩ، ﻭﯼ میﺍفزﺍید که ﺁﺭیاییاﻥ قدیم ﺍﺯ لحاﻅ ﺩینی ﺍهمیتی ﻭیژﻩ به ﺍین شهر ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺁنرﺍ کوبها ﺍﺭﺩهستانه Kobaha Urddhastana یا محل بلند پایه گفتهﺍند. کابل ﺍﺯ ﺩیدگاهی کتاﺏ مهاباراتا هندﻭﺍﻥ، بهشت ﻭ جایگاهی تفکر برﺍﯼ خدﺍﻭندﺍﻥ خوبی بوﺩﻩ ﻭ ﺁنرﺍ ﺩﺭ سانسکریت به ناﻡ ﺍﺭﺩهستانه یا عباﺩتگاهی مقدﺱ حفظ کرﺩﻩﺍند. تاﺭیخ نویساﻥ ﺩﻭﺭﻩ سکندﺭ، کابل ﺭﺍ به ناﻡ ﺍﺭتوسپانه Artospana که هماﻥ ﺍﺭﺩهستانه Urddhastana سانسکریت ﺍست ﺩﺭ تاﺭیخ یونانی قید نموﺩﻩ که پساﻥها (بعدها) ﺩﺭ قرﻥ ﺩﻭم میلاﺩﯼ ﺍین شهر ﺭﺍ به ناﻡ کابوﺭﺍ Kabura یا قلب پاﺭﺍپامیزﺍﺩ نوشتهﺍند.
ﺩﺭﺩﻭﺭﺍﻥ کوشانیاﻥ بزﺭﮒ هنوﺯ هم کابل به ناﻡ کاﻭفو شناخته میشدﻩ، که ﺁهسته ﺁهسته به کابوﺭﺍ مسما گرﺩید تا ﺁﻥ ﺯماﻥ که کابل شاهاﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ به ناﻡ کابلستاﻥ یاﺩ کرﺩند. کابلستاﻥ برﺍﯼ چندین قرﻥ پیش ﻭ پس ﺍﺯ ﺩﻭﺭﻩﯼ مسیح، ﺍﺯ بامیاﻥ ﻭ کندهاﺭ ﺩﺭ ﻏرﺏ تا کوتل بوﻻﻥ ﻭ تماﻡ جنوﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ بر میگرفت، که ﺍین خطه ﻭسیع به ﺩﻩ علاقهداری تقسیم بوﺩﻩ ﻭ شهرهاﯼ کابل، ﻏزنی، بامیاﻥ، ننگرهاﺭ، سوﺍﺕ، پشاﻭﺭ، ﺍپوکین، بنو ﻭ بولر ﺩﺭ بر میگرفتهاست.
ﺍﺯ تاﺭیخ یوناﻥ چنین برﺩﺍشت میشوﺩ که ﺍﺭتوسپانه یا کابل مرکزی عمده ﻭ ﺍصلی ﺩﺭ منطقه بوﺩﻩ، که پساﻥ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩﯼ تسلط یوناﻥ، هرﺍﺕ که سکندﺭیهﯼ ﺍفغان بوﺩ جاﯼ ﺁنرﺍ ﺍشغاﻝ کرﺩ که پسانها (بعدها) شاهزﺍﺩگاﻥ هندﻭساﮎ ﺁنرﺍ باﺭ ﺩیگر ﺍحیا کرﺩند. تا ﺁنکه ﺩﺭ عصر ﺯنبیلکشاﻩ ﻭ ﺯنبوﺭﮎشاﻩ، لشکر عرﺏ بعد ﺍﺯ فتح برقآساﯼ ترکیه ﻭ ﺍیرﺍﻥ به ﺩﺭﻭﺍﺯﻩهاﯼ ﺍین شهر کوبی، شاهاﻥ ﻭ کابلیاﻥ برﺍﯼ ﺩفاﻉ، ﺩیوﺍﺭ بزﺭگی به ناﻡ شیرﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺩﺭ ﺩﺭﺍﺯناﯼ کوﻩ آسمایی یا آسهماهی بنا کرﺩند که حکایتهاﯼ ﺁﻥ تا ﺍمرﻭﺯ سینهبهسینه حفظ گرﺩیدﻩ. تاﺭیخ مصر به ﻭضاحت مینویسد که لشکر بزﺭﮒ ﺍسلاﻡ بعد ﺍﺯ فتح نیم جهاﻥ ﺩﺭ شیرﺩﺭﻭﺍﺯﻩهاﯼ کابلستاﻥ به مرتبه بیستﻭسه باﺭ شکست مطلق ﺩید تا ﺁنکه به مرﻭﺭ ﺯماﻥ کابلیاﻥ خوﺩ به ﺩین مقدﺱ ﺍسلاﻡ گرویدند.
کابل ﺩﺭ ﺩﺭﺍﺯناﯼ تاﺭیخ، ﺩﺭ ﺍحساﺱ چکامهسرﺍیاﻥ، ﺩﺭ چشم تمدﻥ، ﺩﺭ قلب ﺁسیا، ﺩﺭ خاﻃرﻩهاﯼ ﺍشغالگرﺍﻥ ﻭ ﺩﺭ ﺍیماﻥ بسا مرﺩﻡ، شهر باﺍﺭﺯﺵ ﻭ ﺩﺍﺭندﻩﯼ ﻭیژگیهاﯼ مقدﺱ بوﺩﻩاست.
کابل ﺩﺭ ﻃوﻝ تاﺭیخ بارها ﺯیر تهاجم بیگانه قرﺍﺭ گرفت ﻭ به گشتهاﯼ متماﺩﯼ، ﻭیرﺍﻥ ﻭ ﺁباﺩ گرﺩید، تا بلاخرﻩ ﺩﺭ ساﻝ 1776 تسلط خاندﺍﻥ ﺩﺭﺍنی ﺩﺭ قلمرﻭ ﺍفغانستاﻥ جاگیر شد ﻭ تیموﺭشاﻩ پسر احمدشاﻩ ﺍبدﺍلی، مرکز ﺍمپرﺍتوﺭﯼ خوﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ قندهار به کابل ﺍنتقاﻝ ﺩﺍﺩ که پس ﺍﺯ ﺁﻥ کابل تا ﺍمرﻭﺯ به صفت خانهی مشترﮎ ﻭ مرکز یگانهگی تماﻡ ﺍفغانها پابرجا میباشد.
منطقهی کابل عبارت از مجموعهئى از وادیهاى سرسبز و شاداب و پر نفوس است که ارتفاع آن از سطح دریا از هزار تا دو هزار گز (3300 تا 6500 فوت [پا]) تفاوت میکند. شهر کابل در میان این وادیهاى حاصلخیز به عرض 34درجه و 30 دقیقهی شمالى و طول 69 درجه و 18 دقیقهی شرقى در دامنهی کوههاى «آسمائى» و «شیردروازه» به ارتفاع شش هزار فوت قرار گرفتهاست. در میان کوه آسمائى (6790 فوت) و شیر دروازه (7166 فوت) شهر کابل شکل مثلثى را گرفته که رأس آن بهجانب غربى، جائى که دو کوه با هم بسیار نزدیک میشوند، قرار دارد. بین دو کوه گذرگاهى است که وادى چهاردهى (نوى کابل) را به کابل قدیم مىپیوندد و رودخانهی کابل از آن عبور میکند. در زمان قدیم اطراف شهر را حصار مستحکمى احاطه مىکرد که بهوسیلهی هفت دروازه با خارج ارتباط داشت. تماشاى این دیوار اهمیت تاریخى شهر را بهخوبى مینمایاند. از قله کوه منظرهی باشکوه و شاداب وادى، با سلسلهی کوههائى که اطراف آن را احاطه کرده بهنظر مىآید.
رود کابل از میان آن با پیچ و خم جلب توجه میکند.
شهر کابل که در دو طرف این رودخانه بنا شده محیطى قریب 8 میل دارد و چون دو طرف آن محدود مىشود طبعاً شهر به وسعت خود در طرف شمال و جنوب شرقى رودخانه افزودهاست. امروز شیرپور گرانترین منطقه کابل است که مقامات دولتی و فرماندهان مسلح در آن برای خود خانه ساخته اند. چندول، کارته سخی، افشار، دشت برچی، تیمنی و قلعه شهاده از مناطق شیعهنشین این شهر هستند.
آب و هواى کابل تابع وضع عمومى کشور افغانستان است و چون این کشور تقریباً در وسط آسیا واقع است پس عرض و طول جغرافیائى و ارتفاع و امتداد کوهها و دورى از دریا همه از عواملى بشمار میروند که در آب و هواى افغانستان تأثیر دارد. با وضع جغرافیائى که افغانستان دارد مناطق مختلف آن آب و هواى متنوع دارد و کابل هرچند از دریا بسیار دور و تابع آب و هواى برى است، معهذا توازن در فصول اربعهی آن برقرار است و هر سه ماه تغییر فصل به صورت منظم پیدا میشود. فصل بهار از ماه حمل (مارچ، اپریل) آغاز میشود و تا پایان جوزا (مى، جون) منظماً ادامه دارد.
در این فصل میتوان آن را فصل نمو و انبساط خواند. هوا عطرآگین و فضا دلکش میشود و از حیث آب و هوا این سه ماه برازنده ترین و نشاطانگیزترین فصلهاى کابل میباشند. از ماه سرطان (جون، جولاى) تا آخر سنبله (اگست، سپتمبر) و موقع تابستان گرمترین ایام کابل بهشمار میرود، اما گرما نه به اندازهئى است که خستهکننده باشد و مردم را از کار و فعالیت مانع گردد. در ماه میزان (سپتمبر و اکتبر) خزان آغاز مىگردد و تا پایان ماه قوس (نومبر، دسمبر) ادامه دارد. خزان فصل برداشتن محصول و جمعآورى میوه است و کابل از این حیث در این فصل امتیاز فراوانى دارد و ارزانى در همین موقع میباشد. سه ماه اخیر سال، جدى (دسمبر، جنورى)، دلو (جنورى) فبرورى) و حوت (فبرورى، مارچ) فصل زمستان کابل است که سرماى بسیار و نزول برف تا پایان آن ادامه مییابد.
بر اساس تخمین سازمان ملل متحد، ۹۰ فیصد (درصد) شهر به ویرانه مبدل گشت و بیش از شصتوپنج هزار از اهالی شهر کشته و دهها هزار تن دیگر زخمی شدند. این جنگ کوچه به کوچه در شهر کابل تا تسخیر شهر وسیلهی طالبان در سال ۱۹۹۶ بلاوقفه ادامه یافت. بعد از فروپاشی حکومت دکتورنجيب الله در افغانستان گروههای رقیب برای تحکیم موقعیت خویش و تصرف پایتخت وارد نبرد شدند که خسارات زیادی بر جای گذاشت و قسمتهای عمدهی شهر بر اثر راکتباران گروههای مختلف آسیب جدی وارد گردید. شهر کابل در طی 15 سال اخیر از نظر مقیاس و نفوس شدیدآ تغیر نموده ، که پرابلم های جدی را برای اقتصاد شهری بوجود اورده است . اگر در سال 1978 در ین شهر 650 هزار نفر زنده گی میکرد ، پس در سال 1982 نفوس ان به 12. 1 میلیون نفر رسیده بود.
قرار معلومات سا ل 1999 در شهر کابل در حدود دو میلیون نفر زنده گی میکرد . علت رشد سریع جمیعت پایتخت ، منجمله این امر است ، که در دوران حاکميت ح .د .خ .ا در شهر فضای نسبتآ ارام وجود داشت و بدست اوردن مواد غذایی ممکن بود ، در حالیکه محلات دهاتی را میدان جنگ بین نیروهای شوروی ، اردوی افغانستان و مجاهدین تشکیل میداد . از همینرو از دهات سیل بیجاشده گان ، و خاصتآ انهایی ، که در پایتخت اقارب داشتند ، به سوی شهر رواورد . کابل به محل مبدل گشت ، گه اواره گان به سوی ان تلاش میکردند. شهر به چند قسمت تقسیم شده است . ان را دریای کابل به دو بخش تقسیم میکند ، که پرجمیعت ترین و انکشاف یافته ترین قسمت ان در ساحل چپ دریا قرار دارد .
کوه بینی حصار ، کوه اسمایی ، کوه شیر دروازه ، کوه علی اباد و کوه افشار کابل را به دو قسمت بزرگ – غربی و شرقی تقسیم میکند . در بخش غربی پوهنتون کابل و در قسمت شرقی – وزیر اکبر خان مینه و شهر نو قرار دارند و دریای کابل بین کوه اسمایی و شیر دروازه جریان دارد .
خدارحمت کند چنگيزيان را
زدند با تير بلخ وباميان را
ولي دل پور بودند زافغان
به آتش ميکشند افغانستان را.
کابل ازدولت اسلامي تاجمهوري اسلامي
قصه يي دردانگيزچوروچپاول کابل دردوحاکميت
بخش (2) « د - نيک پي پور» و« وطن خواه »

به كشور بي سوادان سردبير اند
هزاران پياده در بست مدير اند
رئيس و آمر د فتر كه بيني
همه از خويش و قوم هاي وزير اند.
کابل درحاکميت تنظيمي
چه (ده دانا) و (قصر چهلستون ) بود
چه قصري كزهمه قصر ها فزون بود
چنان بر شوكت خود ناز ميكرد
كه ني در فكر جنگ و ني به خون بود.
در اپریل 92 داکترنجیب موافقه نمود تا مطابق پلان سازمان ملل از قدرت کناره گیری نما ید. گروپ های مجاهدین داخل کابل شدند و صبغت الله مجددی را بحیث رئیس جمهورموقت تعیین نمودند. بعد از ختم مد ت دو ماهه مجددی ، ربانی در 28 ماه جون زمام امور را در دست گرفت. طبق این برنامه در ماه سپتمبر ربانی بحیث رئیس جمهور و گلبد ین حکمتیا ر بحیث صدراعظم تعیین گردیدند. گلبدین نظر به عدا وت ها و رقا بت هائیکه با احمد شاه مسعود داشت وارد کابل نشد. وی مرکز قوماندانی خود را در چهار آسیاب ایجاد کرد و از آن جا جنگ را علیه ربانی و مردم بی دفاع کابل آ غاز کرد .
جنگ های خونین بین گروه های متعدد مجاهدین تا سپتمبر 1994 ادامه داشت. هر بخش کابل و هرگوشه از کشور در تصرف گروپ های مختلف مجاهدین چون جمهوریهای خود مختار قرار گرفت. مردم از مفهوم ملوک ا لطوا ئفی به معنی اصلی آن اگاه شدند. تجاوز به مال جان و نوامیس مردم یکی از دست آورد های درخشان این دوره وحشت بود. ربانی نیز میبایست مطابق آنچه فیصله پشاور نامیده میشد پس از چهار ماه از قدرت کنار می آمد ولی وی با خدعه و نیرنگ شورای حل و عقد را دائر کرد و مد ت زمامداری اش را دو سال تمدید نمود. پس از ختم این مد ت د یگر نمیتوانست شورای دیگر دائر کند ازینرو مد ت ریاست جمهوری اش را تا مدت نا معین توسط قاضی القضاتی که خودش تعیین کرده بود تمدید نمود.
ربانی بر مسند قدرت تکیه زد تا با لا خره در سپتمبر 1996 توسط طالبان از کابل رانده شد. سا حا ت تحت کنترول دولت وی هر روزه محدود تر شده تا اینکه در ماه سپتمبر 2001 یعنی یک ماه قبل از حمله آمریکا به افغانستان ، حدود اربعه دولت جمهوری اسلامی وی صرف به ولایت بدخشان محدود گردیده بود.
هنگامیکه در اثر حملا ت امریکا ، طالبان فراري و قوای جمعيت با حمایت امریکا وارد کابل گردیدند هر چه تمامتر در حفظ قدرت کوشید. وی در چند روز محدودی که بار دوم در ارگ بر مسند قدرت تکیه زد طور نا گهانی به امارات متحده سفر نموده و در آ نجا با مقامات پاکستانی ملا قات نموده و به آ نها اطمینان همکاری داد . وی به شد ت ا ز کنفرانس بن انتقاد نموده و نمی خواست تا از قدرت کنار آ ید. بناچار مطابق فیصله نامه بن وخيانت يونس قانوني که رياست دولت رباني را قرباني بوجي هاي ، دالرمعاونت کرزي، وزارت داخله ، دفا ع وامنيت ملي نموده بود بتاریخ 22 دسمبر 2001 ازکرسي بزيرکشيده شد.
حلاوت و شيريني پيروزي مجاهدين درکابل اين عمرى کوتاه چون حباب داشت . چرا که در سومين روزاين پيروزى در حالي که شليک هاى شاديانه تفنگها همچنان ادامه داشت ، به يکباره لوله تفنگ از آ سمان به سوى يکديگر نشانه رفت تا بار ديگر تراژدى خونين جنگ و کشتار و قصه تلخ دربدرى ادامه يابد .
دو رقيب يعني رباني و گلبدين حکمتيار که در کوه ها متوارى بود و به غرش تفنگ دل خوش مي کردند، جنگ با يکديگر را تدارک ديدند و به تدريج ديگر گروه ها و رقبا را نيز در اين جنگ ، کشتار، ويراني و بي سرنوشتي سهيم کردند . حاصل اين ستيز و تضاد جد يد تحميل چهار سال جنگ ، ويراني شهر کابل ،بتهاي باميان و دهها شهر ديگر، کشتا ر ده ها هزار نفر، افزودن برانبوه معلولان و مجروحان و تداوم مهاجرت و ياس و نااميدى بود.
ایالات متحده ازهمان ابتدا حرکت، مجاهدین را حمایت نموده و سیلی ازکمک های مالی خودرا ازطریق اسلام آباد به آدرس آنان سرازیر نمود. اسلام آباد درست به همین دلیل بعد ها به خود حق داد که به عنوان قیم جهاد افغانستان درمورد سرنوشت آن تصمیم گیری کند. پس ازسرازیر شدن امداد های خارجی به سرکردگی آمریکا- به سوی مجاهدین ، افغانستان به محل رقابت جدی دو ابرقدرت جهانی تبدیل شد. مجاهدین با قدرت وصف نا پذیری که کسب کرده بودند دریک خلاء سیا سی قرارگرفتند . حتی عده ای ازرهبران جهادی آرزو داشتند که حکومت جمهوری افغانستان چند صبا حی بیشتر دوام بیاورد. حضورمجاهدین درکابل به دلیل اختلافات فراوان درونی منجر به خلاء قدرت مشروع ودرنتیجه نزاع بی پایان گردید.
پس از خروج نيروهاي شوروي از افغانستان دولت دكتر نجيب الله كه از سوي شوروي حمايت مي شد نتوانست در برابر فشار دوام بياورد و دولتش در سال 1992 سرنگون . در اين بين اشتباه بزرگ ا مريكا اين بود كه متوجه نبود حمايت از يك گروه نظامي با ايدئولوژي اسلامي افراطي مي تواند افغا نستان را باز هم دچار مشكل كند . در نيروهاي مقاومت دو نوع تفكر وجود داشت يكي تفكر اسلام اعتدال گرا و ديگري تفكر اسلام راديكاليستي و تندرو بود كه در نهايت پيروزي سياسي از آن آنان شد و گروه ملاعمر برروي كار آمدند . ملت مظلوم افغانستان در اين بين در حالي كه هنوز مدت چنداني از ازادي آنها از دست دولت بيگانه نگذشته بود بار ديگر گرفتار سرابي بنام اسلام افراطي شدند كه در آن ساختار به وحشيانه ترين شكلي با مردم مقابله مي شد و قوانين متحجرانه اي وضع و اجرا مي شد . سرانجام دولت امريكا با نسبت دادن جرم وحمايت از تروريسم وارد ميدان نبرد گرديد .
اما آمريکا درين لشکرکشي چنان اشتباهاتي را مرتکب شد که اکنون همه راه برويش مسدودگرديده است.
متاسفانه تا كنون هم تئوريسين هاي آمريكايي از جمله برژينسكي اعتقاد دارند كه براي جلوگيري از نفوذ كمونيسم در كشورهاي جهان سوم لازم است كه از نيروهاي مذهبي حمايت به عمل ايد هر چند كه حمايت از انان سبب پديدار شدن دولتهاي تروريستي در آن منطقه شود .
با ورود مجاهدين به کابل در هشت ثور 1992 ، چورو چپاول دارائي هاي عامه، از جمله موزيم کابل آغاز يافت. هر يک از گروه ها هر کدام باالنوبه هرآنچه در دست شان آ مد به يغما بردند وآنرا دربازارهاي پاکستان به قيمت ناچيزبفروش رسانيدند. ساختمان و يک تعداد آثارموزيم کابل دراثرجنگ هاي ذات البيني تخريب گرديد. حکومت رباني در ماه مي همان سال، هوتل کابل را جهت نگهداري آثار باقيمانده تاريخي برگزيد و آنچه را که بيست درصد باقيمانده مجموع آثار تاريخي موزيم کابل محسوب ميگرديد بدانجا انتقال داد و تا اشغال کابل توسط طالبان، اين آثاردرين گدام نگهداري ميشد. گروپ هاي مشخص هنگام فراراز کابل درسال 1996 ، بسياري ازين آثار ارزشمند را و بخصوص آنچه درزيرزميني هاي د افغانستان بانک بود با خود برده و بمرور زمان به خارج انتقال دادند و بفروش رسانيدند. پس از فرار رباني از کابل و آمدن طالبان درين شهر، در جملة ديگر فرامين شان يکي هم منع عکس برداري و رسامي از تمام زنده جان چون انسان ، حيوان ، خزنده و پرنده بود. طبق اطلاع مطبوعات ، عدة از طالبان يک تعداد البوم ها و مجسمه هاي مربوط به آرشيف هاي مختلف را که در هوتل کابل ذخيره شده بود خودسرانه تخريب ونابود کردند.
پاليسي رسمي طالبان در مورد حفظ آثار تاريخي مثبت بود. راديو کابل ضمن اطلاعية مردم را مطلع ساخت که آثار فرهنگي و تاريخي مورد حمايت دولت قرار خواهد گرفت و هوشدار داد که تمام کسانيکه آثارموزيم کابل را مورد دستبرد قرارداده اند مطابق شريعت مجازات خواهند شد. درهنگام تصرف کابل توسط طالبان در حدود يازده مجسمة که قابل انتقال به هوتل کابل نبودند کما کان درموزيم کابل واقع دارالامان کابل قرار داشتند. از جملة اين آثار مجسمة کنشکا و بيست و پنج آثار گرانبهاي مربوط معبد کوشان از قرن سوم که از سرخ کوتل در شمال هندو کش بدست آمده بود را شامل بود. در ماه اپريل 1997 ، هنگام تصرف باميان توسط طالبان، يک قوماندان طالب تصميم داشت تا مجسمة بود ا را منفجر نمايد ولي در اثر اعتراضات بين المللي، مقامات عاليرتبه شان در قندهار ظاهرا حمايت شانرا از حفظ و نگهداشت بودا اعلام کردند. ولي مجسمة بودا بتاريخ 13 مارچ 2001 بدستور ملاعمر و باداران پاکستاني او تخريب شد.
اين عمل ضد ملي طالبان مغاير معيار ها و ارزش هاي مدنيت و فرهنگ جهاني بشمار ميرود. اقدام به چنين جنايت غير قابل جبران که بمقصد امحا و نابودي هويت ملي و تاريخي کشور باستاني ما انجام شد، عمل جنايتکارانه بشمار ميرود. اين اقدام ضد منافع ملي افغانستان نتيجة عملکرد رژيمي بود که با حمايت دولت پاکستان بر ملت افغانستان تحميل گرديده بود. در حدود يکهزارو هشتصد سال قبل، کاروانهاي تجارتي زيادي از آسيا و اروپا به قصد مسافرت به چين از افغانستان عبورمينمودند.اين جاده در عصر شاهان کوشاني و بويژه دردورة کنشکا رونق زيادي کسب نمود. شمار زيادي از زائرين چين نيزازين راه عبور ميکردند. آنها به هند يعني جائيکه بودا بيش از دو هزار سال قبل در آنجا متولد گرديده بود سفر ميکردند. زائرين بودائي اول به بلخ مي آمدند و در راه سفر از بلخ به هند عبور ميکردند.
آنها در وسط راه در وادي آرام و زيباي باميان بمنظور استراحت توقف مينمودند. ديري نگذشت که زائرين به اين فکر افتادند که درين منطقه به اعمار معابد بپردازند. در سمت شمال در باميان صخرة مرتفعي قرار دارد که از ريگ و سنگ تشکيل گرديده است ، درهمين نقطه زائرين مغاره هائي براي اقامت شان ساختند. شماري ازين مغاره ها به حجره هائي مبدل شدند که راهبان درآنجا اقامت دائمي گزيدند. در ديگر مغاره ها به انجام مراسم ديني خويش مي پرداختند. به مرور زمان ، بعضي ازين محل هاي مقدس با تصاويراراسته شد. مرکز تجمع اين مجتمعات مذهبي دو مجسمة بودا بود. مجسمة واقع درناحيه شرقي که 38 متر ارتفاع داشت و ارتفاع مجسمه ديگري که درسمت غرب موقعت داشت، 53 متر بود.
اين دو مجسمه بزرگترين مجسمه هاي بودا در جهان بودند و از عجائب جهان بشمار ميروند. رواقها مملو از تصاوير بودا بودند. تصاوير بالائي بوداي بزرگ ، نمايانگر صحنه هائي از بهشت بود. گفته ميشود که يک معبد بودائي در اروزگان نيز وجود داشت که بمرور زمان از بين رفته است. يک صومعة بودائي در گلدرة لوگر وجود داشت که آنهم در سال هاي اخير آسيب ديده است.
منارچکري که در عصرکوشانيان که آئين بودائي در منطقه ترويج گرديد، ساخته شد. اين منار استوانة که داراي 20 متر ارتفاع بود، توسط سنگ ها بنا يافته که بطرز خيلي ماهرانه قطع و تراشيده شده بود. اين صنعت سنگ تراشي گلدار ناميده ميشد. عصر کوشاني ها بخاطر اين صنعت شهرت خاصي داشت. در ماه حمل سال 1377 اين منار مورد اصابت راکت قرار گرفت و بعدا فروريخت. تعداد زيادي از دلالان پاکستاني با حيله و تذويربه يک تعداد قوماندانان محلي پول دادند و آ نها را تشويق کردند تا بخاطر منفعت شخصي وبدست آوردن پول در بعضي نقاط کشور دست به حفرياتي بزنند. از جمله از آي خانم ، هرات ، از نواحي قيصار مربوط ولايت ميمنه، آثار بدست آمده به پول ناچيز خريداري و به پاکستان انتقال داده شد. گفته ميشود که در نواحي قيصار يک حميل بزرگ که داراي دانه هاي بزرگ از الماس و زمرد به وزن 4،5 پوند بدست آمده است و به پاکستانيها به فروش رسانيده شده است.
در قريه للمه ولايت ننگرهار، آثار گرانبهاي تاريخي ما توسط بلدوزر ها و تراکتور هاي پاکستاني به کمک قوماندانان منفعت طلب محلي بيرون کشيده شده و فروخته شد.
با شکست طالبا ن درافغا نستا ن يکبا رديگرمنفعت طلبان ديروزبراريکه قد رت تکيه وا زآزاد ي ، دموکراسي ، تطبيق قا نون و تحکيم پايه هاي دولت نه تنها جلوگيري نموده بلکه با پخش عقايد غير بنيا دگرايي در جامعه شديدآ مخالفت نمودند . با اندوه زياد دولت نيزدرمبارزه با توليد و قاچاق مواد مخدر، حساب دهی ازکمک های جامعه جهانی ، جذب اعضای گروه های مجاهدين در تشکيلات اردو و پوليس ملی و همچنين استخدام آنان در تمامی ادارات دولت در داخل و خارج ، جلوگيری از تبليغات عليه جهاد و مقاومت . اگر این شروط کالبدشکافی گردد قبول آ نها نتیجه ای جزپذیرفتن حاکمیت عده ای خاصی نيست.
اگر مراد ازمجاهدین کسانی است که درراه خدا وبرای دفاع ازتمامیت ارضی افغانستان جنگیده اند ، تمام مردم افغانستان مجاهد به حساب می آیند . حتی آنانی که مستقیما درنبرد حضورنداشته اند. این مردم بوده اند که شهید داده اند، مجروح شده اند. مردم کشته شده اند و کشته اند اما اینک عده ای خاص می خواهند به جای همه مردم امتیازات جهاد مردم را به نام خود ثبت کنند.
آنهم کسانی که هیچ نقشی درجهاد واقعی مردم نداشته اند. تقسیم مردم به دوگروه مجاهد و غیرمجاهد هم دقیقا یک کارسیاسی با هدف بهره برداری ازرشادت مردم است. ازمنظردیگر باید گفت که با چه برهانی اینک رهبران جهادی می خواهند برای جهاد خود حق خواهی کنند. اصولا این دیدگاه که می خواهند مجاهدین به صورت یک طبقه مشخص ازحقوق خاصی برخوردارباشند دارای ضعف های حقوقی و منطقی می باشد. مگر مجاهدین ، جهادشان به خاطرگرفتن امتیازات ویژه بوده است که اینک برسرتقسیم ارث ومیراث ، عده ای به نام مجاهد، دندان های شان را تیز کرده اند. اگر کسی دربرابردشمن خارجی یا داخلی جنگیده است اکنون نمی تواند تحت هیچ منطقی حق ویژه ای را خواستارشود. حفظ ارزش های جهادی نیز بهانه زیبایی است که همان عده ای مشخص ازآن می خواهند سوء استفاده کنند.
کابل ازدولت اسلامي تاجمهوري اسلامي
قصه يي دردانگيزچوروچپاول کابل دردوحاکميت
بخش (3) « د - نيک پي پور» و« وطن خواه »

به كشور بي سوادان سردبير اند
هزاران پياده در بست مدير اند
رئيس و آمر د فتر كه بيني
همه از خويش و قوم هاي وزير اند.
* * *
به افشارت چراغان كرده اي يار
به قتل عام طوفان كرده اي يار
دل كافر به حال او بسوزد
تو فكر كافرستان كرده اي يار.
فاجعه افشار : درتداوم جنگهای پنجسالۀ گروههای مجاهدین درفاصلۀ سالهای ۱۳۷۱-۱۳۷۵ خورشیدی درکابل یکی ازغم انگیزترین و وحشتناکترین وقایع آن،کشتارجمعی بیگناهــــان درجریان جنگهاست، که کابل وکابلیان درطول قدامت تاریخی اش هیچگاهی اینگونه موردخونریزی،ویرانگری ،تجاوز وتحقیر قرار نگرفته است. هرقدرپا به پای جنگهای کابل به پیش برویم، هرقدربه کاروایی سران تنظیمها وفرماندهــــان جنگها درسازماندهی،برنامه ریزی وتداوم جنگهای ذات البینی شماری ازگروههای مجاهدین ازنزدیک آشنا شویم، به همان اندازه سوزش تلخی این واقعیت را درمغزواستخوان خود بیشتراحساس می کنیم که ،قربانیان اصلی این جنگها ،شهروندان معصوم وبیگناه وطن بوده اند،این مردم بودند که درجنگهای عظمت طلبی گروههای خون آشام جنگ ،به وحشیانه ترین شکل قتل عــام گردیده اند.
مصایب هــولناک ،کشتاربیگناهـــان درجنگهــای کابل،تجاوز،ترور،تاراج، ویرانگری ، گروگانگیری ،جنایت هــای مکررهریک داستانی است غم انگیز،لرزاننده واشک آور،مصبتی که شهروندان کـابل منجمله اقلیت مذهبی هنــود طی پنجسال جنگ بدان گرفتارآمده بودند،چیزی بود کسی جزملت صبور افغان،یارای تحملش را نداشت،ساکنان شهرمقاومت وبردباری کم نظیری را درتحمل فجایع جنگ ازخود نشان دادند. متاسفانه تا به حال بنا برسیطرۀ عاملان جنگها وکشتارجمعی درکرسی ها ورده های بلند دولتی درافغانستان وتلاش عوامفریبانه جهت مستورنگهداشتن جنایات جنگی انجام شده،که می خواهند آثار جرم فردای بازرسی را ازمیان بردارند،اسطوره سازی وقهرمان تراشی ومداحی که فرماندهـــان جنگ را تا عرش اعلی میرسانند،عمیقأ مورد بررسی کارشناسانه قرارنگرفته است.
همزمان مبرهــن است که مصایب وفجایع بزرگی که طی آن شهروندان مومن ومعصوم کابل قربانی گردیده اند،یک آیینۀ تمام نمایی جنایت علیه بشریت،نا بخشودنی ترین رویدادهای جانسوز وجانگداز است،که هیچ عبارتی برای وصف تراژیدی آن کافی نیست. فرصت ها جهت تحقیق گستردۀ این وقایع هــولناک هنوزازدست نرفته است. درحال حاضرجنایات ضد بشری انجام شده درجنگهای کابل،ازجمله کشتارهای جمعی،انظاربیشتری را به خود جلب می کند،اعتراض وداد خواهی نسل زخم خورده شدت می گیرد،داغدیدگان،آنهاییکه جگرگوشه ها وعزیزان خود را ازدست داده اندوازگرداب پلیدیهای جنگ جان سالم بدربرده اند ،در عقب دروازه های سازمانهای حقوق بشرجهانی ،علی الوصف آنکه کسی فریاد توده های جگرسوخته را نمی شنود،جهت داد رسی صف بسته اند. توفیق ارائه فهرست جامعی ازکل کشتارهــای جمعی درجنگهای کابل که به گونۀ پهناور صورت گرفته است.
قتل عــام درافشارکابل مورخ ۲۱ و۲۲ ماه دلوسال ۱۳۷۱ یکی ازغمبارترین ودهشتبارترین کشتاردرتاريخ جنايت بحساب ميايد.. درافشارکشتارانسانهای بیگنــاه وفجایع انجام شده تا سرحد نسل کشی انجامیده است. با دنبال نمودن جریان عملیات محاربوی وتهاجم برافشار می توان به بخشی ازجنایاتی که درآنجا به وقوع پیوسته پی برد،ابعاد قساوت وبی رحمی چنان گسترده است که خواندن ونوشتن هرواقعۀ آن، انسان را به وحشت می اندازد،زنان ،مردان،کودکان پیروجوان به بیرحمی کشته شده ،آنهاییکه ازفاجعۀ افشارجان به سلامت برده اند،با زخم های عمیق روحی وروانی با دشواری،اکنون به زندگی ادامه میدهـند.
آنچه درجریان تهاجم به افشاراتفاق افتاده بسیارگسترده وپهناورترازخود جنگ وقلمرو آن است،دراینجا سران وفرماندهــان جنگ با استفادۀ ابزاری ازدین ومذهب وبرانگیختن عصبیت های مذهبی وقومی بخاطر حفظ جلال وجبروت شان،دست به قتل عــام زده اند.با خدعه وعوامفریبی تسنن را دربرابر تشیع ،پشتون وتاجیک را دربرابر هزاره به انتقام کشی هـــای خونین واداشته اند.
دامنۀ کشتارجمعی ، تجاوزبرزنان ،چوروچپاول ،گروگانگیری ،اسارت وعملکردهای وحشیانۀ بسیارفراتر ازشکنجه هـای قرون وسطایی کشیده شده است.
مصیبت جنگ آغازشدۀ عظمت طلبی توسط تنظیمهای مجاهدین ،تراژیدی های کم نظیری آفریده بود،هیولای جنگ ،مصیبت فقررا با خود آورده بود،دومصیبت جانگدازیکجا با هم هجوم آورده،گلوی شهروندان کابل را که اسیرمیدانهای جنگ گردیده بودند به سختی می فشرد. ناداری، بیکاری ،مرض ،بی دوایی ،بی نانی ،بی آبی ،بی برقی بیداد میکرد،تمام ساختارهای خدمات اجتماعی ،صحی ،ترانسپورتی ،فرهنگی ،کلتوری فلج گردیده بود. درتداوم جنگهای مجاهدین قسمت های ازشهر زیرآواره های خاک وخاکسترمدفون گردیده ،خانه ها وملکیت های شخصی ودولتی ویران گردیده، دارایی های شخصی وملی به وسیلۀ جناح های جنگ غارت وچپاول گردیده بود.
استبداد،زورگویی ،زورگیری ،تجاوزبه حریم خانواده ها ،گروگانگیری ،ترور،بدبینی های قومی ومذهبی به فرهنگ حاکم جنگسازی مبدل شده بود. انزجارودرجۀ نفرت مردم علیه جنگ وجنگسالاران شدت یافته ،مردم به چشم وسرمی دیدندکه درجریان جنگهای میان گروهی تنظیم های مجاهدین انسانهای بیگناه کشته وترور می شوند،شهرکابل با تمام داشته های تاریخی،فرهنگی واقتصادی آن درنابودی وویرانی قطعی قرار گرفته است.
بنيادگرايان جنگ سالار طي سالهاي نخستين زمامداري خويش جنگ را تاسطح کوچه هاى کابل، درجمال مينه و چنداول ومنطقه افشارو ديگر نقاط شهر گسترش دادند، و در اين فاجعه بيش از چهار هزار انسان بى گناه ( ازمليت مصيبت ديده هزاره ) را درکابل بوسيله توپ و تانک و بمبارد مان بى امان قتل عام کردند که اين شهکاري آنان به ( فاجعه افشار) مسما گرديد . اين جنايت جنگى يکى از شواهد انکار ناپذيرى است که مردم کابل آنرا فراموش نخواهند کرد . کشتار مردم هزا ره و شیعه ي منطقه ا فشار لکه ننگی است که تا همیشه بر دامان تفنگداران به اصطلاح فاتحه کابل باقی می ماند.
در نیمه شب این روز که با سالروز انقلاب در ایران هم زمان بود، نیروهای دولت که عبارت بودند ازقوتهاي : شوراي نظار، جمعيت ، اتحاد سياف ، حرکت اسلامي و حزب وحدت شاخه اکبري به فشاريورش برده ودر این حمله ، منطقه به تصرف نیروهای یادشده درآمد. نيروهاي متعرض به مدت 24 ساعت، افزون بر کشتار مردم ، دست به ویراني، غارت ، آتش زدن خانه ها و تجاوز به زنان و ربودن کودکان و جوانان سرگرم بودند. همین رویداد بارها در هجوم های نیروهای فاتحه درچندا ول ، دهمزنگ ، کوته سنگي وغرب کابل تکرار شد.
درکتاب آقاي صباح «ازتصرکابل تاسقوط مزار» دربارۀ جنگ وجنایات انجام شده درافشارآمده است: «جنگ سوم بین قوای مسعود وسیاف ازیکطرف وحزب وحدت ازطرف دیگر، که این جنگ به نام فاجعـۀ افشارنیزیاد میگردد، ازگردنۀ باغ بالا آغازوانستیتوت علوم اجتماعی ،اکادمی سارندوی، پولیتخنیک ومرکزتعلیمی وزارت امنیت دولتی ازحزب وحدت بدست اتحاد سیاف وشورای نظار قرارگرفت.
بدترین جنایت هــا صورت گرفت،افراد غریت وبیچارۀ هـــزاره جوقه جوقه تیرباران واعدام گردیدند،به ناموس آنان تجــاوزگردید،تعدادی اززنان هــزاره ازطرف جنگجویان جانب مقابل به جاهای نامعلوم انتقال داده شده ودرمنطقۀ افشاروخوشحال خان به زنان ودختران درمقابل چشم شوهـــر،پدروبرادرش تجــاوزصورت گرفت،اموال ودارایی آنان به تاراج رفت ... چنان جنایت آفریدند که قلم ازتحریرآن عــاجزاست».
الا دشمن مرا ديوانه كردي
به راكت شهر را ويرانه كردي
نه مسجد ماند از تو ني درمسال
نه پاس كعبه و بتخانه كردي.
موزیم ملی:
موزیم ملی کشور یکی از غنی ترین موزیم ها در سطح منطقه بشمار میرفت که این کانون بزرگ فرهنگی توانست درطول ادوار مختلف هزاران اثر باستانی را حفظ وآنرا بصورت قسمی به نمایش بگذارد. این کانون با عظمت در سال 1919 م درتعمیر باغ بالا گشایش یافت و آثاریکه جمع آوری شده بود مشتمل بود بر مجموعه های تاریخی – اسلحه باب – البسهء زر دوزی خامکدوزی– نسخ خطی وغیره . درسال 1925 – م این مجموعه به قصرکوتی باغچه ( ارگ) انتقال یافت ، قصر کوتی باغچه نسبت ضیقی جای جوابگوی نیازمندی های موزیم نبوده بار دیگر این مجموعه ها درسال 1931 م به تعمیر موجوده واقع دارالامان منتقل گرد د . ازآنجائیکه حفریات غیر قانونی در ساحات باستانی کشور انجام میگرفت قاچاقچیان دزدانه اثار گرانبهای باستانی را بخارج کشور انتقال میکردند که این پروسه تا سال 1919 م ( ختم جنگ جهانی اول ) ادامه داشت .
ولی خوشبختانه درسال 1922 م دولت آنوقت نخستین بار در بخش حفریات علمی قرار دادی بین دولتین افغانستان وفرا نسه عقد نمود که به این ترتیب باساس کاوشهای قانونی مطابق به قرار داد در تعداد گنجینه های فرهنگی و تاریخی موزیم ملی افغانستان فزونی بعمل آمد.
موزیم ملی از بدو تأسیس تاسال 1992 – م یکصد هزار قلم آثار باستانی کشور را حفظ وحراست مینمود که این مجموعه ها شامل بود به حوزه های مختلف و ادوار مختلف – که از جمله میتوان از حوزه های سرخ کوتل – ای خانم – بگرام – کاپیسا – هده – مندیگک - طلا تپه شبرغان شورتوغی – فندقستان – بامیان – حوزهء باختر – شترک – پایتاوه – دلبر جین تپه تپهء فلول – تپه خزانه – تپه مرنجان – هزار سم سمنگان و ده ها حوزهء دیگر را نام برد . که این مجموعه ها ا دوا ر مختلف ، از قبل التاریخ آغاز و تاقرن بیستم رادربر میگرفت . باتأسف فراوان طی سالهای 1992- 1995 دست نابکار جنگ قسمیکه درهمه عرصه های اجتماعی – اقتصادی وفرهنگی خسارات جبران ناپذیری به بار آورد موزیم ملی نیز از گزند این حوادث دلخراش مصئون نمانده دزدان و دشمنان فرهنگ این خاک، ازین حالت جنگی استفاده اعظمی نمودند .
موزیم ملی تقریباً هفتاد فیصد اثار ناب و منحصر بفرد خویش را در طول این مدت زمان از دست داد. موزیم ملی نه تنها آثار باستانی خویش را از دست داد بلکه تمامی آثاثیه – تجهیزات – مفروشات – ویترین های نمایشی – اسناد آ رشیفی – البوم ها – کارت ها و تعداد زیادی کتب و بالاخره حریق منزل فوقا نی موزیم ملی درماه می سال 1993 م به اثر اصابت راکت ها و خمپاره ها انجام پذیرفت . دشمنان فرهنگ با آنهم به این ویرانی ها و غارتگری ها بسنده نبوده چنانچه دردورهء سیاه طالبان به این کانون فرهنگی ضربهء دیگری وارد آمد که همانا شکستاندن تعداد بیش از دو هزار مجسمه ها پورتریت های دورهء اسلامی و قبل از اسلام وغیره بود که به شکل بیرحمانه تخریب نمودند.
پس از (8 ) ثور (1 7 3 1 ) که قدرت دولتی به دسته های به اصطلاح مجاهد ین منتقل گردید ، درنتیجه مبارزه دسته های مسلح برای تصرف قدرت دولتی ، دولت مرکزی عملأ ازبین رفت وبه چند ين مرکز قدرت ( کابل ، شمال ، هرا ت ، جلا ل آباد ، کندهار ، بامیان ) وشهرکابل به بيش ازده ها حاکميت تبد یل شد. زیربنای مادی ومعنوی دولت نابود گردید وتقریبأ هشتاد درصد بناهای شهر کابل بخاک یکسان شد. درحالیکه ده ها هزار انسان بیگناه بقتل رسیدند ، موج تازه مهاجرت تحصیل یافته ها وکارآزموده های کشور وملیون ها نفر دیگر به خارج آغاز گردید .
این موج خیلی سهمگین کوچ دسته جمعی افغانها که تقریبأ یک دهه ادامه یافت کشور را عملأ ازوجود افراد مجرب وکارآزموده خالی نمود . باتصرف کابل شقاق ونفا ق وچند دستگي بين آ نها نمايا ن ومردم ستمديده؛ پريشان وکشوربه ويرانه مبدل گرديد . خيانت وخودخواهي اين جنگ سالا را ن که زاييده تحريکات پشت پرده قد رت هاي خارجي بود مملکت را بصورت سرزمين ملک الطوايفي درآورده و د رهرگوشه فرماندهي ؛ گروهي ؛ سردسته وگرد نکشي براي خو يش پوسته وپا تک وزندان وکشتا رگاه سا خته ازاين طريق قدرت وحاکميت خودرا به نمايش مي گذاشت . وبا سقوط کابل در هشت ثور 1992 يکبارديگربه اوج خويش رسيد ، چورو چپاول دارائي هاي عامه، از جمله موزيم کابل آغاز يافت.
هر يک از گروه ها هر کدام باالنوبه هرآنچه در دست شان آ مد به يغما بردند وآنرا دربازارهاي پاکستان به قيمت ناچيزبفروش رسانيدند . ساختمان موزيم کابل دراثرجنگ هاي ذات البيني تخريب گرديد. حکومت رباني در ماه مي همان سال، هوتل کابل را جهت نگهداري آثار باقيمانده تاريخي برگزيد و آنچه را که بيست درصد باقيمانده مجموع آثار تاريخي موزيم کابل محسوب ميگرديد بدانجا انتقال داد و نگهداري ميشد. نيروهاي شکست خورده هنگام فراراز کابل درسال 1996 ، بسياري ازين آثار ارزشمند را و بخصوص آنچه درزيرزميني هاي د افغانستان بانک بود با خود برده و بمرور زمان به خارج انتقال دادند و بفروش رسانيدند. يک صومعة بودائي در گلدره لوگر وجود داشت که آنهم در سال هاي اخير آسيب ديده است. منارچکري که در عصرکوشانيان که آئين بودائي در منطقه ترويج گرديد، ساخته شد.
اين منار استوانه که داراي 20 متر ارتفاع بود، توسط سنگ ها بنا يافته که بطرز خيلي ماهرانه قطع و تراشيده شده بود. اين صنعت سنگ تراشي گلدار ناميده ميشد. عصر کوشاني ها بخاطر اين صنعت شهرت خاصي داشت. در ماه حمل سال 1377 اين منار مورد اصابت راکت قرار گرفت و بعدا فروريخت. تعداد زيادي از دلالان پاکستاني با حيله و تذويربه يک تعداد قوماندانان محلي پول دادند و آ نها را تشويق کردند تا بخاطر منفعت شخصي وبدست آوردن پول در بعضي نقاط کشور دست به حفرياتي بزنند.
از جمله از آي خانم ، هرات ، از نواحي قيصار مربوط ولايت فارياب، آثار بدست آمده به پول ناچيز خريداري و به پاکستان انتقال داده شد. گفته ميشود که در نواحي قيصار يک حميل بزرگ که داراي دانه هاي بزرگ از الماس و زمرد به وزن 4،5 پوند بدست آمده است و به پاکستانيها به فروش رسانيده شده است. در قريه للمه ولايت ننگرهار، آثار گرانبهاي تاريخي ما توسط بلدوزر ها و تراکتور هاي پاکستاني به کمک قوماندانان منفعت طلب محلي بيرون کشيده شده و فروخته شد.
موزیم ملی ا فغانستان یکی از غنی ترین موزیم ها در سطح منطقه بشمار میرفت که این کانون بزرگ فرهنگی توانست درطول ادوار مختلف هزاران اثر باستانی را حفظ وآنرا بصورت قسمی به نمایش بگذارد. این کانون با عظمت در سال 1919 م درتعمیر باغ بالا گشایش یافت و آثاریکه جمع آوری شده بود مشتمل بود بر مجموعه های تاریخی – اسلحه باب – البسهء زر دوزی خامکدوزی– نسخ خطی وغیره .
درسال 1925 – م این مجموعه به قصرکوتی باغچه ( ارگ) انتقال یافت ، قصر کوتی باغچه نسبت ضیقی جای جوابگوی نیازمندی های موزیم نبوده بار دیگر این مجموعه ها درسال 1931 م به تعمیر موجوده واقع دارالامان منتقل گرد يد . ازآنجائیکه حفریات غیر قانونی در ساحات باستانی کشور انجام میگرفت قاچاقچیان دزدانه اثار گرانبهای باستانی را بخارج کشور انتقال میکردند که این پروسه تا سال 1919 م ( ختم جنگ جهانی اول ) ادامه داشت . ولی خوشبختانه درسال 1922 م دولت آنوقت نخستین بار در بخش حفریات علمی قرار دادی بین دولتین افغانستان وفرا نسه عقد نمود که به این ترتیب باساس کاوشهای قانونی مطابق به قرار داد در تعداد گنجینه های فرهنگی و تاریخی موزیم ملی افغانستان فزونی بعمل آمد.
موزیم ملی از بدو تأسیس تاسال 1992 – م یکصد هزار قلم آثار باستانی کشور را حفظ وحراست مینمود که این مجموعه ها شامل بود به حوزه های مختلف و ادوار مختلف – که از جمله میتوان از حوزه های سرخ کوتل – ای خانم – بگرام – کاپیسا – هده – مندیگک - طلا تپه شبرغان – فندقستان – بامیان – حوزهء باختر – شترک – پایتاوه – دلبر جین تپهء فلول – تپه خزانه – تپه مرنجان – هزار سم سمنگان و ده ها حوزهء دیگر را نام برد . که این مجموعه ها ا دوا ر مختلف ، از قبل التاریخ آغاز و تاقرن بیستم رادربر میگرفت . باتأسف فراوان طی سالهای 1992- 1995 دست نابکار جنگ قسمیکه درهمه عرصه های اجتماعی – اقتصادی وفرهنگی خسارات جبران ناپذیری به بار آورد موزیم ملی نیز از گزند این حوادث دلخراش مصئون نمانده دزدان و دشمنان فرهنگ این خاک، ازین حالت جنگی استفاده اعظمی نمودند .
موزیم ملی تقریباً هفتاد فیصد اثار ناب و منحصر بفرد خویش را در طول این مدت زمان از دست داد. موزیم ملی نه تنها آثار باستانی خویش را از دست داد بلکه تمامی آثاثیه – تجهیزات – مفروشات – ویترین های نمایشی – اسناد آ رشیفی – البوم ها – کارت ها و تعداد زیادی کتب و بالاخره حریق منزل فوقا نی موزیم ملی درماه می سال 1993 م به اثر اصابت راکت ها و خمپاره ها انجام پذیرفت . ده ها اثرعاج بگرام كه در ماه اپريل سال 1994 ميلادي در ا سلام اباد ديده شده بود وقيمت آن به بيست ميليون پوند برتانوي مي رسيد. زمانيكه اين عاج ها از پاکستان كشيده شدند، قيمت آن به چهل ميليون پوند بالا برده شد! در پهلوي آثار ديگر نسخه اي از قرآنكريم كه گفته مي شد به آ ب طلا نوشته شده بود و در جهان نظير نداشت نيز دزديده شده و به قيمت هشتاد هزار كلدا ر در منطقه باجور پاکستان به فروش رسيدند . به تعداد 34 مجسمه كه قيمت آ نها ميليون ها كلدار تخمين زده ميشدند و 16 شمشير عصر مغول ها، شمشير احمد شاه ابدالي و تفنگچه غازي وزير اكبرخان و غيره كه 23 ميليون دالر قيمت داشت در يك دكان واقع يكي از زير زميني هاي كوچي بازار پشاور غرض فروش به نمايش گذاشته شده بود.
دشمنان فرهنگ با آنهم به این ویرانی ها و غارتگری ها بسنده نبوده چنانچه دردورهء سیاه طالبان به این کانون فرهنگی ضربهء دیگری وارد آمد که همانا شکستاندن تعداد بیش از دو هزار مجسمه ها پورتریت های دورهء اسلامی و قبل از اسلام وغیره بود که به شکل بیرحمانه تخریب نمودند.
الهي گل نسازي نام كابل
نريزد خون دگر در جام كابل
سحر خون ميچكد از آفتابش
شفق خون ميخورد از نام كابل.
کتا بخا نه پوهنتون کابل :کتابخا مه مرکزي پوهنتون کابل ا زجمله کتا بخا نه هاي بزرگ کشوربه شما رميرفت . علا وه ا زکتا بخا نه مرکزي پوهنتون فاکولته هاي چها رده گا نه مختلف آ ن، اکثرآ کتا بخا نه هاي مستقل داشته که به (62) با ب مي رسيد . د ررابطه به تعد ا د دقيق ومکمل اين کتا ب ها معلوما ت بدسترس قرا ر ندا رد ، ولي تعد ا د مجموعي آ ن ا زد وميليون جلد بيشترا ست . انستيتوت طب کا بل نيزکتا بخا نه هاي مشا به داشت که تنها ا زکتا بخا نه مرکزي آ ن به تعد ا د (50000) جلد کتاب دزدي وبه آتش کشيد ه شده ا ست ، علا وه ا زکتا بخا نه مرکزي طب هزا را ن جلد کتا بهاي مختلف تحصيلي ومسلکي وعلمي محصلين که به منظورپيشبرد پروگرا مهاي د رسي آ نها د راين انستيتوت موجود بود ا زبين برده شده اند . پوليتخنيک کابل نيزدچارهمين سرنوشت شد ، کتا بهاي موجود د رکتا بخا نه مرکزي آ ن ا کثرآ چورو سرقت شد ند .
همچنا ن د روزارت خا نه هاي خارجه ، داخله ، امنيت دولتي ،امورسرحد ات ، تعليم وتربيه ، تحصيلا ت عا لي ومسلکي ، عود ت مها جرين ... که تقريبآ همه آ ن دزدي وچپا ول شد ه ا ند . با وجود اينکه برآورد تعد اد کتا بهاي تاراج شده وزارت خا نه هاي متذ کره کارد شوا ر است ولي به اسا س تخمين دانشمند ان ا زيک ميليون جلد تجاوز مي کند .
شنيدم كابله ليلام كردند
وطن تا مذهبش بد نام كردند
به پيش هندو و گبرو مسلمان
خوده رسواي خاص و عام كردند.
کتا بخا نه ا رگ : کتابخا نه زيبا ومجهزد ربين سا ختما ن هاي تاريخي وقشنگ ارگ نيزوجود داشت که ا زسالهاي متمادي به اينطرف تعد ا د زيا د کتا بهاي تاريخي ، سيا سي ، علمي ، ا دبي وهنري به زبا نهاي د ري ، پشتو ، انگليسي ؛ فرانسوي ، روسي ، آلماني و... وجودداشت . د رپهلوي کتاب هاي چاپي تعد ا د زيادي نسخه ها ي خطي د ري وپشتو نيزموجود بود ، نسخه هاي خطي که با داشتن ا ر زش واهميت فراو ا ن د رخصوص رشد وغنا مندي ا دب وفرهنگ کشو رتا اکنون موقع چا پ نيا فته بو د ند نيزنگهد اري مي گرد يد . د راثرجنگها وبرخورد هاي مسلحا نه که د رسا ل 1371 خورشيدي – صورت گرفت وچورو چپا ول افرا د جنايت پيشه اين سرما يه فرهنگي ملي ما نيزبه سرنوشت با قي داروندا رکشور د چا رشده به تارا ج رفت . بعد ا زسا ل 1371- چندين بمبا رد ما ن و انفجا رد ر داخل ا رگ صورت گرفت وهزا را ن راکت به آ ن اصا بت نمود که د رنتيجه ا کثر تاسيسا ت وسا ختما ن هاي آ ن شد يدآ خساره مند گرديد ه وکتا ب هاي اين کتا بخا نه نيزبه بازار هاي کباري پشا و ربفروش رسيد .
کتا بخا نه ا رگ ا زحيث ظرا فت وداشتن امکا نا ت وا فردا راي ا رزش فرا وا ن بود . همچنا ن اين کتا بخا نه يگا نه کتا بخا نه د رسطح کشو ربو د که نه تنها محققين وطن به منظو رتحقيق وريسرج ا زآ ن استفا ده به عمل مي آو رد ند بلکه يک منبع وما خذ معتبرمطا لعه براي شخصيت هاي برجسته سیا سي وحا کما ن قد مه او ل د ولت وحکومت نيزمحسو ب مي گرد يد .
مرا گفتند كه كابل در فغان است
به زير توپ وراكت خون چكان است
الهي بچه دشمن بميرد
كه از دستش به خون پيرو جوان است .
موسسه کتا ب بيهقي :افغا نستا ن ا زنظرطبع ونشرکتا ب ا زبسياري کشورها عقب مانده بود ، ولي طي نيم قرن گذ شته بهبود قابل ملا حظ به چشم مي خورد وبا گذ شت هرروزروبه ترقي وانکشا ف بود . به وجود آمد ن سيستم طبع ونشرعصري ونيازمندي هاي جا معه تاثيربه سزايي د رنشرکتا ب ، اخباروجرايد داشت . تيرا ژ کتا ب هاي چاپ شده د رمطابع افغا نستا ن نيزد رسطح پا هين قرارداشته تعدا دی ا زکتا بهاي تا ريخي چو ن شا هنا مه فردوسي ، تاريخ بيهقي ، افغا نستان د رمسيرتاريخ …
کتابهاي هنري وداستاني ، ادبي ، تعليمي وسياسي مخصوصآ بعد ا زسا ل 1359هـ .ش - که تيراژ عنوا ن کتا بها ي چا پ شده (500- 1000- 2000- و 5000 (جلد مي رسيد . کتا بهاي تعليمي وقسمآ سيا سي د راين سا لها معمولآ رايگا ن ويا ا زطريق غرفه هاي فروش بيهقي به قيمت خيلي نازل بد ست خوانند گا ن قرارمي گرفت وکتابهاي ديگرا زطريق گردهمايي ها ي علمي وسيمينا رها ي که د رموار د مختلف تد ويرمي گرديد رايگا ن تو زيع ميگرديد . موسسه کتا ب فروشي بيهقي بزرگترين موسسه طبع ونشروفروش کتا ب د رافغا نستا ن بود اين موسسه که قبلآ بنا م موسسه چاپ کتا ب بيهقي د رچوکات رياست مطابع دولتي فعا ليت داشت د رسا ل 1357 به حيث يک تصدي مستقل تا سيس شد .
چون موسسه مذ کو ربحيث يک تصدي مستقل به فعاليت آغازنمود بنآ ر وابط رسمي آ ن با تما م موسسا ت ومنابع داخلي چا پ کتا ب وبعضي ا زمنا بع چا پ کتا ب اتحاد شوروي سابق تامين مي گرديد که آنها کتب مربوط خويش را غرض فروش به اين موسسه ا رسا ل داشته ود راينجا ا زطريق نمايند گي هاي کتا بفروشي بيهقي د رمقا بل کميشن معين به فروش رساند ه ميشد . موسسه کتا ب فروشي بيهقي قبل ا زسا ل 1357 خورشيدي - تنها درشهرکابل داراي (25) با ب نمايند گي بود .
همچنا ن موسسه متذکره به تعد ا د (18) با ب نمايند گي هاي خويش را د رولا يت نيزفعا ل نموده بود که ا زين طريق انواع واقسا م مختلف کتا ب را به خوانند گا ن عرضه مينمود . بعد ا زسا ل 1371تما م اين همه نمايند گي ها ا زفعا ليت بازما نده مانند ديگرموسسا ت وادارا ت فرهنگي به تاراج برده شد . آقاي >ستا نکزي > يکي ا زمعا ونين وقت موسسه کتا ب فروشي بيهقي به مولف اثري ارزشمند ( خسارات وارده به فرهنگ افغا نستا ن ) مي گويد : ا زسال 1357 به اينطرف کم وبيش به تعد ا د ( 2500) عنوا ن کتب مختلف به اين تصدي تسليم دا ده شده و د راوا يل سا ل 1371 د رحد و د (1500) عنو ا ن کتا ب که تعد ا د مجموعي آ ن تقريبآ به د وميليون جلد ميرسيد د رفروشگا ه هاي تصدي مذ کور موجود بو د .
بتاريخ (8- 10) ثورسا ل 1371 خورشيدي تقريبآ يک ميليو ن جلد کتا ب ا زنمايند گي هاي فروش کتب بيهقي کشيد ه شد ه وبه بها نه کتب سيا سي طعمه حريق گرد يد ه به خا کسترمبد ل گرديد ومتباقي يک ميليو ن جلد کتا ب ديگرطي جنگها وچپا ولها غارت وا زبين برده شد. با تخمين تقريبي ا ر زش ما لي د ومليو ن جلد کتا ب فوق الذ کرد رمي يا بيم که کشو رما د رپهلوي خسا را ت معنوي ا زين نا حيه خسا را ت هنگفت ما لي را نيز متحمل شد ه است . د رصورتيکه ار زش ما لي في جلد کتا ب را طورا وسط دو دالر آمريکا يي تخمين نمايم مجموعآ بالغ به چها رميليون دالرخواهد شد ، تعيين ا رزش معنوي وعلمي آنرا بجا مي گذ اريم زيرا محا سبه وسنجش ا رزشهاي معنوي با استفاده ا زمعيا رها وميزانها فوق خارج ا زامکا ن است .
علا وتآ فروشگا ه ها وسا ختما نها ي تصدي نيزشد يدآ خسا ره مند گرديده وعد ه ا زآنها به کلي ا زبين برده شده اند ،ميز، چوکي ، دفا تر ، لوازم دفتر داري ، وسا يط نقليه و… همه يکسره ا زبين رفته ا ست . يکي ا زکا رمند ان تصد ي گفته: کم ا زکم د وميليون دالر آمريکايي ضرورت ا ست تا فروشگا ه هاي تصدي مذ کورمجد دآ اعما رووسايل ديگرتخنيکي آ ن تکميل گر د د .
کتا بخا نه حزب وطن وسازما ن جوا نا ن :کتا بخا نه مرکزي حزب وطن ا زجمله بزرگترين کتا بخا نه هاي کشوربود، اين کتابخا نه د رنتيجه مسا عي چند سا له حزب مذ کوربه غنا مندي ا ش افزوده بود . تعد ا د زياد کتا بها وکلکسيون هاي اخبارومجلا ت گونا گون دا خلي وخارجي د رآ ن حفا ظت مي شد ، با آنکه د رين کتا بخا نه اکثرآ کتا بهاي داراي مطا لب ومضا مين چا پ شده مطابق ا نديشه وروند سيا سي حزب مذ کورجمع آوري شده بود (هرکتا بي به يک بارمطا لعه مي ارزد) با آنهم تعد ا د فراوا ن کتا بهاي علمي ، ا دبي ، تاريخي وهنري د رآ ن موجود بود که حلقا ت علمي مي توانستند ا زآ ن استفا د ه نمايند .
سا ختما ن فزيکي ، وسايل ووسا يط کتا بخا نه که بصورت مجهزوعصري سا خته شده ومصارف زيا دمالي د رآ ن صورت گرفته بو د . اين کتا بخا نه طي جنگها ي سا ل 1371 با هزارا ن عنوا ن کتا ب ، مجلا ت ، اخبار، وسايط وسايل ودفا ترمجهزيکسره چور، غارت وا زانظا رنا پديد شد . د رکتا بخا نه سازما ن جوا نا ن نيزتعد اد قا بل ملا حظه ي کتا بهاي علمي ، تاريخي ، ا دبي ، اخبار ، جرايد ومجلا ت موجود بود که د راثرجنگهاي قد رت طلبا نه سا ل 1371 ما نند تعمير کميته مرکزي سازما ن جوانا ن افغا نستا ن د يگرد رنقشه وجود ندارد . اين ا ست خد مت به فرهنگ وتاريخ پرباروطن .
گناه مردم كابل كدام است
كه طفل بي كسش زنده بنام است
گرفته بردهان پستان مادر
كه راكت ميرسه كارش تما م است.
کتا بخا نه عا مه :کتا بخا نه عا مه ا زجمله کتا بخا نه هاي بسياربزرگ د رافغا نستا ن بو دکه تا سا ل 1345 خورشيدي – درچوکات وزارت تعليم وتربيه فعاليت نموده وبعدآ به و زارت اطلا عا ت وکلتورمربوط گرديد . اين کتا بخا نه طي پروسه فعا ليت هاي بعد ي خود به تعد ا د (28) با ب نمايند گي د رشهروولسوالي هاي کا بل تا سيس وافتتاح نمو دکه درمجموع به تعد ا د (103095) عنوا ن کتب مختلف د رين نمايند گي ها نگهد اري مي شد ، وبعدآ به تعد ا د(51) با ب نمايند گي ها د رولا يا ت وشهرهاي بزر گ کشور نيزايجاد نمود که به تعد ا د (104971) عنوا ن کتا ب به منظو رمطا لعه د رين نما يند گي ها گذ اشته شده بود.
کتا بخا نه عا مه تا سا ل 1371 به تعد ا د(79) با ب کتا بخا نه د رسطح کشو رداشت که به تعدا د (208066) عنوا ن کتا ب د رآ نها نگهد اري وغرض مطا لعه د رخد مت هموطنا ن ما قر ا ردا ده شد ه بو د. د رسا ل 1371 کتا بخا نه عا مه نيز ما نند سايرمراکزفرهنگي کشورخسارا ت سنگين را متحمل گرديد ، تقريبآ کليه بخشها وشعبات کتا بخا نه عا مه ا زبين برده شد واکثر کتا بهای آ ن چورو چپا و ل گرديد . به اسا س اخباربي بي سي درآنوقت ( رازق برق سرويس پشتو بي بي سي سا ل 1375 ) به تعد ا د (67000 ) عنوا ن کتا ب ا زکتا بخا نه عا مه سرقت شده ا ست ، ولي عده ا زمسوولين کتا بخا نه عامه اظهارميدا رند د رمجموع بيشتر ا زيکصد هزا رعنو ا ن کتا ب ا زکتا بخا نه عا مه سرقت شده ا ست .
علا وه ا زچوروغارت کتا ب؛ خساراتي زيادي به ساختما ن کتا بخا نه هاي مذ کورکه د رساحات مختلف کشوراعما رگرديد ه بود نيزوا رد شده ا ست اين سا ختما نها يا بکلي ا زبين رفته ويا قسمآ تخريب گر ديده ا ست . تعميرمرکزي کتا بخا نه عا مه نيز د راثراصابت راکت شديدآ خساره مند وهمچنا ن ا زشعبه مجلا ت واخبا ربعضي ا زکلکسيونها ي اخبا ربه سرقت رفته ا ست .
تثبيت اندازه تما م خسارا ت وا رده به کتا بخا نه کاربسا دشوا را ست،مسوولين کتا بخا نه اظهارمي دا رند که بيشترا زهزا رميليو ن افغا ني (به پو ل قبلي ) خساره مالي به کتا بخا نه وارد گرديده ا ست . با محا سبه تخميني تعد ا ديکصد هزا رعنوا ن کتا بهاي مختلف موجود د رکتا بخا نه که ممکن بيشترا زين رقم با شد ، د رصورتيکه قيمت هرجلد کتا ب را به نرخ روز چهاردالرآمريکا يي تخمين نمايم صرف ا زد رک کتا ب مبلغ چا رصد هزا ردالرخساره به کتابخا نه عا مه وا ردگرديده ، وقتي خسا را ت وارده به وسايل ، وسايط وسا ختما نها ي آنرا که متجاو زا زپنجصدهزا ردالر ا ست نيزبا آ ن جمع نمايم مجموع خساره وا ر ده ما لي تخمينآ يک ميليو ن دالرکه د رسا ل 1376 معا دل به بيست وچا رهزا رميليون افغا ني به نرخ آ ن زما ن بالغ مي شد .
ز فقر حال وطن را زار كردند
زهستي مردمه بيزار كردند
به زور راكت و چور و چپاول
سراسر كابله تارو مار كردند.
گالري ملي :گالري ملي دربرج ثورسا ل 1362خورشيدي افتتا ح شد درمرا سم افتتا حيه گالري به تعد اد (200) قلم آثارهنري وتاريخي ا زولايت کند ها ر، مو زيم کا بل وقصرسلطنتي ا نتقا ل وبه نما يش گذ اشته شده بود . اين موسسه د رمنزل غلا م نبي خا ن چرخي واقع آسما يي وات ايجا د وبعدآ به وزارت اطلا عات وکلتورمربوط گرديد . با وجود آنکه تعمير مذکور محل منا سب به منظورنگهداري آثارگالري ملي نبود با آنهم آثا رفوق الذ کرد رآنجا به نمايش گذ اشته شد .
گا لري ملي طي فعا ليت خويش با د رنظرداشت پلا ن وبو د جه همه سا له اثرهنرمندا ن معا صرکشو ررا خريدا ري مي نمود که طي اين پروسه به تعد اد (596) قلم آثارنقا شي ، مينا تو ري ، مجسمه ها وآثارظريفه خريدا ري وبه گا لري ملي تحويل دا ده شده بود . قسمت بيشتر اين آثار را اثرهاي غلا م محمد ميمنه گي ، عبد الغفوربرشنا ، استاد عبد العزيز ، استادغوث الد ين ، ا ستاد يو سف کهزاد ، ا ستا د عطايي ، ا ستا د خيرمحمد ياري ، ا ستا د کريم ، ا ستا د قربا نعلي عزيزي وديگرا ن تشکيل مي دا د. وقتي افرا د مسلح تما م وسا يل ووسا يط قيمتي وزارت اطلا عا ت وکلتو را زقبيل قالين ها ، فرش ها ، موترها ، باد پکه وکولرها را بغارت بردند حرا س وخطرا زبين رفتن گالري ملي نيزمحسوس شد . سرقت برده شد .
افراد مسلح مقيم گالري بتاريخ 5 ثورسا ل 1372 به تعد اد 3 قلم آثار هنری ديگر را نيزدزيدند ولي ا زجا نب مسوولين وزارت کوچکترين عکس العمل د رين مورد صورت نگرفت وبه منظورنگهداری باقي ماند ه آثارها کدا م تصميم اتخاذ نگرديد . بتا ريخ 13 ثورسا ل 1372 به تعدا د 29 قلم آثارهنري ونقاشي توسط محا فظين امنيتي بارديگرنيزربو ده شد وبا قي ما نده آثارنيزبه چنين سرنوشت موا جه گرديد .
به راكت سينه كابل دريدند
همه بود و نبودش را كشيدند
به ناموس وطن كردند بازي
به دنيا بيني خود را بريدند.
آرشيف ملي :بعضي وزا رتخا نه ها وموسسا ت دولتي ا زچند ين دهه بد ينسو بمنظورحفظ ونگهدا ري ا سناد مربوط شا ن آ رشيف هاي د رچوکات ادا رات مربوط تهيه وترتيب دا ده بود ند که به گما ن اغلب آ رشيف وزا رت خا رجه قد يمي ترين آ رشيف با شد . علا وه ازآ رشيف هاي وزارتخا نه وادارا ت دولتي ، آ رشيف ملي يکي ا زمهمترين وبا ار زش ترين آ رشيف هاي کشورا ست . نظريا ت بيا نگر آ ن اند که مفکوره ايجاد آ رشيف ملي درزمان ريا ست جمهوري سردا رمحمد دا وود د رسا ل 1352 به ميا ن آ مده ا ست . تعميرآرشيف ملي درين زما ن مجد دآ اعما رومزين سا خته شد . اسا س آ رشيف مذ کور را کتا بخا نه خطي وزارت اطلا عا ت وکلتور تشکيل ميد هد که د رماه هاي اخيردولت سردا رمحمد دا وود به تعميرجديد آ رشيف انتقا ل وبه همين ترتيب کارتشکيل آ رشيف ملي آغازيافت .
د رخزا ن سا ل 1360 آ رشيف ملي توسط ببرک کارمل رسمآ ا فتتاح ونسخه هاي خطي ، ا سنا د تا ريخي ، نوشته هاي خطي ، کتا ب هاي چا پ شده قد يم ، عکس هاي تاريخي ، کلکسيونها وشماره هاي متفرقه مطبوعا ت قد يم وغيره مواد گونا گون جا بجا گرديد .
همچنا ن انتقا ل نسخه هاي خطي کتا بخا نه غزني وکتا بخا نه ظا هرشاه به غنا مندي آرشيف افزود وبه همين گونه يک سلسله اسنا د ديگرا زباقي ولا يات انتقا ل ومقداري هم خريداري وبه آ رشيف تسليم گرد يد . با گذ شت زما ن هزا را ن نسخه خطي به زبا ن هاي د ري ، پشتو ، عربي، ترکي ، اويغوري ، اردو ، سانسکريت وهندي د رآ رشيف جمع آوري وقراراظهارا ت مسوولين مربوط تعدا د مجموعي اسناد فو ق الذ کر بیشترا زده هزا رنسخه ميرسيد . بعضي ا زين نسخه ها ا زنظرهنرخط ومينا توري ا زجمله آثاربا ا رزش وعا لي به شمارمي رود . دوجلد کتاب نسخه خطي طي دهه شصت توسط ادا ره آ رشيف ملي به چا پ رسيد که نسخه هاي خطي آ رشيف د رآ ن معرفي شده بود ، به همين ترتيب طي اين مد ت براي آ رشيف ملي قا نو ن نيز سا خته شد . خوشبختا نه که د ر دورا ن حکو مت تنظيمي به تنا سب مراکزفرهنگي ديگربه آ رشيف ملي خسارات فراوا ن وا رد نگرديده با وجودآ نکه طي اين مدت چند ين بارمورد حملا ت چپا ولگرانه د زدا ن قرا رگرفته ولي چپا ولگران بطورگسترده نتوانستند د ست برد بزنند .
بعضي ا زآثا رآ رشيف نسبت عد م امکا نا ت تخنيکي وکمبودوسايل خساره مند شده وکمي سرقت نيزممکن شده با شد . مشکلا ت وکمبود هاي تخنيکي آ رشيف ملي تا برج سرطا ن سا ل 1380 برطرف نگرديده بود ونه امکا نا ت ووسايل به منظور حفظ ونگهد اري آ ثا ر.
كي ميگويد كه كابل بيرو بار است
به چوك و جاده مردم بيشمار است
خبر از حالت زارش نداري
كه هر جايش ز راكت غارغار است.
برج ها ومنا رها ي تاريخي :کشورمرد خيزوحما سه آفرين ما د رطو ل تا ريخ مورد تجا وزبيگا نه ها ومعا مله گري هاي عقب پرده قرارگرفته به استقلا ل ملي ، تما ميت ا رضي وحا کميت مرد مي آ ن خد شه وا رد کرد ه ا ند ولي فرزند ان دلير آ ن هربا رپوزد شمن را بخا ک ما ليد ه ومتجا وزين را د رس عبرت دا ده اند ، بخا طرقد رداني وگرامي دا شت استقلا ل وغازيا ن ، مرد م آزاد ه ما با اعما رمنا رها وبرج هاي تاريخي يا د آنا نرا عزيز دا شته اند . سا ختا رسرنوشت خو ن آ لود ه کشو رما چنين ا ست ، بيگا نه ها به بها نه مختلف ويا زورآ زمايي با آنها ا سب هاي شا نرا ازمزرعه سرسبزاين سرزمين عبو ردا ده آرا مش وسکو ن کرسي قد رت مرد م ما را قربا ني اغرا ض خود خواها نه ، خو دپرستا نه وهوسرانيهاي خويش نموده وهيچگا ه ما را راحت نگذ اشته اند که د رنتيجه همين بحرانا ت ، ثروت هاي ما دي ومعنوي کشو رما تا سرحد نا بو دي رسيده ا ست .
فا جعه وبيد ا دگري د رکشو رما با د هه ا ول برج ثورسا ل 1371 خورشيدي – آغازود رجريا ن وزش اين طوفا ن خونين وتبا ه کن تعد ا د زيا دا زآثا رتا ريخي ا زبين رفت ،درين حوا دث فلا کت با ر برجها ومنا رها يا به طورکا مل ويا نيمه ا زبين برد ه شد ند . مناريکه د رچها ررا هي پل محمود خا ن بنا م برج سا عت شهرت داشت د رقد م ا ول مورد ضربات سلا حهاي ثقيل وتوپخا نه قر ا رگرفت ونيمه تخريب شد که بعد ها به کلي روي زمين هموا رگرد يد .
منارمبا رزنا مور راه استقلا ل ( عبد الوکيل خا ن نورستا ني ) که د رسه را ه دهمزنگ ود رمقا بل ريا ست ترافيک موقعيت داشت ، منا رمذ کور که بصو رت خيلي زيبا ا زسنگ مرمرسا خته شد ه بود با اند وه فرا وا ن د رجنگ هاي قد رت ا زچند طرف مورد خشم وغضب را کت هاي تشنگا ن قد رت و دشمنا ن ملت قرا رگرفته وهنوزنيزنقش زنجيروسا يط زرهد ارد رخرا به هاي آ ن با قي ما ند ا ست . د رگوشه شرقي با غ وحش کا بل منا ريا د گا ري قهرما نا ن وشهيد ا ن ا ستقلا ل کشو ر موقعيت دا شت که نا مهاي غازيا ن وشهيد ا ن د رآ ن تحريرگرد يده بود ، منا ر فو ق الذ کرقسمآ خسا ره مند وزخم هاي اصا بت مرمي سلا ح خفيف روي بد ن آ ن باقي ماند ه است . منا ريادگاري سنا توريم کا بل د رمقا بل د روا زه شما لي پوهنتو ن کا بل به شکل بسيا رزيبا جلوه گربود . د رسا ل (1310 – 1312 ( خورشيد ي – براي اولين بارشفا خا نه توبرکلو زبه منظو رجلو گيري ا زا ين مرض تا سيس گرد يد ه واين منا ريا د گا رهما ن شفا خا نه ا ست که با ديزاين وساختما ن خيلي جا لب ا زسنگ مرمراعما رگرد يده بو د. منار مذ کو ربا تا سف که د ست خور ده وبعضي ا زسنگ هاي آ ن ا زمحل اصلي تغيرومور د اصا بت مرمي نيزقر ارگرفته ا ست .
مقبره نا بغه بزرگ شرق ومتفکر دا نا سيد جما ل الد ين افغا ن د رقلب پوهنتو ن کابل واقع است که منارزيبا ي برفرا زآن اعما رگرديد ه بو د ، با اند وه فرا وا ن که هزا را ن مرمي ثقيل وخفيف برمنا رومقبره سيد ا فغا ن اصا بت واين آ رامگا ه چو ن قلب شهريا ن بي دفا ع کا بل غا رغا روخساره شد يد به آ ن وارد کرد ه ا ند . زما نيکه دا خل پوهنتو ن شده غرض بازديد ودعا به مزا رسيد سربزنيم با ديد ن اين همه جفا د رحق دانشگا ه کا بل ومقبر، اشک ا زچشما ن هربا زديد کند ه ميريزد وبه عا ملين اين جنا يت نفرين مي کند . منا رپيروزي قهرما نا نه مرد م افغا نستا ن ( فتح ميو ند ) به شکل بسيا رزيبا وا سا سي د رقسمت چوک جا ده ميو ند کا بل اعما رو دربخش تحتا ني منا ر اين ( لندي يا تک بيتي به زبا ن پشتو) مشهورکه توسط ملا لي ز ن نا مو رافغا ن وقهرما ن پرافتخا ر ميو ند گفته شد ه ا ست تحرير يا فته بو د که :
که په ميو ند کي شهيد نه شو ي خدا يرولا ليه بي ننگي ته دي سا تينه
اين منارنيزد رجريا ن جنگ مورد ضربا ت تو پ وتا نک واقع شده که ديگرد رنقشه آ ثارش نيست .تنها جاي آ ن روي زمين به نظرمي رسد که بيا نگروحشت وفا جعه بزرگ گذ شته وبا زگوکنند ه جنايت انسا نهاي وحشي وقا تل ا ست . به همين ترتيب برجها ومنا رهاي تا ريخي که طي اد وا رمختلف تا ريخ د رمراکزبعضي ا زولا يا ت کشورومحلا ت د يگرا عمارگرد يده بو د نيزبطو رمکمل ويا قسمآ تخريب گرد يده ا ند که ميتو ا ن ا زمنا رآزا دي د رپغما ن ( طا ق ظفر) د روا زه تا ريخي لشکرگا ه ومنا رجام هرات که ا زآثا ربا ستا ني به شما رمي ر و د ؛ يا د نمايم . منا رجا م هرات که دا راي 68 مترا رتفا ع بو ده وتوسط يو نسکو د رلست آثا رمشهو رجها ن شا مل گرد يد ه ا ست .
الا اي كابل نازدانه من
چرا آتش زدي در خانه من
كشيدم سالها بار غمت را
چرا از من گرفتي خانه ام را.
اکادمي علوم :اکادمي علوم د رسال 1357ازبخش هاي پشتوتولنه؛ انجمن تاريخ ؛ مرکزتحقيقات بين المللي پشتووانجمن دايرة المعارف د رچوکات شوراي وزيرا ن آن وقت تشکيل شد. درترکيب اکادمي علو م اکاد ميسين ، کاند يد اکا دميسين واعضاي افتخاري شامل بود . اکاد مي علو م داراي رتبه هاي چها رگا نه ذ يل ميبا شد: - معاون محقق - محقق - معا ون سرمحقق - سرمحقق پژوهش هاي علمي د ر رشته هاي مختلف علوم ؛ پيش برد تحقيقا ت طويل المد ت علمي به منظور تقويت اقتصاد ملي وغناي فرهنگي و ارزيا بي منا بع آ ب ، خاک ؛ حرارت ؛ انرژي ؛موا د خام و غيرمنابع طبيعي ؛ تعيين ذخايروجستجوي راه هاي موثربراي استفاده ا زآنها ؛ جستجوي راه ها وامکانا ت به منظوراستفاده ا زد ست آوردها وپيشرفت هاي جد يد علمي ؛ تخنيکي د راقتصاد کشور؛ رشد اقتصادي واجتماعي وتهيه ؛ ترتيب وتحقق پلا نهاي درازمد ت وکوتاه مد ت ؛ سهمگيري د رجهت تقويه وحمايه بنياد هاي اقتصادي وفرهنگي د رپرتواهداف عالي وانساني ؛ ا رتقاي سطح دانش وعلم د رافغا نستا ن ؛ تعيين ورهبري تحقيقا ت علمي د ربخش هاي مختلف علم و...
اکا دمي علوم غرض برآورده شد ن اهداف فوق الذکرتلا شهاي موفقانه وپيگير به خرچ دا ده وتعدا د زياد محققين ودانشمندا ن را به سطح کشورتربيه نموده است .اکادمي علو م د رسا حه علوم بشري به شمول تحرير کتا بها ورسا له ها (265) پروژه علمي را الي سا ل 1371اکما ل نموده ا ست ؛ ده ها گرد هما يي وسيمينار هاي علمي خورد وبزرگ وده ها عنوا ن کتاب تحقيقي ؛ تاريخي وادبي که تعدا د مجموعي آن به صد ها هزارجلد ميرسيد به بهترين شکل چاپ وبه نشررسا نده ا ست . اکادمي علوم سهم بارزي د رسطح کشورد رغنا مندي فرهنگ ما ادا نموده ا ست . اکادمي علوم بيش ا زده سمينار وگرد همايي بين المللي تدويرنموده که ا زجمله سمينا رراجع به کوشانيا ن ؛ دهمين سالگرد بين المللي تحقيقات پشتو؛ ابوعلي سينا بلخي ؛ خوشحا ل خا ن ختک ؛ اميرکروروناصرخسروقابل يا د آوري است .
باحوادث خونبارسا ل 1371خسارات فراوان وسنگيني به ساختمان هاي اين ا داره وارد وا زجمله ساختما ن مرکزبين المللي زبا ن پشتو ؛ دفترزبان وادبيات پشتو ؛ مجله کابل وتعد ادی ا زادارات ديگربه قرارگاه نظامي تبد يل گرديدند ا زکتاب هاي کتا بخا نه آن بحيث مواد سوخت استفاده نموده وزمانيکه ذخيره کتا بها به پا يا ن رسيد نيروهاي فا تح(!) به کند ن وحريق کلکين ود روا زه هاي عمارت آغازنمودند که تعداد ا زدا نشمندا ن با ديدن چنين حالت وحشت وبربريت به تکاليف گونا گون وبخصوص تکليف قلبي دچارگرديد ند که ا زجمله مي توا ن ازسرمحقق دو ست شينواري نا م برد .جاه طلبي وامراض سا د يستي تعداد ا زرهبرا ن وفرماند هان نيروهاي مقا ومت تنها اهرم مصيبت باربودکه استعمارمي توا نست درين راه ا زآن بهره برداري نمايد . باتصرف کابل شقاق ونفا ق وچند دستگي بين آ نها نمايا ن ومردم ستمديده؛ پريشان وکشوربه ويرانه مبدل گرديد . خيانت وخودخواهي اين سپاه سالا را ن که زاييده تحريکات پشت پرده قد رت هاي خارجي بود مملکت را بصورت سرزمين ملک الطوايفي درآورده و د رهرگوشه فرماندهي ؛ گروهي ؛ سردسته وگرد نکشي براي خو يش پوسته وپا تک وزندان وکشتا رگاه سا خته ازاين طريق قدرت وحاکميت خودرا به نمايش مي گذاشت .
هزاران مرد و زن بي دست و پا شد
هزاران دختر از مادر جدا شد
هزاران خانه شد با خاك يكسان
هزاران بيوه زن بي سرپناه شد .
اتحاديه نويسند گا ن :اتحاديه نويسندگا ن به مثابه يک سازمان اجتماعي د رسال 1359خورشيدي تاسيس ود رتشکيل دولت گنجانيده شد .اين اتحاديه تاسال 1371موفق به برگزاري بيش ا زصد گردهمايي خوردوبزرگ علمي وادبي شده وتوانست دفاترونماينده گي هاي درولايات وشهرهاي بزرگ کشورايجاد نمايد .اتحاديه نويسندگا ن طي دوازده سا ل فعاليت پربارخويش مجموعآ (150)عنوا ن کتاب علمي ، ادبي ، تاريخي وهنري رابه زبان هاي د ري وپشتو به چاپ رسانيده ونيزمجله ژوندون وبعدها قلم را دراوقات معين به سطح بالا به زبانهاي پشتوود ري به نشربرساند . تعدا د مجموعي آثارمنتشرشده ا زجانب اتحاديه نويسندگا ن افغا نستا ن تقريبآ به ( 250000 ) ميرسيد که ا زجمله به تعد اد (150000) جلد آن د رکتا بخانه ها وکتا ب فروشي هاي آ ن نگهداري مي شد که د ر جنگهاي ثورسال 1371د ر کابل تمام اين کتابها چوروچپا ول ويا طعمه آتش گرديد.
اتحاديه نويسندگا ن علاوه ا زکتابهاي چاپ شده صا حب کتا بخانه بسيارمجهزديگري نيزبودکه درمقراين اتحاديه اعماروساخته شده بود ، د رمجموع د رحدود 3000عنوان کتب بسيارمفيد وحايزاهميت علمي ، ا دبي ، تاريخي ، سياسي وهنري که به زبانهاي مختلف داخلي وخارجي تحريروتاليف گرديده بود د رآنجا موجود بود واين کتابخانه مانند سايرادارات وموسسات توليدي وفرهنگي چوروچپاول وبه تاراج برده شد . تعيين خسارات اين کتابخا نه کارمشکل ا ست ولي اگرارزش مالي هرجلد کتاب را (2) دالرآمريکايي تخمين کنيم ، مصارف مالي تعداد (150000) جلدکتاب ا زبين رفته تحويلخانه ها ومحلا ت نگهداري کتب اتحاديه نويسند گا ن افغا نستان به مبلغ (300000)دالربالغ مي گردد. همچنان اگرمصارف و ا رزش مالي تعداد (3000) عنوان کتب مختلف در کتابخا نه اتحاديه نويسند گا ن راباوسايل دست داشته ديگرآ ن في جلد کتاب (8) دالر تخمين نمايم قيمت مجموعي آ ن به (34000) دالرخواهد رسيد . همچنا ن خسارات شديد به ساختمان اتحاديه نيزوارد گرديده که اعمارمجدد ويا ترميم اساسي آ ن نيازبه صد ها هزا ردالردارد .
برادرها وطن را منگ كردند
به مردم زنده گي را تنگ كردند
به تاريخ وطن كردند بازي
وطن را ملك بي فرهنگ كردند.
كارخانجات جنگلك: يكي از دردناكترين ويراني هاي كابل نابودي مكمل كارخانجات جنگلك است. دهها تعمير كوچك و بزرگ سوراخ سوراخ و صدها موتر و وسايل فلزي تكه تكه شده اند. از ماشين هاي خورد و بزرگ كه تعداد شان به ده ها پايه مي رسيد كوچكترين اثري نمانده است. وقتي در صحن آن قدم مي گذاري نقش انگشتان هلاكو و چنگيز را بر در و ديوار آن مي بيني. جنگ سالاران هيچ شرمي ازين همه گناهي ندارند كه در حق مردم روا داشته اند. اگر اينان مرتكب هيچ ويراني ديگري نمي شدند و صرف جنگلك را به اين روز مي انداختند بازهم سزاوار محاكمه بودند. آنان از «قهرماني» هاي خود ياد كرده و خود را مستحق حاكميت و «غمخواران» مردم مينامند.
بيانات يكي ازين دستور دهندگان در مجلس به اصطلاح «حل وعقد» كه «ما كابل را ويران كرده خاك آن را به توبره كشيدهايم و اگر كدام ديواري باقيمانده باشد كلنگ را گرفته آنرا هم ويران ميكنيم» در كارخانجات جنگلك مصداق واقعي خود را پيدا كرده است. اين ويرانگران تاريخ اگر در تمام زمينه ها تزوير، دروغ و دورويي داشته اند اين بيان صادقانه ترين اعتراف شان بوده است. نياز محمد «حامز» معين اداري كارخانجات جنگلك چنين توضيح مي دهد: كارخانجات جنگلك در سال ۱۳۳۳ توسط آلمان بخاطر ساختن پرزه جات فابريكه نساجي گلبهار بوجود آمد. در ۱۳۳۹ به شركت سهامي مبدل و در سال ۱۳۵۹ دوباره دولتي شد. در ۱۳۷۲ غارتگران حرفوي آنرا به اين روز انداختند. حزب اسلامي گلبدين، وحدت و جنبش درين منطقه حضور داشتند. در ۱۳۷۴ وقتي درگيري ها فروكش كرد به همت كارگران و انجنيران فابريكه توانستيم بخشهايي از آن را دوباره احيا نماييم.
جنگلك در اوج فعاليت خود ۹۰ پايه ماشين، ۱۸۰۰ نفر كارگر و ۹ بخش توليدي داشت. ضمناً كورس هايي را جهت آموزش كارگران هميشه بر پا مي كرد. حال كه خصوصي سازي سياست اقتصادي دولت است، جنگلك هم بزودي به بخش خصوصي فروخته خواهد شد. ازين ناحيه كاركنان و كارگران كارخانه بشدت نگرانند زيرا بعد از فروش، بيكاري عدهي زيادي از آنان را تهديد خواهد كرد. ما طرحي داريم كه بشكل سهامي با بخش خصوصي بمانيم. چيزي كه هنوز معلوم نيست مورد قبول قرار ميگيرد يا خير. متشبثين خصوصي بايد تمامي تكنولوژي و ضمايم آنرا از نو بسازند چون فقط ساحه و تعمير هاي سوراخ سوراخ و غلتيدهي آن باقي مانده است. تنظيم هاي درگير ماشين هاي سبك را مكمل و ماشين هاي بزرگ را با اره توته توته كرده به پاكستان بردند. اكسيجن كه يكي از ضروريات جدي كشور بود درين كارخانه بقدر كافي توليد ميشد. حال تمام اين گاز از پاكستان وارد ميشود. ه
مچنان در بخش هاي فلزكاري و ريخته گري، ما تمام فرمايشات بخشهاي خصوصي و دولتي را بر آورده ميساختيم درحاليكه اكنون پاكستان تهيه كننده اين همه ضروريات ماست. بخوبي روشن است كه پاكستان از ويراني افغانستان چه منافعي را پيش بيني كرده بود. معاون توليدي كارخانجات جنگلك كه از انجنيران ماهر كشور مي باشد توضيح مي دارد: حال سه بخش خرادي، ساختمان فلز و ريخته گري با ۲۳۷ نفر كارگر و پرسونل در جنگلك بكار اشتغال دارند كه معاش آنان از عايد همين تصدي پرداخته ميشود. ماشين هاي ريخته گري و ذوب فلز كه تماماً برقي و از كار آيي خوبي برخوردار بودند با آهن هاي ضمايم آن بوسيلهي تنظيم ها به پاكستان برد ه شد. ما ماشين ذوب چدن از كار افتادهي داشتيم كه توته توته شده و تا گلباغ انتقال يافته بود. اين توته ها را كارگران بوسيله خرگادي دوباره جمع و وصل نموده حال از آن جهت ذوب و ريخته گري استفاده ميكنيم كه با كُوكس كار مي كند.
محمد هاشم كارگر ۶۲ ساله در بخش خرادي كه عمرش را بپاي ماشين در چند فابريكه گذرانده با عصبانيت مي گويد: «تمام اين ماشين ها را گلبدين بيدين دزدي كرد و به پاكستان برد و از چار طرف در و ديوارش را چنان كوفتند كه جايي سالم باقي نماند. ما درينجا از كوچكترين امكاناتي برخوردار نيستيم. ۲۶۰۰ افغاني معاش دارم، شهر بدست جنگ سالاران است هر طور دل شان بخواهد نرخ را تعيين ميكنند. آينده ما هم ناروشن است كه بخش خصوصي با ما چه برخورد خواهد كرد. ما درين بخش سنگ هاي اوزان متريك را ريخته گري كرده بعد خرادي ميكنيم. اين كارخانجات در منطقه نام داشت حال بجز چند ديوار سوراخ شده چيز ديگري از آن باقي نمانده.» عبدالمنان كارگر بخـش ساختـمان فلز مي گويد: من يك كارگر فني هستم و ۲۲ سال است كه به پاي ماشين كار ميكنم. در گذشته ما از در و پنجره تا چوكي، ميز، الماري، چپركت و دهها توليد ديگر داشتيم.
فرمايشات بخش هاي خصوصي و دولتي را برآورده ميساختيم. حال چون امكانات تخنيكي و پولي نداريم صرف ميز، چوكي و دروازه ميسازيم. ما كوچكترين وسيلهاي جهت انتقال نداريم.
نان چاشت نداريم. ۲۴۰۰ افغاني مشكل ما را حل كرده نميتواند چون كار |